English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (40 milliseconds)
English Persian
index :دارای فهرست کردن
indexed :دارای فهرست کردن
indexes :دارای فهرست کردن
Search result with all words
list فهرست کردن
cataloged فهرست کردن
cataloging فهرست کردن
catalogs فهرست کردن
catalogue فهرست کردن
catalogued فهرست کردن
catalogues فهرست کردن
cataloguing فهرست کردن
tabulate فهرست کردن
tabulated فهرست کردن
tabulates فهرست کردن
catalog فهرست کردن
Other Matches
basic یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
vehicle summary فهرست پیاده شدن خودروها فهرست ترتیب و مشخصات خودروهای ستون
blacklist فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklists فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisted فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
blacklisting فهرست اسامی مجرمین واشخاص مورد سوء فن فهرست سیاه
concordance فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
concordances فهرست الفبایی کلمات وعبارات در نوشته فهرست راهنما
rotas صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
rota صورت فهرست نگهبانی فهرست اسامی یا ادرس
active list فهرست افراد اماده به خدمت فهرست سربازان
part list فهرست قطعات فهرست لوازم یدکی
waiting list فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
picking list فهرست کالاهای انتخابی فهرست انتخاب
waiting lists فهرست منتظران مشاغل فهرست داوطلبان
glossaries فهرست معانی فهرست لغات
glossary فهرست معانی فهرست لغات
indexed فهرست فهرست اعلام
indexes فهرست فهرست اعلام
index فهرست فهرست اعلام
personate خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
grates باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbed محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curb محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbs محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
militarize جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
threads دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edges : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
edge : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
isobars دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent دارای دهن باز دارای لبان برگشته
inflames دارای اماس کردن ملتهب کردن
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
inflaming دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnish دارای اثاثه کردن مجهز کردن
inflame دارای اماس کردن ملتهب کردن
catalyze دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
innervate دارای پی کردن
nationalises دارای ملیت کردن
zigzagged دارای پیچ و خم کردن
nationalizes دارای ملیت کردن
body دارای جسم کردن
zigzags دارای پیچ و خم کردن
gift دارای استعداد کردن
insoul دارای روح کردن
vitaminize دارای ویتامین کردن
nationalizing دارای ملیت کردن
transistorize دارای ترانسیتور کردن
bodies دارای جسم کردن
zigzag دارای پیچ و خم کردن
hydrogenate دارای هیدروژن کردن
nationalised دارای ملیت کردن
nationalising دارای ملیت کردن
vallum دارای استحکامات کردن
freckle خال دارای کک مک کردن
nitrogenize دارای نیتروژن کردن
substantivize دارای ماهیت کردن
gifts دارای استعداد کردن
tinkle دارای طنین کردن
nationalize دارای ملیت کردن
potentialize دارای استعداد کردن
hydroxylate دارای هیدروکسیل کردن
rampart دارای استحکامات کردن
zigzagging دارای پیچ و خم کردن
crenelate دارای کنگره کردن
embrasures دارای منفذ کردن
varnishes دارای فاهرخوب کردن
varnished دارای فاهرخوب کردن
castellate دارای استحکامات کردن
tinkling دارای طنین کردن
personalize دارای شخصیت کردن
ensoul دارای روح کردن
personified دارای شخصیت کردن
personifies دارای شخصیت کردن
personify دارای شخصیت کردن
personifying دارای شخصیت کردن
varnish دارای فاهرخوب کردن
varnishing دارای فاهرخوب کردن
embrasure دارای منفذ کردن
whipstitch دارای مرز کردن
populate دارای جمعیت کردن
populates دارای جمعیت کردن
systemize دارای همست کردن
crenellate دارای کنگره کردن
tooth دارای دندان کردن
fluoridate دارای فلورید کردن
tinkles دارای طنین کردن
tinkled دارای طنین کردن
populating دارای جمعیت کردن
acinaseous دارای تخم و بذر دارای تخمدان
gravel blind دارای چشم تار دارای دید کم
virile دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
panes دارای جام شیشه کردن
wigs دارای گیس مصنوعی کردن
wig دارای گیس مصنوعی کردن
granulate دارای ذرات ریز کردن
flyspeck دارای لکه مگس کردن
pane دارای جام شیشه کردن
sanitate دارای لوازم بهداشتی کردن
to p a thing person with athing کسی را دارای چیزی کردن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
to p a thing for a person کسی را دارای چیزی کردن
bedevilled دارای روح شیطانی کردن
methodize دارای روش یاقاعدهای کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
reengine دارای موتور تازه کردن
ravine دارای دره تنگ کردن
ravines دارای دره تنگ کردن
prong دارای چنگک یا چنگال کردن
prongs دارای چنگک یا چنگال کردن
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
tat دارای حاشیه توری کردن
bedevilling دارای روح شیطانی کردن
criss-crossing دارای نقش چلیپایی کردن
bedevils دارای روح شیطانی کردن
criss-crosses دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossed دارای نقش چلیپایی کردن
criss-cross دارای نقش چلیپایی کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
bedevil دارای روح شیطانی کردن
fulcrum دارای نقطه اتکاء کردن
masterminds دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminded دارای نبوغ فکری ابداع کردن
woof پارچه کتانی دارای پود کردن
shoe دارای کفش کردن نعل زدن به
bell دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
bells دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivate تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind دارای نبوغ فکری ابداع کردن
woofs پارچه کتانی دارای پود کردن
motivating تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivates تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivated تهییج کردن دارای انگیزه شده
shoeing دارای کفش کردن نعل زدن به
russify دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
substantialize دارای وجود خارجی کردن یاشدن
shoes دارای کفش کردن نعل زدن به
retrench دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
systemmatize دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
systematize دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
phraseology فهرست
b.d catalogue فهرست بی . دی
file فهرست
kalendar فهرست
roster فهرست
tables فهرست
rosters فهرست
inventory فهرست
rolls فهرست
tabling فهرست
roll فهرست
rolled فهرست
index فهرست
directories فهرست
filed فهرست
directory فهرست
checklist فهرست
indexes فهرست
list فهرست
concordance فهرست
slipped فهرست
slips فهرست
concordances فهرست
slip فهرست
catalog فهرست
table فهرست
tabled فهرست
indexed فهرست
indexless بی فهرست
repertory فهرست
catalogues فهرست
catalogue فهرست
catalogs فهرست
cataloging فهرست
cataloguing فهرست
cataloged فهرست
catalogued فهرست
outrigged دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com