Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (3 milliseconds)
English
Persian
Training makes the memory absorb more.
آموزش
[ورزش حافظه]
باعث می شود که حافظه بیشترجذب کند.
Other Matches
training
آموزش عملی
to teach
آموزش دادن
train
[teach]
آموزش دادن
teach
آموزش دادن
give lessons
آموزش دادن
educate
آموزش دادن
adult education
آموزش بزرگسالان
instruct
آموزش دادن
on-the-job training
آموزش ضمن خدمت
educational work
کار آموزش و پرورشی
c
آموزش از طریق کامپیوتر
advance individual training
آموزش تکمیلی انفرادی
education department
اداره آموزش و پرورش
mastered
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
masters
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
A crash language course .
دوره فشرده آموزش زبان
master
آموزش و فهمیدن یک زبان یا فرآیند
cai
استفاده از کامپیوتر برای آموزش یک موضوع
cbl
آموزش و تحصیلات با استفاده از برنامههای مخصوص روی یک کامپیوتر
c
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش دانش آموزان
cbt
استفاده از سیستم کامپیوتری برای آموزش به دانش آموزان
c
استفاده از کامپیوتر برای آموزش به دانش آموزان و برآورد پیشرفت آنها
homestay
خانواده مهمان دار
[کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
home
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
homes
ریز کامپیوتر طراحی شده برای مصرف خانگی که برنامههای کاربردی آن شامل آموزش
pilot
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
piloted
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
pilots
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که از قالب مبتنی بر متن استفاده می کنند و در آموزش کامپیوتر به کار می رود
a dead language
<idiom>
زبان مرده و منقرض شده
[زبانی که دیگر آموزش داده نمی شود اما شاید برخی از کارشناسان از آن استفاده کنند.]
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com