English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
What soes not endure does not merit attachment . <proverb> آنچه نپاید دلبستگى را نشاید .
Other Matches
One should not set ones heart on what is not lasting. <proverb> هر چه نپاید دلبستگى را نشاید .
soon ripe soon rotten هرچه زود براید دیر نپاید
Tell not all you know , nor do all you can. <proverb> به زبان نیاور هر آنچه مى دانى,انجام نده هر آنچه مى توانى .
Whatsoever هرچه [هر آنچه] [آنچه ]
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
producing آنچه تولید میکند
constant آنچه تغییر نمیکند
circulars آنچه در یک دایره می چرخد
circular آنچه در یک دایره می چرخد
constants آنچه تغییر نمیکند
lightweights آنچه سنگین نیست
lightweight آنچه سنگین نیست
unwanted آنچه لازم نیست
used آنچه جدید نیست
circulating آنچه به راحتی می چرخد
exclusive آنچه شامل نمیشود
protective آنچه حافظت میکند
previous آنچه زودتر رخ میدهد
incoming آنچه از خارج می آید
authentic آنچه درست است
biased آنچه اریب دارد
auxiliary آنچه کمک میکند
contiguous آنچه اثر می گذارد
knowledge آنچه دانسته است
auxiliaries آنچه کمک میکند
the long and the short of it <idiom> آنچه گفتنی است
the above was a summary آنچه دربالا گفته شد
irretrievable آنچه قابل بازگشت نیست
durable آنچه به آسانی خراب نخواهد شد
malfunctioning آنچه خوب کار نکند
efficient آنچه که خوب کار میکند
electric آنچه با الکتریسیته کار میکند
audible آنچه قابل شنیدن است
selectable آنچه قابل انتخاب باشد
continual آنچه به طور پیاپی رخ میدهد
differential آنچه اختلاف را نشان میدهد
differentials آنچه اختلاف را نشان میدهد
removable آنچه قابل جابجایی است
relevant آنچه ارتباط مهمی دارد
significantly آنچه معنای مخصوصی دارد
Seldom seen soon forgotten . <proverb> از دل برود هر آنچه از دیده برفت .
What must be must be . <proverb> آنچه باید بشود خواهد شد .
unedited آنچه ویرایش نشده است
comparable آنچه قابل مقایسه نیست
common آنچه اغلب اتفاق میافتد
commoners آنچه اغلب اتفاق میافتد
commonest آنچه اغلب اتفاق میافتد
transportable آنچه قابل حمل است
distant آنچه در محلی قرار دارد
ambiguous آنچه دو معنای ممکن دارد
significant آنچه معنای مخصوصی دارد
third آنچه بعد از دومین می آید
preformatted آنچه فرمت شده باشد
variable آنچه قابل تغییر است
variables آنچه قابل تغییر است
expandable آنچه قابل گسترش باشد
residual آنچه در پشت سر باقی می ماند
exchangeable آنچه قابل تغییر است
controllable آنچه قابل کنترل است
value آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
values آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
valuing آنچه چیزی به اندازه آن می ارزد.
computable آنچه قابل محاسبه است
chargeable آنچه قابل شارژ است
alterable آنچه قابل تغییر است
extensible آنچه قابل گسترش است
normal معمولا یا آنچه به ترتیب رخ دهد
thirds آنچه بعد از دومین می آید
immediate آنچه یکباره اتفاق افتد
multifunction آنچه تابعهای متعددی دارد
maskable آنچه نادیده گرفتنی است
characteristic آنچه مخصوص یا ویژه است
characteristically آنچه مخصوص یا ویژه است
malfunction آنچه کامل کار نکند
malfunction آنچه درست کار نکند
malfunctioned آنچه کامل کار نکند
malfunctioned آنچه درست کار نکند
malfunctions آنچه کامل کار نکند
malfunctions آنچه درست کار نکند
dependent آنچه به دلیلی متغیر است
round آنچه در دایره حرکت میکند
availability آنچه به آسانی بدست آید
clears آنچه به سادگی فهمیده میشود
convertible آنچه قابل تبدیل است
clearest آنچه به سادگی فهمیده میشود
clearer آنچه به سادگی فهمیده میشود
quantifiable آنچه قابل شمارش است
interchangeable آنچه قابل تغییر است
convertibles آنچه قابل تبدیل است
clear آنچه به سادگی فهمیده میشود
recognizably آنچه قابل تشخیص است
recognizable آنچه قابل تشخیص است
identities آنچه کسی یا چیزی است
relative آنچه با دیگری مقایسه شود
identity آنچه کسی یا چیزی است
roundest آنچه در دایره حرکت میکند
finished آنچه کامل شده است
flexible آنچه قابل تغییر است
requirements آنچه مورد نیاز است
movable آنچه قابل حرکت است
approximating آنچه تقریبا درست است
simple آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simpler آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
prior آنچه قبلاگ رخ داده است
simplest آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
hidden آنچه قابل دیدن نیست
visible آنچه قابل دیدن است
pre آنچه قبلا توافق شده است
preventive آنچه مانع رویدادن چیزی شود
unique آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
heuristic آنچه از تجربیات گذشته درس گیرد
contents محتوا یا آنچه دروی چیزی باشد
magnetic آنچه میدان مغناطیسی مربوطه داد
alternate آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternated آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
alternates آنچه از یکی به دیگری تغییر می یابد
special آنچه متفاوت یا غیر عادی است
synchronous آنچه همان با دیگری اجرا شود.
pre- آنچه قبلا توافق شده است
selective آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
selectively آنچه داده خاصی را انتخاب میکند
downloadable آنچه قابل بار کردن است
easy to use آنچه قابل فهم و انجام باشد
erasable آنچه قابل پاک شدن است
original آنچه اول استفاده یا ساخته شود
frequents آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
predefined آنچه قبلا معرفی شده است
Except what is mentioned in paragraph 3. باستثنای آنچه درپاراگراف 3 آمده است
I spoke my mind. آنچه دردل داشتم بزبان آوردم
inactive آنچه کار نمیکند یا اجرا نمیشود
originals آنچه اول استفاده یا ساخته شود
payment on account آنچه علی الحساب پرداخت میشود
addressable آنچه قابل آدرس دهی است
hand-held آنچه قابل نگهداری در دست است
complete آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
adjacent آنچه مقابل یا نزدیک چیزی است
completing آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completes آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
completed آنچه به چیزی دیگر نیاز ندارد
logical آنچه از منط ق در عملیاتش استفاده میکند
desktop آنچه روی میز انجام میشود
desktop آنچه در بالا میز قرار دارد
What costs little is little esteemed . <proverb> آنچه کم بهاست ارج کمترى دارد .
impulsive آنچه برای زمان کوتاهی می ماند
centralized آنچه در یک موقعیت مرکزی قرار دارد
additional آنچه جمع شده یا اضافه است
magnets آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
undetected آنچه تشخیص داده نشده است
frequented آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
frequent آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
ambiguity آنچه به روشنی تعریف نشده است
continuous آنچه بدون توقف ادامه یابد
accessible آنچه قابل دستیابی و دسترسی است
optional آنچه قابل انتخاب شدن باشد
unauthorized آنچه باید مجوز داشته باشد
ambiguities آنچه به روشنی تعریف نشده است
magnet آنچه میدان مغناطیسی تولید میکند
incompatible ناسازگار یا آنچه خوب کار نمیکند
accidental آنچه تصادفی اتفاق افتاده است
unconditional آنچه به هیچ شرطی بستگی ندارد
uniquely آنچه با هر چیز دیگر متفاوت است
blinded آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
blinds آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
available آنچه قابل دستیابی یا خرید است
specify بیان واضح آنچه نیاز است
specifying بیان واضح آنچه نیاز است
frequenting آنچه می آید و می رود و اغلب رخ میدهد
successive آنچه یکی پس از دیگری فاهر میشود
simultaneous آنچه همزمان با چیز دیگری رخ میدهد
specifies بیان واضح آنچه نیاز است
damaged آنچه آسیب یا رنج دیده است
blind آنچه به کدهای خاصی پاسخ نمیدهد
manageable آنچه قابل کار کردن به سادگی باشد
extras اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
selectable آنچه توسط کاربر قابل انتخاب است
audio مربوط به صدا یا آنچه قابل شنیدن است
user آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
pushbutton آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
c آنچه توسط کامپیوتر ایجاد شده است
combinational آنچه شماره عناصر جدا را ترکیب میکند
preventative آنچه سعی در توقف رویدادن چیزی شود
alternative آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
extra اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra- اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
users آنچه توسط کاربر قابل انتخا است
alternatives آنچه به جای چیز دیگر قابل اجراست
defective خطا دار یا آنچه درست کار نمیکند
custom-built آنچه مخصوص یک مشتری ساخته شده است
down مربوط به کامپیوتر ها یا برنامه ها آنچه کار نمیکند
visual آنچه دیده میشود یا قابل دیدن است
natives رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
transient آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
native رویداد طبیعی یا آنچه تصادفی رخ نداده است
game آنچه برای لذت و آرامش بازی شود
transients آنچه برای مدت کوتاهی وجود دارد
sensitive آنچه حتی تغییرات کوچک را هم احساس میکند
He lost everything that was dear to him. آنچه برایش عزیز بود از دست داد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com