Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
name
ابرو علامت
names
ابرو علامت
Other Matches
symbol
اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
symbol
علامت ترسیمی علامت فرمولی
brows
ابرو
gutters
ابرو
brow
ابرو
gutter
ابرو
dishonorable
بی ابرو
watercourse
ابرو
brace
خط ابرو
creditability
ابرو
credit
ابرو
eyebrow
ابرو
credited
ابرو
crediting
ابرو
credits
ابرو
canal
ابرو
apt words
ابرو
canals
ابرو
accolades
خط ابرو
bristling
ابرو
eyebrows
ابرو
ditch
ابرو
ditched
ابرو
braced
خط ابرو
reputations
ابرو
prestige
ابرو
accolade
خط ابرو
dishonourable
بی ابرو
low down
بی ابرو
low-down
بی ابرو
street gutter
ابرو
low dwon
بی ابرو
ditches
ابرو
reputation
ابرو
wash out
ابرو
character
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters
نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
honor
ابرو ناموس
wash out
شیار ابرو
brace
اتل ابرو
braced
اتل ابرو
hip
ابرو درهای
superciliary
مربوط به ابرو
reputations
ابرو خوشنامی
hips
ابرو درهای
channeled
ابرو ابراهه
reputation
ابرو خوشنامی
what impaired his reputation
چه چیز به ابرو
not to stir an eyelid
خم به ابرو نیاوردن
weephole
ابرو دیوار
channelled
ابرو ابراهه
channeling
ابرو ابراهه
channel
ابرو ابراهه
box gutter
ابرو صندوقهای
channels
ابرو ابراهه
indignities
هتک ابرو
pencils
مداد ابرو
indignity
هتک ابرو
gutter
ابرو شیروانی
gutters
ابرو شیروانی
pencilling
مداد ابرو
pencil
مداد ابرو
Not to turn a hair. Not to bat an eyelid.
خم به ابرو نیاوردن
aqua
ابرو عرق
culverts
مجرای سر پوشیده ابرو
scowling
ابرو درهم کشی
scowls
ابرو درهم کشی
fauxpas
خبط یاخطایی که ابرو
scowl
ابرو درهم کشی
To pluck ones eyebrows.
زیر ابرو برداشتن
intercepting ditch
ابرو بالای خاکبرداری
culvert
مجرای سر پوشیده ابرو
scowled
ابرو درهم کشی
crayon
مداد ابرو نقاشی کردن
to pucker up the brow
در هم کشیدن گره بر ابرو زدن
crayons
مداد ابرو نقاشی کردن
ditch
ابرو کنار راه کنده
highbrow
دارای ابرو وپیشانی بلند
glabella
برامدگی پیشانی میان دو ابرو
ditched
ابرو کنار راه کنده
ditches
ابرو کنار راه کنده
To make eyes.
چشم و ابرو آمدن (نازو غمزه ).
bingo
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
emblem
علامت
banner
علامت
code
علامت
symptom
علامت
symptoms
علامت
branding
علامت
banners
علامت
apostrophe
علامت
signum
علامت
badge
علامت
signal generator
علامت زا
stripes
علامت
stripe
علامت
emblems
علامت
brand
علامت
apostrophes
علامت
indicium
علامت
insignia
علامت
designation
علامت
designations
علامت
marks
علامت
differentia
علامت
codes and codification
علامت
caret
علامت
apostrophize
علامت
mark
علامت
brands
علامت
impresa
علامت
tick
علامت
ticked
علامت
ticks
علامت
presaging
علامت
presages
علامت
presaged
علامت
presage
علامت
indicator
علامت
ditto
علامت
symbol
علامت
badges
علامت
tokens
علامت
signaled
علامت
tags
علامت
tag
علامت
bullet
یک علامت
bullets
یک علامت
token
علامت
signal
علامت
characters
علامت
unsigned
بی علامت
character
علامت
signalled
علامت
marine code
علامت
symptomless
بی علامت
fog signal
علامت مه
say the word
<idiom>
علامت دادن
sign flag
پرچم علامت
bracket
علامت پرانتز
file mark
علامت فایل
inverts
علامت چاپ
blinker
علامت چشمک زن
signed
علامت دار
signalling
علامت دهی
balefire
اتش علامت
Trade mark.
علامت تجارتی
baud
علامت در ثانیه
marker pen
علامت گذار
brand leader
علامت تجارتی
brevity code
علامت اختصاری
busy signal
علامت اشغال
calibration mark
علامت کالیبراسیون
audible signal
علامت سمعی
asymptomatic
بدون علامت
arrow head
علامت پیکان
acoustic signal
علامت صوتی
exclamation mark
علامت تعجب
advance sign
علامت اوانس
advisory signal
علامت هشدار
analog signal
علامت قیاسی
inverting
علامت چاپ
To give a signal ( sign) .
علامت دادن
invert
علامت چاپ
capital asset
علامت تجارتی
trademarks
علامت تجاری
branding
علامت تجارتی
trademarks
علامت تجارتی
brands
علامت رقم
brand
علامت رقم
brand
علامت تجاری
brand
علامت تجارتی
branding
علامت رقم
branding
علامت تجاری
brands
علامت تجاری
trademark
علامت تجاری
signaling
علامت دهی
brand names
علامت ساخت
minus sign
علامت منها
minus signs
علامت منها
interrogatives
علامت سئوال
trademark
علامت تجارتی
brands
علامت تجارتی
positive sign
علامت مثبت
brand name
علامت ساخت
coding
علامت گذاری
interrogative
علامت سئوال
minus
کم شد با علامت منفی
line out
با خط علامت گذاشتن
pharmaceutical sign
علامت دواسازی
picture signal
علامت تصویر
temporal sign
علامت زمانی
processing symbol
علامت پردازش
prosign
علامت قراردادی
prosign
علامت پیشوند
radar trace
علامت رادار
radical sign
علامت جذر
ratch
علامت سفید
request signal
علامت درخواست
terminal symbol
علامت پایانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com