English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
ground culvert ابگذر روی زمین
Other Matches
dike ابگذر
culvert ابگذر
gulleys ابگذر
gullets ابگذر
gullies ابگذر
gully ابگذر
culverts ابگذر
invert ابگذر
inverting ابگذر
gullet ابگذر
condvit ابگذر
box aqueduct پل ابگذر
conduit ابگذر
gucley ابگذر
watercourse ابگذر
nullah ابگذر
inverts ابگذر
gulch ابگذر
draining ابگذر
drained ابگذر
conduits ابگذر
drains ابگذر
drain ابگذر
gulches ابگذر
aqueducts ابگذر ناوهای
culverts مجرای اب ابگذر
drainpipe زهکش ابگذر
arched culvert ابگذر قوسی
conduit مجرای اب ابگذر
conduits مجرای اب ابگذر
pipe culvert ابگذر لولهای
aqueduct ابگذر ناوهای
drainpipes زهکش ابگذر
syphon culvert ابگذر سیفونی
culvert مجرای اب ابگذر
conductresses ابگذر- مجرا- مجری
culvert مجرای ابگذر سرپوشیده
conductress ابگذر- مجرا- مجری
single barrel culvert ابگذر استوانهای ساده
culverts مجرای ابگذر سرپوشیده
ford crossing تقاطع جاده با مجاری ابگذر
clowning دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clown دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
geotaxis گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancakes در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
inductive earthing زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
frost heave برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
off side سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
to break up از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
tellurian ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
sergeant گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx نوعی موشک زمین به زمین دریایی
rolling terrain زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
redstone موشک زمین به زمین رداستون
pershing موشک زمین به زمین پرشینگ
lacrosse نوعی موشک زمین به زمین
pervious ground زمین تراوا زمین نفوذپذیر
biosphere قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
talik زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
drop گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile موشک زمین به زمین
ground resolution قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
surface to surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface-to-surface موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface missile موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
soils زمین
tellus زمین
acres زمین
acre زمین
earths زمین
floor کف زمین
ground [British] [floor] کف زمین
soiling زمین
cinder track زمین دو
cinder tracks زمین دو
graze زمین
grazed زمین
grazes زمین
domain زمین
earthing زمین
fields زمین
fielded زمین
field زمین
land n زمین
domains زمین
geodetically زمین
extra terrestrial زمین
rooter زمین کن
soil زمین
norland زمین
floor کف زمین
lackland بی زمین
floored کف زمین
floors کف زمین
grass roots کف زمین
globes زمین
globe زمین
land زمین
ground زمین
ground line خط زمین
ground کف زمین
terrain زمین
real estate زمین
this earthly round زمین
earth زمین
aerospace جو زمین
ground : زمین
ground surface کف زمین
sandy soil زمین ماسهای
crust پوسته زمین
profile line نیمرخ زمین
borderlands زمین سرحدی
planned chart کروکی زمین
paralysis زمین گیری
floors محدوده زمین
plat تکه زمین
grounding زمین کردن
floored محدوده زمین
playing area محدوده زمین
mool زمین خشک
playing court زمین بازی
natural ground زمین طبیعی
panhandle زمین باریکه
floor محدوده زمین
crusts پوسته زمین
saturated ground زمین سیراب
ends زمین حریف
mallet field زمین چوگان
ground level سطح زمین
geology زمین شناسی
lowland زمین پست
west مغرب زمین
low land پستی زمین
low land زمین پست
predial or prae وابسته به زمین
ended زمین حریف
end زمین حریف
marchland زمین مرزی
mid court وسط زمین
measuring rod گز زمین پیمایی
measurement ofland زمین پیمایی
savanna زمین هموار
plant در زمین قراردادن
science of geology زمین شناسی
marsh land زمین ماندابی
plants در زمین قراردادن
goring زمین سه گوش
gores زمین سه گوش
ground level تراز زمین
mixed graze توام زمین
neutral earth زمین خنثی
terrain زمین ناحیه
occident مغرب زمین
rammer زمین کوب
oblique compartment زمین مورب
grounding ایجاد زمین
rear court انتهای زمین
terrain عوارض زمین
paralytic disability زمین گیری
shells قشر زمین
parcelling تفکیک زمین
parterre در طول زمین
borderland زمین سرحدی
laird صاحب زمین
shelling قشر زمین
open country زمین باز
basements زیر زمین
basement زیر زمین
upland زمین بلند
original ground زمین بکر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com