Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
smoking room
اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
Other Matches
oxygen tent
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tents
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
tape library
اتاق مخصوص نگهداری نوار
smokers
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smoker
واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
loft ladder
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
attic ladder
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
attic ladder
پلکلان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder
نردبان کشویی
[مخصوص اتاق زیرشیروانی]
gaff
میله نگهدارنده ضلع بالایی بادبان قلاب مخصوص حمل ماهی به خشکی یا قایق
flag
1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
flags
1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
smokehouse
محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
hunting horn
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
fob
فریب دادن جیب جلیقه مخصوص ساعت وغیره
grid ticks
علایم مخصوص نشان دادن چندشبکهای بودن نقشه
livery stable
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
pomfret
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
sea horse
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
ablegate
مامور مخصوص پاپ درکشورهای بیگانه برای دادن نشان و خلعت
escolar
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
compartmentalizing
اتاق اتاق کردن
compartmentalized
اتاق اتاق کردن
compartmentalised
اتاق اتاق کردن
compartmentalising
اتاق اتاق کردن
compartmentalize
اتاق اتاق کردن
compartmentalizes
اتاق اتاق کردن
compartmentalises
اتاق اتاق کردن
guppy
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fished
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
haddock
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
fishes
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
mackerel
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppies
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
fish
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
such like
وامثال ان
stamper
چکش وامثال ان
lutes
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lute
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
stations
توقفگاه نظامیان وامثال ان
stationed
توقفگاه نظامیان وامثال ان
flinders
خرده شیشه وامثال ان
polt
جوجه ماکیان وامثال ان
station
توقفگاه نظامیان وامثال ان
typeface
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
grayfish
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
solid angle
زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
smoker
دوددهنده میوه وگوشت وامثال ان
lifesaver
عضودسته نجات غریق وامثال ان
ribbon
نوار ضبط صوت وامثال ان
ribbons
نوار ضبط صوت وامثال ان
stringing
نخ کشیدن برگهای توتون وامثال ان
smokers
دوددهنده میوه وگوشت وامثال ان
staplers
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
stapler
فروشنده پشم وپنبه وامثال ان
graphics
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
coats of arms
نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
pilot burner
چراغ کوچک اجاق گاز وامثال ان
scarf
حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
scarfs
حمایل ابریشمی وامثال ان شال گردن
coat of arms
نشان یا علامت دولت یاخانواده وامثال ان
post-
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posts
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
posted
تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
proliferous
بارور شونده بوسیله پیازیا جوانه زنی وامثال ان
slop
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
slopped
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopping
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
shook
: مجموع تختههای لازم برای ساختن بشکه وچلیک وامثال ان
slopped
غذای رقیق وبی مزه پساب اشپزخانه وامثال ان تفاله
macedoine
مخلوطی ازسبزیجات پخته که در سالاد یاروی لرزانک وامثال ان بکارمیرود
register
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
guarding
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
guard
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
scopolamine
ی که با تزریق این ماده وامثال ان گرفته شده باشدقابل ارائه به دادگاه نیست
guards
حائل حالت اماده باش در شمشیربازی ومشت زنی وامثال ان نگاه داشتن
esquire
عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
sea calf
گوساله ماهی سگ ماهی
scrim
پارچه استری مبل وغیره کرباس نازکی که بعنوان بتونه قاب چوبی وامثال ان بکارمیبرند
slotting
شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
shell-shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell shock
اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
slot
شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
slots
شکاف یا سوراخی که برای انداختن پول در قلک وتلفن خود کار وامثال ان تعبیه شده
delete
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleted
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
pickerel
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
steeve
خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
embedded code
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
millboard
مقوای جلد کتاب وامثال ان مقوای کلفت
dispersal airfield
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
teleost
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
room mate
هم اتاق
room
اتاق
chambers
اتاق
rooms
اتاق
chamber
اتاق
vacuum chamber
اتاق خلاء
sickroom
اتاق بیمار
chamber of commerce
اتاق تجارت
bed and breakfast
اتاق و صبحانه
reception rooms
اتاق انتظار
studios
اتاق کار
sickrooms
اتاق بیمار
newsroom
اتاق خبر
linoleum
مشمع کف اتاق
tearoom
اتاق چای
chamber of commerce
اتاق بازرگانی
studio
اتاق کار
chamber of shipping
اتاق کشتیرانی
reception rooms
اتاق پذیرایی
newsrooms
اتاق نودادنگاری
newsrooms
اتاق خبر
newsroom
اتاق نودادنگاری
houseroom
اتاق خانه
toolroom
اتاق ابزار
undercroft
اتاق کلیسا
common room
اتاق استادان
common rooms
اتاق استادان
surgery
اتاق جراحی
surgeries
اتاق جراحی
distorted room
اتاق خطاانگیز
war room
اتاق جنگ
room temperature
دمای اتاق
reception room
اتاق انتظار
chamber of trade
اتاق بازرگانی
reception room
اتاق پذیرایی
assmbly-room
اتاق همایش
reading rooms
اتاق قرائت
reading room
اتاق قرائت
chamber of trade
اتاق تجارت
studding
ارتفاع اتاق
ante-chamber
اتاق انتظار
war room
اتاق عملیات
snow cave
اتاق برفی
clearing houses
اتاق تهاتر
waiting-room
اتاق انتظار
Room 123
اتاق 123
living rooms
اتاق نشیمن
living room
اتاق نشیمن
sitting-rooms
اتاق نشیمن
sitting-room
اتاق نشیمن
operations room
اتاق عملیات
roomfuls
بقدر یک اتاق پر
wheelhouse
اتاق سکان
wheelhouses
اتاق سکان
long gallery
اتاق طویل
keeping-room
اتاق نشیمن
roomful
بقدر یک اتاق پر
sitting room
اتاق نشیمن
a single room
یک اتاق یک نفره
clearing house
اتاق تهاتر
spence
اتاق ناهارخوری
batten
[تخته ی کف اتاق ]
Get out of the room.
از اتاق بروبیرون
common joist
تیر کف اتاق
a double room
یک اتاق دو نفره
dorter
اتاق خواب
vestibular
اتاق کوچک بدن
Elephant in the living room
فیل در اتاق نشیمن
a sinlge room
یک اتاق یک نفره
spense
اتاق ناهارخوری
dortour
اتاق خواب
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
Fine, I will take it.
خوب من اتاق را میخواهم.
workroom
اتاق کار کارگاه
I'd like a room with bath.
من یک اتاق با حمام میخواهم.
vestry
اتاق دعا رخت کن
hall
اتاق بزرگ دالان
vestries
اتاق دعا رخت کن
I'd like a sinlge room.
من یک اتاق یک نفره میخواهم.
undercroft
اتاق زیر زمینی
workshops
اتاق کار کارگاه
I'd like a double room
من یک اتاق دو نفره میخواهم.
halls
اتاق بزرگ دالان
lead chamber process
فرایند اتاق سربی
workshop
اتاق کار کارگاه
I'd like a room with twin beds.
من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
vestibular
مربوط به اتاق کوچک
Accident and Emergency
اتاق عمل اورژانس
A+E unit
[British E]
اتاق عمل اورژانس
casuality department
[British E]
اتاق عمل اورژانس
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com