Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
English
Persian
flexible joint
اتصال قابل انعطاف
flexible lead
اتصال قابل انعطاف
Other Matches
elastic
قابل کش امدن قابل انعطاف
flexible
قابل انعطاف
pliable
قابل انعطاف
flexible shaft
محور قابل انعطاف
flexible disk
دیسک قابل انعطاف
flexible cord
سیم قابل انعطاف
lock step
غیر قابل انعطاف
unchangeably
<adv.>
به طور غیر قابل انعطاف
flexible metal hose
لوله فلزی قابل انعطاف
flexible brake tubing
لوله قابل انعطاف ترمز
flexible arm lamp
چراغ مطالعه قابل انعطاف
unalterably
<adv.>
به طور غیر قابل انعطاف
immutably
<adv.>
به طور غیر قابل انعطاف
bine
هرنوع ساقه نرم و قابل انعطاف
flexible fuel tubing
لوله سوخت رسانی قابل انعطاف
inelastic
غیر قابل انعطاف تغییر نا پذیر
air foil
سطوح ایرودینامیک هواپیماپوششهای قابل انعطاف بدنه هواپیما
foils
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiling
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foiled
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
foil
مسابقه شمشیربازی فویل شمشیر با گارد کاسهای وتیغه قابل انعطاف
case
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
cases
جعبه محتوی باروت و فشنگ و غیره قابل انعطاف بودن کمان حق تقدم درتیراندازی انداختن قلاب به اب
male connector
ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
slot
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slotting
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
slots
اتصال درون کامپیوتر که در آن کارت اضافی قابل نصب است
outlets
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
outlet
اتصال یا نقط های در مدار یا شبکه که سیگنال یا داده قابل دستیابی است
bulletin board system
پایگاه داده اطلاعات و پیام که توسط مودم و اتصال کامپیوتری قابل دسترسی است
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
demodulator
دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
hard
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hardest
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
harder
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
ethernet
شبکه پیاده سازی شده با استفاده از کابل looxial ضخیم و گیرنده / فرستنده برای اتصال به شاخههای کابل قابل سرویس دهی در مسافت دور
layers
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patches
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer
لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch
کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP
پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector
وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre
نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contact
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacting
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts
یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings
سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector
اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
drawbar
بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
linkage
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivelled
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
linkages
مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
swivels
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivel
اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
inflections
انعطاف
inflection
انعطاف
inflexion
انعطاف
inflexions
انعطاف
plasticity
انعطاف
flexibtlity
انعطاف پذیری
resile
انعطاف داشتن
inflexibility
انعطاف ناپذیری
flexibility
انعطاف پذیری
rigidity
انعطاف ناپذیری
flexibility
قابلیت انعطاف
rigid
انعطاف ناپذیر
plasticity
انعطاف پذیری
flexible
انعطاف پذیر
supple
انعطاف پذیر
uncompromising
غیرقابل انعطاف
uncompromisingly
غیرقابل انعطاف
pliability
قابلت انعطاف
malleability
قابلیت انعطاف
elastic
انعطاف پذیر
RJ connector
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
nonflexible wage
مزد انعطاف ناپذیر
wage rigidity
انعطاف ناپذیری مزد
economic flexibility
انعطاف پذیری اقتصادی
elastic demand
تقاضای انعطاف پذیر
elastic supply
عرضه انعطاف پذیر
soft
<adj.>
نرم وقابل انعطاف
rigidity of wages
انعطاف ناپذیری مزدها
wage flexibility
انعطاف پذیری دستمزد
rigidity of prices
انعطاف ناپذیری قیمت ها
nonflexible price
قیمت انعطاف ناپذیر
malleable
نرم وقابل انعطاف
flexibilitas cerea
انعطاف پذیری مومی
waxy flexibility
انعطاف پذیری مومی
flexible budget
بودجه انعطاف پذیر
smooth
<adj.>
نرم وقابل انعطاف
price rigidity
انعطاف ناپذیری قیمت
flexible tariff
تعرفه انعطاف پذیر
flexible price
قیمت انعطاف پذیر
price responsiveness
انعطاف پذیری قیمت
intorsion
پیچش ساقه انعطاف
flexible
انعطاف پذیر تا شدنی
flexible disk
دیسک انعطاف پذیر
intortion
پیچش ساقه انعطاف
flexible pavement
شوسه انعطاف پذیر
flexible footing
شالوده انعطاف پذیر
ramp
سینه کش اتصال فراز اتصال
lead
قطب اتصال سیم اتصال
ramps
سینه کش اتصال فراز اتصال
cascade connection
اتصال کاسکاد اتصال پلهای
terminal
محل اتصال پیچ اتصال
terminals
محل اتصال پیچ اتصال
slip road
سینه کش اتصال فراز اتصال
leads
قطب اتصال سیم اتصال
software flexibility
انعطاف پذیری نرم افزار
T connector
اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line
اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
recoverable item
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
elasticity
خاصیت فنری قابلیت ارتجاع و خم شدن قابلیت انعطاف
escrow
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
lanolin
لانولین
[ماده چربی موجود در سطح الیاف پشم که در صورت شسته نشدن حالت انعطاف پذیری و درخشندگی به فرش های پشمی می بخشد.]
exigible
قابل مطالبه قابل پرداخت
bilable
قابل رهایی قابل ضمانت
presumable
قابل استنباط قابل استفاده
tenable
قابل مدافعه قابل تصرف
achievable
قابل وصول قابل تفریق
adducible
قابل اضهار قابل ارائه
flexile
قابل تغییر قابل تطبیق
exigible
قابل تقاضا قابل ادعا
observable
قابل مشاهده قابل گفتن
changeable
قابل تعویض قابل تبدیل
transferable
قابل واگذاری قابل انتقال
thankworthy
قابل تشکر قابل شکر
sensible
قابل درک قابل رویت
presentable
قابل نمایش قابل تقدیم
presentable
قابل معرفی قابل ارائه
combustible
قابل سوزش قابل تراکم
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indiscoverable
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
indemonstrable
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
inconvertible
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
floatable
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
hitches
اتصال
hitched
اتصال
unions
اتصال
union
اتصال
hitching
اتصال
tie line
خط اتصال
connection line
خط اتصال
tie down
اتصال
v joint
اتصال "وی "
fusions
اتصال
attaching
اتصال
attaches
اتصال
attach
اتصال
cutter link
اتصال
networks
اتصال
network
اتصال
fusion
اتصال
seams
خط اتصال
bounding
اتصال
juncture
اتصال
bonding
اتصال
coupling
اتصال
scarfs
اتصال
scarf
اتصال
coitus
اتصال
seam
خط اتصال
clutch dog
فک اتصال
continuity
اتصال
fitting
اتصال
contacting
اتصال
contacts
اتصال
hitch
اتصال
single u butt joint
اتصال لب به لب "یو"
single u butt weld
اتصال لب به لب "یو"
butt joint
اتصال لب به لب
conjunction
اتصال
binding
اتصال
incorporation
اتصال
conjunctions
اتصال
contact
اتصال
contacted
اتصال
abjoint
بی اتصال
abutment
اتصال
connector
اتصال
nexus
اتصال
suspensions
اتصال
suspension
اتصال
joint
اتصال
symphysis
اتصال
connectivity
اتصال
butt joint riveting
اتصال لب به لب
jump joint
اتصال لب به لب
colligation
اتصال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com