English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (14 milliseconds)
English Persian
motor اتومبیل حرکت دهنده
motor- اتومبیل حرکت دهنده
motored اتومبیل حرکت دهنده
motors اتومبیل حرکت دهنده
Other Matches
motor paced حرکت اتومبیل جلو دوچرخه
snowmobile اتومبیل مخصوص حرکت روی برف
driving rod میله حرکت دهنده
driving spring فنر حرکت دهنده
locomotives حرکت دهنده نیروی محرکه
locomotive حرکت دهنده نیروی محرکه
truckler حرکت دهنده یا غلتاننده چرخ چاپ لوس
towing به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
wobble plate دیسکی که بصورت لولایی یاصلب به عنوان مکانیزم حرکت دهنده روی شفت نصب شده است
slingshot مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshots مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
stock-cars اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock-car اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
automobile اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
automobiles اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreen پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
trimmer زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
exhibitor نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibiter نمایش دهنده ارائه دهنده
conglutinative التیام دهنده جوش دهنده
extender توسعه دهنده ادامه دهنده
bailor امانت دهنده کفیل دهنده
catalysts تشکیلات دهنده سازمان دهنده
exhibitors نمایش دهنده ارائه دهنده
catalyst تشکیلات دهنده سازمان دهنده
bailer امانت دهنده کفیل دهنده
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum سرعت حرکت شتاب حرکت
angle of depression میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skull حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skulls حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
travelling overwatch راهپیمایی با پوشش حرکت راهپیمایی با استفاده ازمراقبت حرکت با اتش
indicator نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
nodes ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
bounding overwatch حرکت خیز به خیز با پوشش حرکت با اتش و مانور
node ابتدا یا انتهای مسیر حرکت مقاطع مسیر حرکت
quadrature encoding سیستمی که جهت حرکت mouse را مشخص میکند. در یک mouse مکانیکی , دو احساس WS و سیگنال حرکت عمودی و افقی آنرا تشخیص می دهند. با این روش این سیگنالها ارسال می شوند
cars اتومبیل
speedway اتومبیل رو
jacks جک اتومبیل
pony car اتومبیل دو در
hobby car اتومبیل دو در
car اتومبیل
horseless carriage اتومبیل
sqark plug در اتومبیل
autocar اتومبیل
car jack جک اتومبیل
motor coach jack جک اتومبیل
automobile اتومبیل
automobiles اتومبیل
jack جک اتومبیل
touring car اتومبیل 4 یا 5 یا 6 نفره
heater plug شمع اتومبیل
motors اتومبیل راندن
carbody اطاق اتومبیل
runabouts اتومبیل سبک
snowmobile اتومبیل برفی
top boot کروک اتومبیل
garageman تعمیرکار اتومبیل
tricar اتومبیل سه چرخه
sport car اتومبیل شکاری
sport car اتومبیل کورسی
sport car اتومبیل اسپورت
funny car اتومبیل غیرعادی
runabout اتومبیل سبک
saloon car اتومبیل کالسکهای
sports sedan اتومبیل کوچک
car port سایبان اتومبیل
patrol cars اتومبیل گشتی
hoods کاپوت اتومبیل
mule اتومبیل تمرین
mules اتومبیل تمرین
driver اتومبیل ران
drivers اتومبیل ران
motor vehicle tax فرمان اتومبیل
radiator رادیاتور اتومبیل
radiators رادیاتور اتومبیل
motorcar jack بالابر یا جک اتومبیل
a small car یک اتومبیل کوچک
a medium sized car یک اتومبیل متوسط
hood کاپوت اتومبیل
tanker اتومبیل نفش کش
tankers اتومبیل نفش کش
passenger car اتومبیل سواری
passanger car اتومبیل شخصی
parabolic reflector نورافکن اتومبیل
patrol wagon اتومبیل پلیس
paddywagon اتومبیل پلیس
patrol car اتومبیل گشتی
license plates نمرهی اتومبیل
license plate نمرهی اتومبیل
cattle-grid قفسفلزیمخصوصحملاحشام با اتومبیل
estate cars اتومبیل استیشن
car ports سایبان اتومبیل
a large car یک اتومبیل بزرگ
car hire اجاره اتومبیل
accidents تصادف اتومبیل
racing car اتومبیل مسابقه
sports car اتومبیل کورسی
jackshaft دنده دو در اتومبیل
interior heater بخاری اتومبیل
motor اتومبیل راندن
motor- اتومبیل راندن
ignition coil کویل اتومبیل
motored اتومبیل راندن
jitney اتومبیل کرایهای
tyre لاستیک اتومبیل
tyres لاستیک اتومبیل
accident تصادف اتومبیل
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
car breakdown خرابی اتومبیل
licence plate پلاک اتومبیل
sports car اتومبیل شکاری
sports cars اتومبیل شکاری
sports cars اتومبیل کورسی
grease روغن اتومبیل
greased روغن اتومبیل
greasing روغن اتومبیل
tyros لاستیک اتومبیل
hooting signal سیگنال اتومبیل
auto radio گیرنده اتومبیل
automotive industry صنعت اتومبیل
motorcar industry صنعت اتومبیل
automobile body اطاق اتومبیل
automotive wrench اچار اتومبیل
automotive engine موتور اتومبیل
auto body اطاق اتومبیل
formula car اتومبیل مسابقه
door lamp لامپ در اتومبیل
bonnet کاپوت اتومبیل
motoring اتومبیل رانی
automobile radio equipment رادیوی اتومبیل
bonnets کاپوت اتومبیل
automobile gear transmission گیربکس اتومبیل
automobile fuse فیوز اتومبیل
motorcar engine موتور اتومبیل
automobile engine موتور اتومبیل
automobile battery باتری اتومبیل
automotive صنعت اتومبیل
auto radio رادیوی اتومبیل
automobile body sheet بدنه اتومبیل
motoring تکنیک اتومبیل
driving mirror اینه اتومبیل
auto body sheet بدنه اتومبیل
baloon tire لاستیک اتومبیل
dead load شاسی اتومبیل
sprinkler truck اتومبیل ابپاش
fan پروانه اتومبیل
car owner مالک اتومبیل
station car اتومبیل استیشن
fanned پروانه اتومبیل
fanning پروانه اتومبیل
fans پروانه اتومبیل
starting crank هندل اتومبیل
berm داشبورد اتومبیل
flivver اتومبیل ارزان
belt molding زه روکوب اتومبیل
stabile بدون حرکت بی حرکت
altitude azimuth عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com