English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
frenchify اداب ورسوم فرانسویها را داشتن
Other Matches
protocols اداب ورسوم
protocol اداب ورسوم
formality رعایت اداب ورسوم
formal مقید به اداب ورسوم اداری
sinify مطابق اداب ورسوم چینی کردن
sinicize مطابق اداب ورسوم چینی کردن
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
ethnography تشریح علمی نژادهای بشراز نظر اداب ورسوم و اختلافاتی که ازاین نقطه نظر با هم دارند
sinicism متابعت از اداب ورسوم چینی چینی پرستی
to observe the proprieties اداب معاشرت را نگاه داشتن
conventional پیروسنت ورسوم
ethos عادات ورسوم قومی
sinology مطالعه ادبیات ورسوم چین
hebraism عادات ورسوم واصطلاحات عبری
conventionality مطابقت با ایین ورسوم قراردادی
conventionally برطبق ایین ورسوم قراردادی- مطابق قرارداد
etiquette اداب
practices اداب
mores اداب
manners اداب
ceremonials اداب
habitude اداب
elegant maners اداب
ceremonial اداب
rules of decorum اداب
propriety of behaviour اداب
devoir اداب
good manners اداب
rite اداب
folklore معتقدات واداب ورسوم قدیمی واجدادی افسانههای قومی واجدادی فولکلور
decorum اداب دانی
unmannered بدون اداب
liturgy اداب نماز
unmennerly بدون اداب
punctual اداب دان
tactfully مبادی اداب
liturgies اداب نماز
tactful مبادی اداب
preciosity اداب دانی
religious rites اداب دینی
politest مبادی اداب
politer مبادی اداب
polite مبادی اداب
he has no manners اداب ندارد
military courtesy رفتارو اداب نظامی
savoir vivre دانش اداب ومعاشرت
ritually از روی اداب ومراسم
etiquette علم اداب معاشرت
customs of war اداب عرفی جنگ
breach of propriety عدم رعایت اداب
turkism اداب وسنن ترکی
military courtesy اداب معاشرت نظامی
tactless بدون مبادی اداب
formalism رعایت ائین و اداب
punctiliously بسیار مبادی اداب
tactlessly بدون مبادی اداب
punctilious بسیار مبادی اداب
kith علم اداب معاشرت
americanization پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
Scotticisms اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
judaize اداب و رسوم یهودی را پذیرفتن
Scotticism اداب وخصوصیات اسکاتلندی خسیسی
anglomania شیفتگی برای اداب انگلیسی ها
unconventionality عدم رعایت اداب و رسوم
toilet training اموزش اداب توالت رفتن
cads پست و بدون مبادی اداب بودن
smoothies ادم مبادی اداب چرب زبان
cad پست و بدون مبادی اداب بودن
smoothie ادم مبادی اداب چرب زبان
clownish دارای رفتار زمخت وبدون اداب
keep up with the times موافق اوضاع و اداب روزرفتار کردن
smoothy ادم مبادی اداب چرب زبان
italianism پیروی از اداب و رسوم مردم ایتالیا
agriology مطاله و تطبیق اداب و رسوم قبایل وحشی
bon ton روش خوب رفتار از روی نزاکت وطبق اداب معموله
occidentalist کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
propriety قواعد متداول ومرسوم رفتارواداب سخن مراعات اداب نزاکت
longed میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
longs میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long- میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
to keep up از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
to keep down زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
customs of war اداب مربوط به جنگ که بدون انکه قدرت قانونی داشته باشد موردقبول دولتهاست
relative income hypothesis بوده و نقش اداب و رسوم در رابطه بامصرف را نشان میدهد . این تئوری ازدیگرتئوریهای جدید درباره مصرف است
differs اختلاف داشتن تفاوت داشتن
cost قیمت داشتن ارزش داشتن
differ اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoping انتظار داشتن ارزو داشتن
differed اختلاف داشتن تفاوت داشتن
proffers تقدیم داشتن عرضه داشتن
differing اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hopes انتظار داشتن ارزو داشتن
hoped انتظار داشتن ارزو داشتن
meanest مقصود داشتن هدف داشتن
resides اقامت داشتن مسکن داشتن
abhorring بیم داشتن از ترس داشتن از
meaner مقصود داشتن هدف داشتن
proffer تقدیم داشتن عرضه داشتن
mean مقصود داشتن هدف داشتن
resided اقامت داشتن مسکن داشتن
to have by heart ازحفظ داشتن درسینه داشتن
hope انتظار داشتن ارزو داشتن
abhors بیم داشتن از ترس داشتن از
reside اقامت داشتن مسکن داشتن
proffering تقدیم داشتن عرضه داشتن
abhorred بیم داشتن از ترس داشتن از
proffered تقدیم داشتن عرضه داشتن
upkeep بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
hellenism یونانی مابی اداب یونانی
to have something in reserve چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
long for اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life <idiom> زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
to hold داشتن
wanted کم داشتن
want کم داشتن
to hold a meeting داشتن
possessing داشتن
possess داشتن
possesses داشتن
monogyny داشتن یک زن
to have possession of داشتن
owned داشتن
lackvt کم داشتن
bear در بر داشتن
bear داشتن
owning داشتن
owns داشتن
to have داشتن
to possess داشتن
to be feverish تب داشتن
to have f. تب داشتن
redolence بو داشتن
to be in a f. تب داشتن
lacked کم داشتن
lack کم داشتن
to go hot تب داشتن
bears در بر داشتن
doubts شک داشتن
doubting شک داشتن
lacks کم داشتن
doubted شک داشتن
doubt شک داشتن
intercommon داشتن
having داشتن
have داشتن
relieve داشتن
bears داشتن
relieves داشتن
own داشتن
relieving داشتن
imply دلالت داشتن
to be away on vacation [American] داشتن مرخصی
abominate تنفر داشتن
implying دلالت داشتن
abominating تنفر داشتن
lackvt احتیاج داشتن
outstand برجستگی داشتن
letted باز داشتن
implies دلالت داشتن
stick up برجستگی داشتن
jutty پیشرفتگی داشتن
look after توجه داشتن به
contradict تناقض داشتن با
corresponded رابطه داشتن
varies فرق داشتن
abominated تنفر داشتن
abominates تنفر داشتن
hear خبر داشتن
hears خبر داشتن
mant لکنت داشتن
mislike تنفر داشتن از
misdeem سوء فن داشتن
mediately با داشتن وسیله
vary فرق داشتن
schismatize شقاق داشتن
adjudge مقرر داشتن
contests اعتراض داشتن بر
contesting اعتراض داشتن بر
contradicted تناقض داشتن با
contested اعتراض داشتن بر
contradicts تناقض داشتن با
contest اعتراض داشتن بر
meritoriously با داشتن استحقاق
resembling شباهت داشتن
propend تمایل داشتن
refrained نگاه داشتن
protend بسط داشتن
to look like شباهت داشتن
receive of سهم داشتن از
reck پروا داشتن
reck بیم داشتن
reck باک داشتن
occupying مشغول داشتن
occupy مشغول داشتن
occupies مشغول داشتن
preservatize نگاه داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com