English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
umlaut ادغام حرف صداداردرحرف صدادار بعدی
Other Matches
projecting تولید نمایش گرافیکی دو بعدی از یک صفحه سه بعدی تصویر
vowel صدادار
vowels صدادار
snant صدادار
phonofilm فیلم صدادار
vocalical صدادار صوتی
vocalic صدادار صوتی
riptide جریان اب صدادار
phonic جسم صدادار
prevocalic بلافاصله قبل از حرف صدادار
vanishing بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
intervocalic واقع میان دو حرف صدادار بین الهجائین
vanished بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanish بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
vanishes بخش ضعیف ونهایی بعضی از حرفهای صدادار
PHIGS برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
preemptive multitasking حالت چندکاره که سیستم عامل یک برنامه را برای مدت زمانی اجرا میکند و پس کنترل را به برنامه بعدی میدهد به طوری که برنامه بعدی وقت پردازنده را نخواهد گرفت
macron علامت "-" که بالای حروف صدادار گذارده میشود تاصدای ان بلندتر شود
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
amalgametion ادغام
integeration ادغام
elision ادغام
umlaut ادغام
affrication ادغام
affricate ادغام
ellipses ادغام
diphthong ادغام
diphthongs ادغام
ellipse ادغام
mergers ادغام
crasis ادغام
condensation ادغام
synal ادغام
merger ادغام
pooling ادغام
vertical merger ادغام عمودی
elides ادغام کردن
eliding ادغام کردن
elided ادغام کردن
vertical integration ادغام عمودی
umlaut ادغام کردن
elide ادغام کردن
sectoral integation ادغام بخشی
contractions ادغام همکشیدن
consolidation ادغام کردن
contraction ادغام همکشیدن
consolidator ادغام کننده
mail merge ادغام پستی
merge ادغام شدن
affricate ادغام صوتی
horizontal integration ادغام افقی
merge ادغام شرکتها
merge ادغام کردن
merges ادغام کردن
merges ادغام شرکتها
merges ادغام شدن
mail merging ادغام پستی
diphthongization ادغام اصوات
syn ادغام هجائی یاصدایی
diphthongize ادغام کردن اصوات
coalesced ادغام دو یا چند فایل
consolidation ادغام دو یاچند موسسه
consolidation ادغام دو یا چند موسسه
merge sort ادغام و جور کردن
amalgamation ادغام یا اختلاط شرکتها
consolidate goods کالاها را ادغام کردن
coalesce ادغام دو یا چند فایل
coalescing ادغام دو یا چند فایل
sort merge جور کردن و ادغام
coalesces ادغام دو یا چند فایل
contractile ادغام شونده هم کشی پذیر
merge غرق شدن ادغام کردن
merges غرق شدن ادغام کردن
synaloepha ادغام دو یا چندحرف صدا دار
ain't صورت ادغام شدهء not areوnot is
synalepha ادغام دویاچند حرف صدا دار
except مکان دهی و ادغام شامل نیست
business combination ادغام دو یا چند موسسه دریکی از ان موسسات
report generator نرم افزاری که امکان ادغام فایل ازپایگاه داده ها به متن را میدهد
an حرف a در جلو حروف صدادار و جلو حرف Hبصورت an استعمال میشود
collator ماشینی که برای تلفیق و ادغام مجموعه کارتها یا سایر اسناد در یک رشته متوالی بکار می رود
word star یک برنامه پردازش کلمه مشهور که شامل هجی کردن کلمات و ویژگی ادغام پستی استacrostic
optimal merge tree نمایش درختی یک ترتیب که در ان رشته ها قرار است درهم ادغام گردند تا اینکه حداقل تعداد عملیات رخ دهد
groupage ادغام نمودن بارهای مختلف جهت حمل ترکیب در حمل
merge برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
merges برنامه کاربردی نرم افزاری که فایلهای ذخیره شده در فایل جدید ادغام شده اند
Mingle design طرح تلفیقی [ادغام کردن طرح ها با یکدیگر]
unidimensional تک بعدی
unidimensional یک بعدی
puisne بعدی
solids سه بعدی
serotine بعدی
further بعدی
subsequent بعدی
two-dimensional دو بعدی
spatial سه بعدی
succeeding بعدی
cubical سه بعدی
ulterior بعدی
furthers بعدی
furthering بعدی
future بعدی
furthered بعدی
solid سه بعدی
three dimentional سه بعدی
tridimensional سه بعدی
three-dimensional سه بعدی
one dimentional یک بعدی
three dimensional سه بعدی
one dimentional تک بعدی
second thoughts بعدی
two dimensional دو بعدی
feeder report گزارشات بعدی
four dimensional چهار بعدی
versatile چند بعدی
follow up supply اماد بعدی
multidimensional چند بعدی
follow up اماد بعدی
n cube مکعب N بعدی
multidimentional چند بعدی
hologram تصویر سه بعدی
aftereffect اثر بعدی
aftertaste لذت بعدی
one dimensional array ارایه یک بعدی
follow up اقدامات بعدی
latter day روز بعدی
holographic image نمایی از شی سه بعدی
holograms تصویر سه بعدی
immediate destination مقصد بعدی
aftertastes لذت بعدی
deep space فضای سه بعدی
two dimensional lattice شبکه دو بعدی
succeeding generation نسل بعدی
t' other بعدی دیگر
t' other نفر بعدی
tother بعدی دیگر
three dimensional lattice شبکه سه بعدی
aftermath عواقب بعدی
three dimensional polymer بسپار سه بعدی
two dimensional array ارایه دو بعدی
three dimentional array ارایه سه بعدی
after-effects تاثیر بعدی
triaxial test ازمایش سه بعدی
tridimensionality حالت سه بعدی
after-effect تاثیر بعدی
two demensional chromatography کروماتوگرافی دو بعدی
unidimensionality یک بعدی بودن
3D analysis بررسی سه بعدی
illusiansm نقاشی سه بعدی
dosseret بلوک سه بعدی
stereoscope سه بعدی نما
stereognosis ادراک سه بعدی
stereoscopic vision دید سه بعدی
solid geometry هندسه سه بعدی
3D analysis آنالیز سه بعدی
subsere توالی بعدی
space frame قاب سه بعدی
tother نفر بعدی
merging traffic ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
isometric Projection [نقشه هم اندازه سه بعدی]
depth quening سه بعدی کردن یک شی دوبعدی
ulterior plans تدابیر اجل بعدی
color solid سه بعدی رنگ نما
afterimage تصویر بعدی چیزی
aftereffect اثر بعدی داور
increments حرکت به محل بعدی
increment حرکت به محل بعدی
Turn left at the next corner. سر پیچ بعدی به چپ بپیچید.
next state function تابع حالت بعدی
post indexing فهرست سازی بعدی
bins بلوک سه بعدی الکترونیکی
perspective space نمایش فضای سه بعدی
post indexing شاخص گذاری بعدی
second-best نفر بعدی درجه دو
space time دستگاه چهار بعدی
three dimentional spreadsheet صفحه گسترده سه بعدی
second best نفر بعدی درجه دو
bin بلوک سه بعدی الکترونیکی
flattest فایل دو بعدی از داده ها
flat فایل دو بعدی از داده ها
generic نوع بعدی یک کالا یا دستگاه
Turn right at the next corner. سر پیچ بعدی به راست بپیچید.
her next was a merchant شوهر بعدی وی بازرگان بود
epiphenomenon علائم بعدی و ثانوی مرض
reticulated دارای شبکه سه بعدی فریف
four address instruction نتیجه و آدرس دستورالعمل بعدی
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
three-dimensional space فضای سه بعدی [ریاضی] [فیزیک]
multidimensional دارای خصوصیت چند بعدی
solid angle زاویه سه بعدی مخروط وامثال ان
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
perspectives دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
perspective دورنمای سه بعدی سه بعد نمائی
z axis بردار عمق در گراف سه بعدی
rain check نوید یا قول دعوت بعدی
to take a rain check [ raincheck] on an offer [American E] رد کردن درخواستی و قول دعوت بعدی
damping factor نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
posthypnotic ناشی از اثرات بعدی خواب مغناطیسی
solids سه بعدی سایه دار ایجاد میکند
on گویی که هدف ضربه بعدی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com