English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
regular army ارتش منظم
standing army ارتش منظم
Other Matches
eurythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
eurhythmy ضربان منظم نبض حرکات منظم بدن
gl مخفف issue generalملزومات ارتش تدارکات ارتش
combined arms army ارتش مختلط ارتش متشکل از نیروهای مرکب
active army ارتش پیمانی ارتش کادر ثابت
army of occupation ارتش فاتح ارتش اشغالگر
in service درخدمت ارتش در ارتش
judge advocate general رئیس دادرسی ارتش مشاور حقوقی وزارت جنگ یا وزارت دفاع مشاور حقوقی ارتش
well-ordered <adj.> منظم
in good order <adj.> منظم
systematic منظم
regular <adj.> منظم
orderly منظم
orderlies منظم
symmetric منظم
methodical منظم
presentable <adj.> منظم
straight <adj.> منظم
business like منظم
fair <adj.> منظم
neat <adj.> منظم
proper <adj.> منظم
steady <adj.> منظم
tidy <adj.> منظم
trim <adj.> منظم
regulars منظم
uncluttered <adj.> منظم
decent <adj.> منظم
businesslike منظم
kelter منظم
in kelter منظم
ordered منظم
pitched منظم
first string منظم
regularize منظم کردن
regularising منظم کردن
regularises منظم کردن
to set in order منظم کردن
regular expression مبین منظم
regularized منظم کردن
regularizes منظم کردن
lattices توری منظم
lattice توری منظم
regular polymer بسپار منظم
regular set مجموعه منظم
regulater منظم کردن
systematic error خطای منظم
systematic irrigation ابیاری منظم
regularizing منظم کردن
shipshape منظم کردن
to set to rights منظم کردن
duly <adv.> بصورت منظم
neatly <adv.> بطور منظم
duly <adv.> بطور منظم
order منظم کردن
well ordered مرتب و منظم
squares منظم حسابی
squared منظم حسابی
square منظم حسابی
well conditioned مرتب و منظم
tidily <adv.> بطور منظم
orderly <adv.> بطور منظم
array منظم کردن
arrays منظم کردن
orderly <adv.> بصورت منظم
tidily <adv.> بصورت منظم
regularised منظم کردن
neatly <adv.> بصورت منظم
squaring منظم حسابی
taut loom چله سفت و منظم
ranks اراستن منظم کردن
shipshape مرتب کردن منظم
ranked اراستن منظم کردن
pick up کندن منظم کردن
liner trade کشتیرانی منظم تجاری
unconventional جنگ غیر منظم
lattice network شبکه توری منظم
procession بصورت صفوف منظم
irregular نا منظم غیر رسمی
regular grammar دستور زبان منظم
put on <idiom> منظم یا تولید یک بازی و...
systematic منظم نظم پذیر
tidiest پاکیزه منظم کردن
tidies پاکیزه منظم کردن
rank اراستن منظم کردن
regulars پرسنل کادر منظم
tidier پاکیزه منظم کردن
tidied پاکیزه منظم کردن
regular پرسنل کادر منظم
tidily بطور اراسته و منظم
systematic desensitization حساسیت زدایی منظم
irregulars عده غیر منظم
tidying پاکیزه منظم کردن
systemmatize منظم یامرتب کردن
processions درصفوف منظم پیشرفتن
processions بصورت صفوف منظم
procession درصفوف منظم پیشرفتن
unconventional warfare جنگ غیر منظم
tidy پاکیزه منظم کردن
blended fund سرمایههای بهم منظم شده
systematic random sampling نمونه گیری تصادفی منظم
regular solid کثیرالاضلاع پنج ضلعی منظم
pogroms قتل عام منظم روسی
pogrom قتل عام منظم روسی
My heartbeat is even . ضربان قلبم منظم است
day in and day out <idiom> بطور منظم ،تمام مدت
clockwork چرخهای ساعت منظم وخودکار
to knock about سرگردان بودن زندگی منظم نداشتن
keep regular hours ساعات خواب و بیداری منظم داشتن
isochronous واقع شونده در فواصل منظم ومساوی
to kern a letter فاصله دخشه ای را با کاهش منظم کردن
grade شیب منظم دادن تسطیح کردن
stacked جمع اوری و منظم کردن وسایل
stack جمع اوری و منظم کردن وسایل
stacks جمع اوری و منظم کردن وسایل
arguments علامتی که آرگومانهای یک خط را منظم جدا میکند
grades شیب منظم دادن تسطیح کردن
argument علامتی که آرگومانهای یک خط را منظم جدا میکند
isochronal همزمان واقع شونده در فواصل منظم و مساوی
make the grade <idiom> منظم کردن، موفق بودن ،حاضر شدن
spider wire entanglement نردههای زیگزاگی غیر منظم سیم خاردار
armies ارتش
field army ارتش
army ارتش
laceria [نقش های منظم در کنار یکدیگر] [معماری اسلامی]
Regular training strengthens the heart and lungs. ورزش به طور منظم قلب و ریه ها را تقویت میکند.
fcc CommunicationCommision Federalسازمان امریکایی مسئول منظم کردن ارتباطات
standing ارتش ثابت
constables افسر ارتش
constable افسر ارتش
major سرگرد ارتش
standing army ارتش دائمی
regular army ارتش دائمی
military campaign لشکرکشی [ارتش]
state guard ارتش ایالتی
regulars ارتش کادر
regular ارتش کادر
servicemen عضو ارتش
serviceman عضو ارتش
the red army ارتش سرخ
the rank and file توده ارتش
the losses of the army تلفات ارتش
the a of the army پیشرفت ارتش
irregulars ارتش نامنظم
women's army corps ارتش زنان
supreme commander's staff ستاد کل ارتش
general staff ستاد ارتش
pentagon ارتش امریکا
majored سرگرد ارتش
majoring سرگرد ارتش
field army ارتش صحرایی
active duty ارتش کادر
army stores فروشگاه ارتش
combined arms army ارتش مرکب
active army ارتش کادر
army artillery توپخانه ارتش
general issue ملزومات ارتش
field army ارتش رزمی
pentagons ارتش امریکا
army group گروه ارتش
army commander فرمانده ارتش
army corps سپاههای ارتش
military جنگی ارتش
militarism ارتش سالاری
You cannot make a crab walk straight . <proverb> نمى توان خرچنگ را واداشت منظم و صاف راه برود .
to marshal one's creditors صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
regiments گردان در ارتش انگلیس
USA ارتش ایالات متحده
regular army ارتش کادر ثابت
women's army corps قسمت زنان ارتش
yeomanry ارتش داوطلب از زارعین
conscript army ارتش سربازان وفیفه
marching order [travel order] دستور پیشروی [ارتش]
army alpha test ازمون الفای ارتش
regiment گردان در ارتش انگلیس
army troops یکانهای رده ارتش
rifleman تفنگ دار [ارتش]
army service area منطقه عقب ارتش
army beta test ازمون بتای ارتش
army general staff ستاد عمومی ارتش
military justice قوانین جزایی ارتش
industrial reserve army ارتش ذخیره صنعتی
standing army ارتش کادر ثابت
armies ارتش نیروی زمینی
to dismiss [American E] مرخص کردن [ارتش]
army ارتش نیروی زمینی
general officer امرای ارتش امیران
to fall out معاف کردن [ارتش]
reserve components قسمتهای احتیاط ارتش
reserve army of unemployed ارتش ذخیره بیکاران
punitive article قوانین جزایی ارتش
quartermaster general رئیس کل کارپردازی ارتش
martial وابسته به ارتش نظامی
joint chief of staff رئیس ستاد ارتش
supreme commander's staff ستاد عالی ارتش
jcs رئیس ستاد ارتش
to dismiss [American E] معاف کردن [ارتش]
field grade افسر ارشد ارتش
foreignlegion سرباز داوطلب در ارتش
brass hat افسر ارشد ارتش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com