English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (11 milliseconds)
English Persian
transmittal ارسال مخابره
transmittance ارسال مخابره
transmittancy ارسال مخابره
Search result with all words
despatched مخابره کردن ارسال
despatched ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches مخابره کردن ارسال
despatches ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatching مخابره کردن ارسال
despatching ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch مخابره کردن ارسال
dispatch ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatched مخابره کردن ارسال
dispatched ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches مخابره کردن ارسال
dispatches ارسال کردن حمل مخابره کردن
Other Matches
analog transmission انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
serial transmission مخابره سری مخابره نوبتی
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
service message پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
carriers پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
carrier پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت
CSMA CD پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود
xmodem پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون
message روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
relay ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relays ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
messages روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود
lockout مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
XON/XOFF پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند
lockouts مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه
overflow وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflows وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
jitter خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند
scroll حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
scrolls حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد
constructive receipt billing ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه
asynchronous ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند
primary که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند
correct روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
corrects روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
point of sale سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود
correcting روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد
limited distance modem وسیله ارسال داده با محدوده کوتاه که داده دیجیتال خاص را ارسال میکند و نه به صورت تقسیم شده
backwards تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
backward تصحیح خطا که توسط گیرنده تشخیص داده شده است و ارسال سیگنال به فرستنده برای ارسال مجدد داده
collision detection پروتکل ارتباطات شبکهای که مانع ارسال همزمان از دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و سپس ارسال کنند
synchronous پروتکل ارسال داده که در lsnal معماری شبکه سیستم IBM استفاده میشود و نحوه ارسال داده سنکرون را بیان میکند
transmissions مخابره
transmission مخابره
communication مخابره
message line خط مخابره
despatch مخابره
trafficking مخابره
traffic مخابره
traffick مخابره
message مخابره
messages مخابره
traffics مخابره
trafficked مخابره
upload 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
sequential پروتکل ارسال شبکه ساخت شبکه سافت VOVELL برای اجرای ارسال و دریافت شبکه IPX
block shipment ارسال تدارکات به طور یکجا ارسال اماد به طور قوال
destination محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
destinations محلی که چیزی ارسال میشود مکانی که داده ارسال میشود
squawks مخابره کردن
asynchronous transmission مخابره غیرهمزمان
telegraph مخابره تلگرافی
satellite communications مخابره ماهوارهای
telegraphed مخابره تلگرافی
data communication مخابره داده ها
transmission security تامین مخابره
telegraphs مخابره تلگرافی
duplex transmission مخابره دو رشتهای
transmission rate سرعت مخابره
transmission rate نرخ مخابره
visual communication مخابره بصری
wires مخابره کردن
transmissions مخابره کردن
squawk مخابره کردن
transmissions مخابره مخابرات
transmission مخابره کردن
transmission مخابره مخابرات
retransmission مخابره مجدد
polar transmission مخابره قطبی
end of transmission انتهای مخابره
wirable قابل مخابره
wire مخابره کردن
transmission error خطای مخابره
duplex transmission مخابره دورشتهای
telegraphic message مخابره تلگرافی
simplex transmission مخابره ساده
synchronous transmission مخابره همزمان
flag پرچم مخابره
flags پرچم مخابره
synchronous transmission مخابره همگام
digital transmission مخابره دیجیتال
dispateh مخابره کردن
syncheronous communications مخابره همزمان
serial tranmission مخابره نوبتی
signal مخابره کردن
asynchronous transmission مخابره ناهمگام
signalled مخابره کردن
signaled مخابره کردن
analog transmission مخابره قیاسی
parallel transmission مخابره موازی
data transmission مخابره داده ها
neutral transmission مخابره خنثی
data transmission مخابره داده
signal bridge پل مخابره ناو
squawked مخابره کردن
telegraphing مخابره تلگرافی
telegram مخابره تلگرافی
flag hoist مخابره با پرچم
boat call مخابره با قایق
telegrams مخابره تلگرافی
communicating مخابره کردن
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idles نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idlest نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idle نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
radiograms مخابره پیام با بی سیم
radiogram مخابره پیام با بی سیم
half duplex transmission مخابره دو نیم رشتهای
aerogram مخابره با تلگراف بی سیم
retransmit دوباره مخابره کردن
end of transmission block انتهای بلاک مخابره
transmitted data دادههای مخابره شده
semaphore مخابره بوسیله پرچم
jammed مانع مخابره شدن
radioing با بی سیم مخابره کردن
jams مانع مخابره شدن
start stop transmission مخابره قطع و وصلی
radios با بی سیم مخابره کردن
radio با بی سیم مخابره کردن
radiotelegram مخابره تلگراف بیسیم
etb انتهای بلاک مخابره
jam مانع مخابره شدن
multiplex تسهیم مخابره ترکیبی
helio ایینه مخابره پیام
semaphore مخابره با پرچم دستی
radioed با بی سیم مخابره کردن
red concept جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
modem وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
message نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
MTA نرم افزاری که پیام پستی جدید را متوقتا ذخیره میکند و پس به مقصد صحیح می فرستد. در بیشتر برنامههای کاربردی پست الکترونیکی عوامل ارسال پیام مقصدی وجود دارند. هر یک برای یک نوع روش ارسال .
messages نرم افزاری که پیام پستی جدید را موقت ذخیره میکند و پس به مقصد اصلی ارسال میکند. در برخی برنامههای کاربردی پست الکترونیکی چندین عامل ارسال داده وجود دارند هر یک برای یک نوع روش .
toll calls مخابره تلفنی خارج شهری
toll call مخابره تلفنی خارج شهری
blinker yardarm چراغ مخابره دکل کشتی
signal مخابره کردن علامت دادن
intercom دستگاه مخابره داخل ساختمان
intercoms دستگاه مخابره داخل ساختمان
signaled مخابره کردن علامت دادن
squawk box دستگاه مخابره داخلی ناو
signalled مخابره کردن علامت دادن
heliographic مربوط به مخابره تلگراف افتابی
alphabet code flag پرده مخابره حروف یا اعداد
wigwag ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
broadband ISDN سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
phototelegraphyt مخابره تلگرافی عکس عکسبرداری رادیویی
walkie-talkies دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
walkie talkie دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
walkie-talkie دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
telephoto دستگاه مخابره عکس ازمسافات دور
intercommunication رابطه یا مخابره بین چند مرکز
wirelesses بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless بابی سیم تلگراف مخابره کردن
despatching ارسال کردن ارسال
despatched ارسال کردن ارسال
dispatched ارسال کردن ارسال
dispatches ارسال کردن ارسال
dispatch ارسال کردن ارسال
despatches ارسال کردن ارسال
datacom امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
procedure word کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
nancy سیستم چراغ نانسی مخصوص مخابره بصری
open code سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
radio procedures روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
wireless network شبکه ایکه از کابل برای ارسال داده بین دو کامپیوتر استفاده نمیکند و بجای آن از سیگنال رادیویی برای ارسال سیگنال استفاده میکند
transmissions وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
transmission وسایل ارسال داده از یک وسیله به دیگری که هر دویی یک ساعت کنترل می شوند و داده ارسال شده با سیگنال ساعت سنکرون شده است
tdm روش ترکیب چندین سیگنال به یک سیگنال ارسال سریع . هر سیگنال ورودی الگوبرداری میشود و نتیجه ارسال میشود. گیرنده سیگنال را مجدداگ می سازد
multiplex telegraphy دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
modem دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
CB مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
telling مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
heliograph گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
he sent me a wire تلگرافی برای من فرستاد تلگرافی بمن مخابره کرد
heliography مخابره باتلگراف افتابی ساختن عکس گراووری افتابی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
frequency division multilexing مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
communicated مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicate مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicates مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communications stallite corporation یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
squawks مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk مخابره داخلی ارتباط داخلی
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
eot maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
consignments ارسال
routing ارسال
despatch ارسال
transmissions ارسال
forwarding ارسال
consignment ارسال
transmission ارسال
disseminating ارسال کردن
disseminates ارسال کردن
send ارسال داشتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com