| Total search result: 201 (13 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| automatic terminal information service |
ارسال مداوم اطلاعات غیرکنترلی ثبت شده در مناطق ترمینالهای دذارای ترافیک سنگین |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| heavy traffic |
ترافیک سنگین |
| dense traffic |
ترافیک سنگین |
| bandwidth |
در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است |
| There is heavy traffic. |
ترافیک سنگین است. |
| The traffic is heavy. |
ترافیک سنگین است. |
| distance vector protocols |
اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود |
| echo check |
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین |
| serials |
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن |
| serial |
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سری , مثل مودم تلفن |
| slipped |
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن |
| slip |
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن |
| slips |
روش ارسال ترافیک شبکه TCP/ IP روی خط سریال مثل اتصال مودم تلفن |
| submarine sanctuaries |
مناطق مخصوص تمرینات غیررزمی زیردریایی مناطق تمرین اموزشی ضدزیردریایی |
| reserved area |
مناطق حفافت شده ارتشی مناطق ممنوعه |
| negative acknowledgement |
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد |
| moving havens |
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی |
| summary areas |
مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی |
| infra red link |
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد |
| text |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
| texts |
حروف الفبا عددی برای ارسال اطلاعات |
| despatch |
عمل ارسال موضوعات یا اطلاعات یا پیام ها به محلی |
| informatics |
دانش و مط العه روشهای پردازش اطلاعات و ارسال |
| asr |
وسیله یا ترمینالی که میتواند اطلاعات را ارسال و دریافت کند |
| interactive |
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند |
| operate |
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند |
| Please send me information on ... |
خواهش میکنم اطلاعات را برایم در مورد ... ارسال کنید. |
| operated |
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند |
| operates |
ترمینال سیستم محاورهای که اطلاعات را ارسال و دریافت میکند |
| road traffic |
ترافیک جاده ترافیک خیابان |
| DSW |
کلمه داده که از وسیلهای که حاوی اطلاعات وضعیت فعلی اش است ارسال میشود |
| agent |
نرم افزار کارایی و اطلاعات آماری را درباره ایستگاههای کاری به مدیریت مرکزی شبکه ارسال میکند |
| frequency shift keying |
روشی برای انتقال اطلاعات که در ان وضعیت بیت ارسال شده توسط یک لهجه شنیدنی مشخص میشود |
| agents |
نرم افزار کارایی و اطلاعات آماری را درباره ایستگاههای کاری به مدیریت مرکزی شبکه ارسال میکند |
| enclave economices |
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند |
| gateway |
کامپیوتر یا نرم افزاری که اجازه ارسال اطلاعات به صورت فکس و نه فایلهای ذخیره شده روی دیسک میدهد |
| gateways |
کامپیوتر یا نرم افزاری که اجازه ارسال اطلاعات به صورت فکس و نه فایلهای ذخیره شده روی دیسک میدهد |
| connectivity |
توانایی یک وسیله برای ارتباط برقرار کردن باسایر وسیله ها و ارسال اطلاعات |
| sustained rate |
سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم |
| teletext |
روش ارسال متن و اطلاعات در یک سیگنال تلویزیون معمولی به صورت رشته بیت سری که با استفاده از کدگشای مخصوص قابل نمایش است |
| radio data link |
ارتباط کامپیوتری با بی سیم ارسال اطلاعات با بی سیم |
| turnaround document |
متن چاپی از کامپیوتر و ارسال به کاربربرگردانده شده با کاربر با یادداشتها جدید یا اطلاعات روی آن که توسط متن خوان قابل خواندن است |
| arid erosion |
فرسایش مناطق خشک فرسایش مناطق کم اب |
| MIDI file |
فایل ذخیره شده روی PC که حاوی نتهای موسیقی و اطلاعات صوتی است که توسط کارت وسط MIDI به قطعه موسیقی ارسال میشود |
| UA |
نرم افزاری که اطمینان حاصل میکند که پیام پستی اطلاعات ابتدایی صحیح دارد و سپس آنرا به عامل ارسال می فرستدتا پیام را به مقصد بفرستد |
| inputted |
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند |
| input |
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند |
| carrier |
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت |
| carriers |
پروتکل ارتباطات شبکهای که از ارسال دو منبع در یک زمان جلوگیری میکند و باید منتظر شوند و سپس ارسال کنند. قابل استفاده برای کنترل ارسال داده روی شبکه ایترنت |
| base band |
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس |
| baseband |
1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس |
| battery clamp |
ترمینالهای باطری |
| generator terminal |
ترمینالهای ژنراتور |
| communications terminal |
ترمینالهای ارتباطی |
| Viewdata |
سیستم محاورهای برای ارسال متن یا گرافیک ازپایگاه داده به ترمینال کاربر به وسیله خط وط تلفن . که باعث ایجاد امکاناتی برای بازیابی اطلاعات , تراکنش ها , تحصیلات , بازی ها و خلاقیت میشود |
| input pair of terminals |
زوج ترمینالهای اولیه |
| window |
تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری |
| CSMA CD |
پروتکل ارتباط شبکهای که مانع ارسال همزمان دو منبع میشود به این ترتیب که باید صبر کنند و در زمان مناسب ارسال کنند برای ارسال داده در اینترنت به کار می رود |
| water terminal |
ترمینالهای ابی اسکلههای کنار دریا |
| associative storage |
یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود |
| polarities |
وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند |
| polarity |
وضعیتی که ترمینالهای مثبت و منفی مختل شوند |
| cads |
استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش |
| cad |
استفاده از کامپیوتر و ترمینالهای گرافیکی برای کمک به طراح درکارش |
| dow jones information service |
سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است |
| attributing |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
| derived information |
اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار |
attribute |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
| attributes |
1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات |
| aperture card |
روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد |
| radar correlation |
درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر |
| database |
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on |
| central |
ترمینالی که ارتباط بین کامپیوتر مرکز و ترمینالهای راه دور را برقرار میکند |
| databases |
بازیابی و بهنگام سازی محاورهای رکوردهای پایگاه داده با استفاده از ترمینالهای line-on |
| firewall |
سیستم امنیتی سخت افزار یا نرم افزار بین سرور یا اینترنیت و اینترنت عمومی . سیستم اجازه عبور اطلاعات به اینترنت را میدهد ولی داده ورودی را بررسی میکند پیش از ارسال آن به سرور خصوصی |
| reversing |
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند |
| reverses |
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند |
| reverse |
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند |
| reversed |
وضعیتی که درآن ترمینالهای مثبت ومنفی ترکیب شده باشند, ودرنتیجه قطعه کارنمیکند |
| trapdoors |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
| trapdoor |
فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است |
| automatic data processing |
پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری |
tropical |
مناطق حاره |
| association areas |
مناطق ارتباطی |
| avernus |
مناطق جهنمی |
| hazardous locations |
مناطق خطر |
| cultivated areas |
مناطق مزروعی |
| arctic regions |
مناطق قطبی |
| wide area network |
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند |
| xmodem |
پروتکل استاندارد ارسال فایل و تشخیص خطا که در ارسال داده سنکرون |
| relays |
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر |
| messages |
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود |
| relay |
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر |
| message |
روش ارسال پیام ذخیره و ارسال که در Novell استفاده میشود |
| relayed |
ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر |
| overflow |
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند |
| overflowed |
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند |
| overflows |
وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند |
| XON/XOFF |
پروتکل ارسال آسنکرون که هر انتهای آن جریان داده را با ارسال کد مخصوص مناسب میکند |
| jitter |
خطا در خط ارسال که باعث میشود برق بیتهای داده ارسال آسیب ببیند |
| lockouts |
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه |
| lockout |
مانع کاربر شدن از ارسال پیام به صورت ارسال پیاپی روی شبکه |
| humid tropics |
مناطق حاره مرطوبی |
| color zones |
مناطق گیرنده رنگ |
| pantropical |
واقع در مناطق حاره |
| havens |
مناطق امن دریایی |
| cateran |
اهل مناطق مرتفع |
| hinterlands |
مناطق داخلی کشور |
| pantropic |
واقع در مناطق حاره |
| hinterland |
مناطق داخلی کشور |
| scrolls |
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد |
| scroll |
حالت ارسال که هر کلید انتخاب شده را ارسال میکند وبا گیرنده نمایش میدهد |
| constructive receipt billing |
ارسال صورت اقلام ارسالی روش ارسال بارنامه |
| asynchronous |
ارسال داده بین وسایلی که مط ابق با ساعت نیستند و هر وقت آماده بودند ارسال می شوند |
| cyclic |
مداوم |
| continuing |
مداوم |
| constant |
مداوم |
| unremitting |
مداوم |
| continuous |
مداوم |
running |
مداوم |
| sequential |
مداوم |
| constants |
مداوم |
| ongoing |
مداوم |
| culturing |
عوارض شهری مناطق شهرنشین |
| gap filler |
رادارمخصوص پوشش مناطق باز |
| cultures |
عوارض شهری مناطق شهرنشین |
| underdeveloped areas |
مناطق عقب مانده و کم پیشرفت |
| culture |
عوارض شهری مناطق شهرنشین |
| life long education |
اموزش مداوم |
| steadies |
پی درپی مداوم |
| steady |
پی درپی مداوم |
| steadying |
پی درپی مداوم |
| steadiest |
پی درپی مداوم |
| fluctuate |
تغییر مداوم |
| stand |
دفاع مداوم |
| sustained fire |
تیر مداوم |
| continuous illumination |
روشنایی مداوم |
| persistent |
پایا مداوم |
| durably |
بطور مداوم |
| steadied |
پی درپی مداوم |
| steady state growth |
رشد مداوم |
| fluctuated |
تغییر مداوم |
| fluctuates |
تغییر مداوم |
| discontinuous |
غیر مداوم |
| sustaining growth |
رشد مداوم |
| sustained rate |
نواخت مداوم |
| sustained fire |
اتش مداوم |
| continuous fire |
اتش مداوم |
| sustained illumination |
روشنایی مداوم |
| endurance time |
سرعت مداوم |
| persistent inflation |
تورم مداوم |
| drum roll |
ضربات مداوم |
| halting |
غیر مداوم |
| drum rolls |
ضربات مداوم |
| running fire |
اتش مداوم |
| poach |
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده |
| poached |
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده |
| poaches |
شکار در مناطق ممنوعه و حفافت شده |
| zonation |
طرز پخش و انتشارموجودات در مناطق جغرافیایی |
| havens |
مناطق امن از نظر عبور و مروردریایی |
| liberated |
مناطق ازاد شده ازاشغال دشمن |
| rain forest |
جنگل انبوه مناطق گرم و پرباران |
| traffic |
ترافیک |
| trafficked |
ترافیک |
| trafficking |
ترافیک |
| traffics |
ترافیک |
| primary |
که کانالهای B جداگانه را که میتواند ارسال سیگنال و کنترل پاس چند کیلوبایت در ثانیه را که روی کانال D ارسال می کنند را پشتیبانی کند |
| regrade |
تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت |
| read time |
زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری |
| endurance time |
سرعت حداکثر مداوم |
| continuous duty |
کار مداوم یکنواخت |
| straight pool billiard |
بازی مداوم 1/41 بیلیاردکیسهای |
| steady state |
وضعیت بارشد مداوم |
| stable |
مداوم محک کردن |
| stables |
مداوم محک کردن |
| assiduity |
توجه و دقت مداوم |
| correct |
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد |
| corrects |
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد |
| correcting |
روش کد گذاری که اجازه میدهد در حین ارسال در بیتها خطا رخ دهد و آنها را به سرعت صحیح میکند و ارسال مجددد انجام نمیدهد |
| point of sale |
سیستمی که از ترمینال کامپیوتر در نقط ه فروش سایت برای ارسال الکترونیکی یا کنترل ارسال مشابه قیمت گذاری محصول و.. استفاده میشود |
| basics |
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند |
| basic |
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند |
| traffic on public roads |
ترافیک [جاده] |
| density of traffic |
تراکم ترافیک |
| frequency of calls |
تراکم ترافیک |
| street traffic |
ترافیک [جاده] |
| telephone traffic recorder |
ثبات ترافیک |
| induced traffic |
ترافیک القایی |
| high speed traffic |
ترافیک سریع |
| single lane [file] traffic |
ترافیک تک خطی |
| traffic control |
کنترل ترافیک |
| telephone traffic |
ترافیک تلفنی |
| through traffic |
ترافیک ترانزیتی |
| traffic flow |
کشش ترافیک |
| traffic induit |
ترافیک القایی |
| telecommunication traffic |
ترافیک مخابرات |
| telecommunication traffic |
ترافیک ارتباطات |
| connexions |
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است |
| connection |
پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است |
| yak |
: بطور مداوم حرف زدن |
| one-night stands |
رابطهی جنسی یک شبه نه مداوم |