Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English
Persian
to keep oneself to oneself
ازامیزش بادیگران خود داری کردن
Other Matches
to d. with others
بادیگران تقسیم یاسهم کردن
to cast in one lot with others
بادیگران سهیم شدن
chime in
بادیگران هم اهنگ شدن
to p with others in something
درچیزی بادیگران شریک شدن
incommunicably
چنانکه نتوان بادیگران در میان گذاشت
dude ranch
گله داری واسب سواری وحشم داری
You deserve it.
حق داری ( استحقاق آنرا داری )
statecraft
کشور داری ملک داری
baby-sat
بچه داری کردن
run the show
اختیار داری کردن
explicit rent
اجاره داری کردن
housekeep
خانه داری کردن
refrain
خود داری کردن
to govern one's passions
خود داری کردن
to possess oneself
خود داری کردن
to keep house
خانه داری کردن
To keep late nights
[hours]
شب زنده داری کردن
attorn
اجاره داری کردن
wake
شب زنده داری کردن
waked
شب زنده داری کردن
wakes
شب زنده داری کردن
get by
نگه داری کردن
to rule the roast
اختیار داری کردن
to keep shop
دکان داری کردن
baby-sitting
بچه داری کردن
baby-sit
بچه داری کردن
baby sit
بچه داری کردن
refrained
خود داری کردن
keep house
خانه داری کردن
refrains
خود داری کردن
baby-sits
بچه داری کردن
refraining
خود داری کردن
natarize
محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
roister
عیاشی و شب زنده داری کردن
to run the show
در کاری اختیار داری کردن
to have custody of
نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self
خود داری یا حوصله کردن
to recede from an engagement
از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn
ازافهار عقیدهای خود داری کردن
lucubrate
شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to keb at a lamb
ازشیردادن به بره خود داری کردن
to flinch the flagon
ازخوردن نوشابه خود داری کردن
proctorize
زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism
فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics
نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism
کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
bigamy
دو زن داری
wet storage
تر داری
tensility
کش داری
grittiness
شن داری
blind man's buff
از من داری
waked
شب زنده داری
wakes
شب زنده داری
bean caper
پیرسن داری
self restraint
خود داری
wake
شب زنده داری
bursaries
خزانه داری
menage
خانه داری
tenancies
اجاره داری
conchiferous
داری صدف
incumbency
عهده داری
quartermasters
سررشته داری
cellarge
حق انبار داری
viscosity
شیره داری
housekeeping
خانه داری
spinosity
سیخ داری
lucubration
شب زنده داری
refusal
خود داری رد
refusals
خود داری رد
treasury
خزانه داری
leasing
اجاره داری
bulkiness
تنه داری
tenancy
اجاره داری
bulkiness
جثه داری
serrulation
دندانه داری
stigmatism
خال داری
quartermaster
سررشته داری
fisk
خزانه داری
continenece
خود داری
blind mans buff
ازمن داری
creaminess
خامه داری
fasting
روزه داری
thrift
خانه داری
slaveholding
برده داری
rhythmicity
نواخت داری
tresury general
خزانه داری کل
Exchequer
خزانه داری
dry storage
خشک داری
pernoctation
شب زنده داری
treasurership
خزانه داری
night waking
شب زنده داری
wakefulness
شب زنده داری
tenure
اجاره داری
abstinence;or abstinency
خود داری
vigilance
شب زنده داری
treasury general
خرانه داری کل
patchiness
وصله داری
household art
هنرخانه داری
retenv
خود داری
capitalism
سرمایه داری
house work
خانه داری
trusteeship
امانت داری
trusteedhip
امانت داری
anti capitalist
ضد سرمایه داری
farming
مزرعه داری
notbility
خانه داری
non commital
خود داری
charges
عهده داری
altruism
همگونه داری
communism
مردم داری
angulation
زاویه داری
sang-froid
خود داری
bank protection
ساحل داری
leasehold
اجاره داری
vigil
شب زنده داری
angularity
گوشه داری
vigils
شب زنده داری
slavery
برده داری
bursary
خزانه داری
angularity
زاویه داری
sang froid
خود داری
charge
عهده داری
light housekeeping
کارهای خانه داری
What do you feel like having today?
امروز تو به چه اشتها داری؟
spatiality
فضا داری فضائیت
house keeping operation
اعمال خانه داری
keepworthy
قابل نگه داری
black capitalism
سرمایه داری سیاه
capitalistic
منسوب به سرمایه داری
household art
اصول خانه داری
procurator general
کفیل خزانه داری
You have cobwebs in your head.
<idiom>
تو گچ تو سرت داری.
[اصطلاح]
keep
حفافت امانت داری
land tenure
اجاره داری زمین
day nursery
بچه داری در روز
Chancellor of the Exchequer
وزیر خزانه داری
keeps
حفافت امانت داری
Chancellors of the Exchequer
وزیر خزانه داری
bourgeoisie
سرمایه داری بورژوازی
quartermaster
رسته سررشته داری
quartermasters
رسته سررشته داری
joint tenancy
اجاره داری مشترک
joint tenancy
شرکت در اجاره داری
day nurseries
بچه داری در روز
precapitalism
ماقبل سرمایه داری
chest
تابوت خزانه داری
home economics
اقتصاد خانه داری
How old are you?Whats your age?
چند سال داری ؟
chests
تابوت خزانه داری
angularity
زاویه داری لاغری
bailment
امانت داری سمساری
chamberlainship
پرده داری گنجوری
continence
خویشتن داری پرهیزگاری
mixed capitalism
سرمایه داری مختلط
nolle proseequi
خود داری از پی کرد
refrainment
خود داری اجتناب
capitalist countries
کشورهای سرمایه داری
precapitalism
پیش از سرمایه داری
capitalism
رژیم سرمایه داری
double entry
دفتر داری مضاعف
industrial capitalism
سرمایه داری صنعتی
advanced capitalism
سرمایه داری پیشرفته
succulence
اب داری حالت ابکی
capitalist system
نظام سرمایه داری
holding
متصرفی اجاره داری
subtenancy
اجاره داری دست دوم
mental reservation
خود داری از ذکر مطلبی
I cant be bothered. bother the flies!
برو بابا حوصله داری !
He is a brainy person .
آدم کله داری است
purulence
زخم چرکی چرک داری
Treasury Department
اداره خزانه داری
[ در آمریکا]
accounties
علم حساب یا دفتر داری
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue.
آدم سر وزبان داری است
Do you have an extra pen to lend me?
یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
jointure
اجاره داری مشترک و مشاعی
You really are cheeky!
واقعا" عجب رویی داری !
laws of motion of capitalism
قوانین حرکت سرمایه داری
passive resistance
خود داری از قبول یاموافقت
cornetcy
پرچم داری سواره نظام
quartermasters
فروشگاه وسایل سررشته داری
ruffed
دارای یقه چین داری
quartermaster
فروشگاه وسایل سررشته داری
capacity utilization rate
نرخ بهره داری از فرفیت
capitalization
اعمال سیستم سرمایه داری
piquancy
گوشه داری طعنه امیزی
You are sure a dead ringer for muy brother.
تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
wombats
جانور کیسه داری شبیه خرس
tenantry
اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
wombat
جانور کیسه داری شبیه خرس
housewifely
از روی خانه داری یا صرفه جوئی
He is of noble birth.
آدم پدر و مادر داری است
municipalist
طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
bourgeoisie
سرمایه داری حکومت طبقه دوم
carpet sweeper
جارو نپتون
[نظافت]
[خانه داری]
free enterprise
رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
stagnation thesis
تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
licensed victualler
مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
What is that strange contraption you've got in the garage?
آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com