English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
to keep oneself to oneself ازامیزش بادیگران خود داری کردن
Other Matches
to d. with others بادیگران تقسیم یاسهم کردن
to cast in one lot with others بادیگران سهیم شدن
chime in بادیگران هم اهنگ شدن
to p with others in something درچیزی بادیگران شریک شدن
incommunicably چنانکه نتوان بادیگران در میان گذاشت
dude ranch گله داری واسب سواری وحشم داری
You deserve it. حق داری ( استحقاق آنرا داری )
statecraft کشور داری ملک داری
baby-sat بچه داری کردن
run the show اختیار داری کردن
explicit rent اجاره داری کردن
housekeep خانه داری کردن
refrain خود داری کردن
to govern one's passions خود داری کردن
to possess oneself خود داری کردن
to keep house خانه داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
attorn اجاره داری کردن
wake شب زنده داری کردن
waked شب زنده داری کردن
wakes شب زنده داری کردن
get by نگه داری کردن
to rule the roast اختیار داری کردن
to keep shop دکان داری کردن
baby-sitting بچه داری کردن
baby-sit بچه داری کردن
baby sit بچه داری کردن
refrained خود داری کردن
keep house خانه داری کردن
refrains خود داری کردن
baby-sits بچه داری کردن
refraining خود داری کردن
natarize محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
roister عیاشی و شب زنده داری کردن
to run the show در کاری اختیار داری کردن
to have custody of نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self خود داری یا حوصله کردن
to recede from an engagement از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn ازافهار عقیدهای خود داری کردن
lucubrate شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
gange باسیم نازک نگاه داری کردن
to keb at a lamb ازشیردادن به بره خود داری کردن
to flinch the flagon ازخوردن نوشابه خود داری کردن
proctorize زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
marxist economics نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
capitalism کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
bigamy دو زن داری
wet storage تر داری
tensility کش داری
grittiness شن داری
blind man's buff از من داری
waked شب زنده داری
wakes شب زنده داری
bean caper پیرسن داری
self restraint خود داری
wake شب زنده داری
bursaries خزانه داری
menage خانه داری
tenancies اجاره داری
conchiferous داری صدف
incumbency عهده داری
quartermasters سررشته داری
cellarge حق انبار داری
viscosity شیره داری
housekeeping خانه داری
spinosity سیخ داری
lucubration شب زنده داری
refusal خود داری رد
refusals خود داری رد
treasury خزانه داری
leasing اجاره داری
bulkiness تنه داری
tenancy اجاره داری
bulkiness جثه داری
serrulation دندانه داری
stigmatism خال داری
quartermaster سررشته داری
fisk خزانه داری
continenece خود داری
blind mans buff ازمن داری
creaminess خامه داری
fasting روزه داری
thrift خانه داری
slaveholding برده داری
rhythmicity نواخت داری
tresury general خزانه داری کل
Exchequer خزانه داری
dry storage خشک داری
pernoctation شب زنده داری
treasurership خزانه داری
night waking شب زنده داری
wakefulness شب زنده داری
tenure اجاره داری
abstinence;or abstinency خود داری
vigilance شب زنده داری
treasury general خرانه داری کل
patchiness وصله داری
household art هنرخانه داری
retenv خود داری
capitalism سرمایه داری
house work خانه داری
trusteeship امانت داری
trusteedhip امانت داری
anti capitalist ضد سرمایه داری
farming مزرعه داری
notbility خانه داری
non commital خود داری
charges عهده داری
altruism همگونه داری
communism مردم داری
angulation زاویه داری
sang-froid خود داری
bank protection ساحل داری
leasehold اجاره داری
vigil شب زنده داری
angularity گوشه داری
vigils شب زنده داری
slavery برده داری
bursary خزانه داری
angularity زاویه داری
sang froid خود داری
charge عهده داری
light housekeeping کارهای خانه داری
What do you feel like having today? امروز تو به چه اشتها داری؟
spatiality فضا داری فضائیت
house keeping operation اعمال خانه داری
keepworthy قابل نگه داری
black capitalism سرمایه داری سیاه
capitalistic منسوب به سرمایه داری
household art اصول خانه داری
procurator general کفیل خزانه داری
You have cobwebs in your head. <idiom> تو گچ تو سرت داری. [اصطلاح]
keep حفافت امانت داری
land tenure اجاره داری زمین
day nursery بچه داری در روز
Chancellor of the Exchequer وزیر خزانه داری
keeps حفافت امانت داری
Chancellors of the Exchequer وزیر خزانه داری
bourgeoisie سرمایه داری بورژوازی
quartermaster رسته سررشته داری
quartermasters رسته سررشته داری
joint tenancy اجاره داری مشترک
joint tenancy شرکت در اجاره داری
day nurseries بچه داری در روز
precapitalism ماقبل سرمایه داری
chest تابوت خزانه داری
home economics اقتصاد خانه داری
How old are you?Whats your age? چند سال داری ؟
chests تابوت خزانه داری
angularity زاویه داری لاغری
bailment امانت داری سمساری
chamberlainship پرده داری گنجوری
continence خویشتن داری پرهیزگاری
mixed capitalism سرمایه داری مختلط
nolle proseequi خود داری از پی کرد
refrainment خود داری اجتناب
capitalist countries کشورهای سرمایه داری
precapitalism پیش از سرمایه داری
capitalism رژیم سرمایه داری
double entry دفتر داری مضاعف
industrial capitalism سرمایه داری صنعتی
advanced capitalism سرمایه داری پیشرفته
succulence اب داری حالت ابکی
capitalist system نظام سرمایه داری
holding متصرفی اجاره داری
subtenancy اجاره داری دست دوم
mental reservation خود داری از ذکر مطلبی
I cant be bothered. bother the flies! برو بابا حوصله داری !
He is a brainy person . آدم کله داری است
purulence زخم چرکی چرک داری
Treasury Department اداره خزانه داری [ در آمریکا]
accounties علم حساب یا دفتر داری
He has a glib (an oily, a persuasive,asmooth)tongue. آدم سر وزبان داری است
Do you have an extra pen to lend me? یک قلم زیادی داری به من بدهی ؟
jointure اجاره داری مشترک و مشاعی
You really are cheeky! واقعا" عجب رویی داری !
laws of motion of capitalism قوانین حرکت سرمایه داری
passive resistance خود داری از قبول یاموافقت
cornetcy پرچم داری سواره نظام
quartermasters فروشگاه وسایل سررشته داری
ruffed دارای یقه چین داری
quartermaster فروشگاه وسایل سررشته داری
capacity utilization rate نرخ بهره داری از فرفیت
capitalization اعمال سیستم سرمایه داری
piquancy گوشه داری طعنه امیزی
You are sure a dead ringer for muy brother. تو قطعا شباهت زیادی با برادر من داری.
wombats جانور کیسه داری شبیه خرس
tenantry اجاره داری کلیه مستاجرین یک ملک
wombat جانور کیسه داری شبیه خرس
housewifely از روی خانه داری یا صرفه جوئی
He is of noble birth. آدم پدر و مادر داری است
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
bourgeoisie سرمایه داری حکومت طبقه دوم
carpet sweeper جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
free enterprise رقابت ازاد درسیستم سرمایه داری
stagnation thesis تز انحطاط و ورشکستگی رژیم سرمایه داری
licensed victualler مهمانخانه داری که پروانه نوشابه فروشی دارد
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
What is that strange contraption you've got in the garage? آن دستگاه عجیب و غریب که تو در گاراژ داری چیست؟
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com