Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (32 milliseconds)
English
Persian
long distance
ازراه دور تلفن کردن
long-distance
ازراه دور تلفن کردن
Other Matches
gnosticize
ازراه عرفان تشریح کردن
debaueh
ازراه درکردن گمراه کردن
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
ani
سیستم تلفن که شماره تلفن شخصی که تماس گرفته را درج میکند
howler
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
howlers
صدایی که به اپراتور تلفن اعلام میکند که دستگاه تلفن کاربر آماده گیرندگی نیست
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
magneto exchange
مرکز تلفن خودکار با تلفن اندوکتوری
telephony
مجموعه استانداردها که نحوه کار کامپیوترها باسیستم تلفن را بیان میکند که باعث ایجاد پست الکترونیکی صوتی , پاسخ به تلفن و سرویس فکس میشود
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
telephone booths
کیوسک تلفن کابین تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن کابین تلفن
coupler
وسیلهای که به دستگاه تلفن وصل است و داده دودویی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند که روی یک خط تلفن قابل ارسال است
to ring up
تلفن کردن به
phoned
تلفن کردن
phone
تلفن کردن
telephoning
تلفن کردن
telephone
تلفن کردن
phones
تلفن کردن
phoning
تلفن کردن
telephoned
تلفن کردن
telephones
تلفن کردن
call up
<idiom>
تلفن کردن
ring off
قطع کردن تلفن
ring up
به کسی تلفن کردن
pervertible
ازراه در رو
phone
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
to tap somebody's telephone
[line]
به خط تلفن کسی مخفیانه وصل کردن
phoned
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phones
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
phoning
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
ring off
قطع کردن تلفن یا مکالمه تلفنی
to call 911
[American English]
تلفن اضطراری کردن
[به پلیس یا آتش نشانی]
to tap
[phone line]
مخفیانه به گفتگوی کسی در خط تلفن گوش کردن
to make a typing error
[mistake]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
dropping
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
drops
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
to make a typo
[American E]
اشتباه تایپ کردن
[صفحه کلید یا تلفن]
to hit the wrong key
[on the PC/phone/calculator]
اشتباه تایپ کردن صفحه
[کلید یا تلفن]
drop
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
dropped
نشست افت کردن دریچه قلک تلفن
by sea
ازراه دریا
intuitively
ازراه کشف
inferentially
ازراه استنباط
demonstratively
ازراه اثبات
intuitively
ازراه برهانی
exegetically
ازراه تفسیر
encouragingly
ازراه تشویق
by indirection
ازراه تقلب
conjugally
ازراه زناشویی
intuitively
ازراه انتقال
diagnostically
ازراه تشخیص
algebraically
ازراه جبر
by courtesy
ازراه التفات
offensively
ازراه تهاجم
introspectively
ازراه خودنگری
interrogatively
ازراه پرسش
interposingly
ازراه مداخله
by ear
ازراه گوش
controversially
ازراه مباحثه
posteriori
ازراه استقرار
paraphrastically
ازراه تفسیر
inquiringly
ازراه استفسار
heretically
ازراه رفض
catechist
ازراه پرسش
foully
ازراه خیانت
inquiringly
ازراه بازجویی
gymnastically
ازراه ورزش
inferentially
ازراه نتیجه گیری
philosophically
ازراه حکمت دوستی
ingratiatingly
ازراه خود شیرینی
professionally
ازراه پیشه یاکسب
catechization
ازراه سئوال وجواب
foully
ازراه نادرستی بطورغیرعادلانه
basophobia
هراس ازراه رفتن
hieroglyphically
ازراه تصویرنگاری بطورمرموزیاغیرخوانا
glozingly
ازراه عیب پوشی
to break a way
موانع را ازراه خودبرداشتن
phoned
تلفن تلفن زدن
phoning
تلفن تلفن زدن
phones
تلفن تلفن زدن
phone
تلفن تلفن زدن
phones
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phone
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned
شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
endermic
ازراه پوستی از ورا پوست
withdrawals
تخلیه مواضع ازراه هوا
air movements
حرکت دادن ازراه هوا
withdrawal
تخلیه مواضع ازراه هوا
polemically
ازراه مجادله یا سیتزه بطورمباحثه
concretionary
تشکیل شده ازراه تحجریاانجماد
rje
ورود برنامه ازراه دورEntry ob
dial
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialled
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dialed
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
dials
تنظیم کردن درجه بندی مدور صفحه نمره گیر تلفن
intriguingly
با دوز و کلک ازراه عشقبازی نهانی
gamogenesis
زاد و ولد ازراه جفت گیری
telecommunications access method
روش دستیابی ارتباطات ازراه دور
patronizingly
ازروی بزرگ منشی ازراه تشویق
refutation
اثبات اشتباه کسی ازراه استدلال
demonstratively
با اقامه دلیل ازراه نشان دادن
audio
ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
parasyntheton
واژهای که ازراه اشتقاق وترکیب درست شود
bobs
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
impo
کاریکه بدانش اموزان ازراه تنبیه میدهند
parrotry
بازگویی سخن دیگران مانندطوطی یا ازراه چاپلوسی
bobbing
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
catechetical
مبنی براموزش زبانی ازراه پرسش وپاسخ
bob
ازراه فریب وخدعه چیزی را بدست اوردن
break the bank
<idiom>
بانک زدن (ازراه شرط بندی به پول زیاد رسیدن)
optophone
الت تبدیل روشنایی بصدابدانگونه که کوران موادچاپی را ازراه به گوش بخواند
sand crack
ترکی که ازراه رفتن روی ریگ گرم درپای انسان پیداشود
calling dial
صفحه شماره گیر تلفن صفحه نمره گیر تلفن
structuralism
بخشی از روانشناسی که ازراه تعقل وتفکر وضع روحی فرد را مورد مطالعه قرارمیدهد
telephone operation
طرز کار تلفن کار تلفن
download
1-بارکردن برنامه یا بخشی از داده ازمحدودهای ازکامپیوتر ها توسط خط تلفن . 2-بار کردن داده از CPU به کامپیوتر کوچک 3-ارسال نوشتار چاپگر ذخیره شده روی دیسک به چاپگر
telephone code
کد تلفن
telephone circuit
خط تلفن
telephones
تلفن
phone
تلفن
telephone
تلفن
telephone operator
تلفن چی
phones
تلفن
telephoning
تلفن
phoned
تلفن
phoning
تلفن
telephone line
خط تلفن
telephone jack
جک تلفن
operator
تلفن چی
operators
تلفن چی
telephoned
تلفن
service man
تلفن چی
automatic telephone
تلفن خودکار
telephone station
جایگاه تلفن
hotter
خط تلفن مستقیم
hot
خط تلفن مستقیم
telephone station
تلفن خانه
radio telephone
تلفن بی سیم
telephone directories
کتاب تلفن
radio-telephone
تلفن بی سیم
radio-telephones
تلفن بی سیم
telephone system
سیستم تلفن
headset
گوشی سر تلفن
telephone set
دستگاه تلفن
hot lines
تلفن قرمز
telephone switching technique
فن سوئیچینگ تلفن
telephone plug
دوشاخه تلفن
telephone receiver
گوشی تلفن
switchboard
مرکز تلفن
switchboards
مرکز تلفن
automatic telephone system
تلفن خودکار
telephone relay
رله تلفن
telephone ringer
زنگ تلفن
photophone
تلفن نوری
telephone service
سرویس تلفن
telephone directory
کتاب تلفن
hot line
تلفن قرمز
telephone transformer
مبدل تلفن
headsets
گوشی سر تلفن
telephone exchange
مرکز تلفن
telephone exchanges
مرکز تلفن
earphone
گوشی تلفن
telephone cabin
کیوسک تلفن
hand set
گوشی تلفن
telephone booths
اتاقک تلفن
address book
دفترچه تلفن
telephone booth
اتاقک تلفن
telephone booth
کیوسک تلفن
boat telephone
تلفن ساحلی
hottest
خط تلفن مستقیم
telephone book
دفتر تلفن
telephone book
راهنمای تلفن
telephone books
دفتر تلفن
telephone booths
کیوسک تلفن
ring up
<idiom>
تلفن زدن
telephoner
تلفن کننده
telephony
علم تلفن
telephone box
کیوسک تلفن
telephone numbers
شماره تلفن
telephore e.
مرکز تلفن
telephone number
شماره تلفن
earphones
گوشی تلفن
telephone boxes
کیوسک تلفن
log
شماره تلفن
logs
شماره تلفن
telephone books
راهنمای تلفن
ring
تلفن زدن
telephone channel
کانال تلفن
party lines
خط خصوصی تلفن
autos
شماره تلفن
telephone charge
هزینه تلفن
handsets
تلفن در یک قطعه
handset
تلفن در یک قطعه
telephone circuit
مدار تلفن
telephones
تلفن زدن
telephone condenser
خازن تلفن
telephone conduit
کانال تلفن
telephone cord
بند تلفن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com