English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
skip ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skipped ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
skips ازقلم اندازی سفید گذاردن قسمتی ازنقاشی
Other Matches
watermark علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
watermarks علامت چاپ سفید در متن کاغذ سفید چاپ سفید یا سایه دار کردن
slipped ازقلم انداختن
unregarded ازقلم افتاده
slips ازقلم انداختن
slip ازقلم انداختن
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
leukon عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
to impress a mark on something نشان روی چیزی گذاردن چیزیرا نشان گذاردن
white with blue stripes سفید با خطهای ابی سفید باراه راه ابی
platina پلاتین یا طلای سفید طبیعی برنگ طلای سفید
leukocyte گویچه سفید خون گلبول سفید خون
xanthochroid شخص بور و سفید پوست شخص مو زرد و سفید پوست
filling اب اندازی
diving اب اندازی
arm wrestling مچ اندازی
wrist wrestling مچ اندازی
fillings اب اندازی
exspuition تف اندازی
expectoration تف اندازی
start up راه اندازی
snash دست اندازی
gunfire تیر اندازی
lead work جام اندازی
supersedure تعویق اندازی
sputtering بیرون اندازی
ejection بیرون اندازی
actuation بکار اندازی
shading سایه اندازی
starting راه اندازی
postponements تاخیر اندازی
leg pull دست اندازی
ecdysis پوست اندازی
lead work شیشه اندازی
chrematistics علم پس اندازی
moulting شاخ اندازی
inbreak دست اندازی
basket dam بندسله اندازی
trigger راه اندازی
triggered راه اندازی
cannonade توپ اندازی
cannonry توپ اندازی
triggers راه اندازی
launghing براه اندازی
moulting پوست اندازی
abortions بچه اندازی
abortion بچه اندازی
bootstrap خودراه اندازی
sortition قرعه اندازی
sortition پشک اندازی
glaziery جام اندازی
triggering راه اندازی
molt پوست اندازی
dockage حق بار اندازی
trapping در تله اندازی
trapping بدام اندازی
boot راه اندازی
contortions ازشکل اندازی
encroachment دست اندازی
contortion ازشکل اندازی
trap در تله اندازی
postponement تاخیر اندازی
firing توپ اندازی
gunshot تیر اندازی
extrajection برون اندازی
gunshots تیر اندازی
encroachments دست اندازی
attemptable قابل دست اندازی
starting torque کشتاور راه اندازی
boot خود راه اندازی
drivers برنامه راه اندازی
starting power توانایی راه اندازی
driver برنامه راه اندازی
casting روش قلاب اندازی
to set intrigues on foot پشت سر هم اندازی کردن
starting power قدرت راه اندازی
reboot راه اندازی مجدد
to load off بار اندازی کردن
operating handle دستگیره راه اندازی
to lay a wager دست اندازی کردن
upcast بالا اندازی تاه کش
starting motor موتور راه اندازی
starting time زمان راه اندازی
starting procese فرایند راه اندازی
drainage خشک اندازی فاضلاب
encroaches دست اندازی کردن
gabion سله اندازی گابیون
impinge دست اندازی کردن
encroach دست اندازی کردن
tournament casting مسابقه قلاب اندازی
shadow ball تمرین گوی اندازی
soft start راه اندازی نرم
starting current جریان راه اندازی
start up disk دیسک راه اندازی
cockfight جنگ اندازی خروس ها
ectuating switch سوئیچ راه اندازی
cold boot راه اندازی سرد
self assertion خودرا جلو اندازی
encroach دست اندازی کردن
cockfights جنگ اندازی خروس ها
encroached دست اندازی کردن
starting lever اهرم راه اندازی
releasing mechanism مکانیسم راه اندازی
boot record رکورد راه اندازی
igniter switch کلید راه اندازی
resets راه اندازی مجدد
reset راه اندازی مجدد
skish مسابقه قلاب اندازی
start button تکمه راه اندازی
starting position وضعیت راه اندازی
triplex سه قسمتی
triploidy سه قسمتی
portions قسمتی
portion قسمتی
partite قسمتی
cold starting راه اندازی در حالت سرد
sagittary سهمی وابسته به تیر اندازی
device driver برنامه راه اندازی دستگاه
cranking capacity of battery فرفیت راه اندازی باتری
innate releasing mechanism مکانیسم راه اندازی فطری
surf cast قلاب اندازی از ساحل در موج
offhand position حالت ایستاده در تیر اندازی
drayage هزینه بارگیری وبار اندازی
system reset راه اندازی مجدد سیستم
glazing شیشه بری جام اندازی
starting winding سیم پیچی راه اندازی
master boot record رکورد راه اندازی اصلی
plank قسمتی ازبرنامه
legs قسمتی از مسابقه
esprit de corps حمیت قسمتی
esprit de corps روحیه قسمتی
double cloister راهرو دو قسمتی
spirit de corps حمیت قسمتی
leg قسمتی از مسابقه
spirit de corps روحیه قسمتی
flattest قسمتی از یک عمارت
flat قسمتی از یک عمارت
split second قسمتی از ثانیه
partial بخشی قسمتی
sectors قسمتی ازجبهه
haxamerous شش بخشی شش قسمتی
sector قسمتی ازجبهه
spiriting حمیت قسمتی
spirit حمیت قسمتی
tripartition سه قسمتی کردن
pate سر یا قسمتی از سرانسان
another guess قسمتی دیگر
triploid سه قسمتی سه بخشی
esprit حمیت قسمتی
to bring a bout by intrigue بدسیسه یا پشت هم اندازی فراهم کردن
hardware reset باز راه اندازی سخت افزاری
pie alley مسیر اسان برای گوی اندازی
instant start lamp لامپ با راه اندازی در حالت سرد
centrifugal starting switch سوئیچ راه اندازی گریز ازمرکز
outfoxed در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxes در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfoxing در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
outfox در حقه بازی وپشت هم اندازی جلوتربودن از
grid current starting point نقطه راه اندازی جریان شبکه
navy yard محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
crease قسمتی از زمین کریکت
creases قسمتی از زمین کریکت
creased قسمتی از زمین کریکت
winging قسمتی از یک بخش یا ناحیه
creasing قسمتی از زمین کریکت
rebates پرداخت قسمتی از بدهی
expansion joint اتصال چند قسمتی
wing قسمتی از یک بخش یا ناحیه
modules قسمتی از سفینه فضایی
lobotomy برش قسمتی از مغز
module قسمتی از سفینه فضایی
section charge خرج چند قسمتی
rebate پرداخت قسمتی از بدهی
fractions کسر درصدی از قسمتی از
fraction کسر درصدی از قسمتی از
march unit قسمتی ازستون راهپیمایی
striking out pleading حذف قسمتی از مدافعات
part [ial] payment of a fine پرداخت قسمتی از جریمه
lobotomies برش قسمتی از مغز
ram's horn قسمتی ازاستحکامات خندق
aliquot part charge خرج چند قسمتی
neck of the woods <idiom> ناحیه یا قسمتی از کشور
helmeted دارای قسمتی که مانندخودباشد
dartboard صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
offense توپ اندازی وتلاش برای انداختن میله
servomechanism مکانیسم خودکار جهت راه اندازی ماشین ها
surfcasting rod چوب ماهیگیری برای قلاب اندازی در موج
dartboards صفحه دایرهای هدف پیکان اندازی با 02 قسمت
necks قسمتی از سر چوب گلف ولاکراس
whips پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
fractional damage خسارت وارده به قسمتی از وسیله
displacement hull قسمتی از بدنه قایق که در اب می ماند
pneumonectomy قطع وبرداشتن ریه با قسمتی از ان
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
whipped پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
hash mark قسمتی از زمین پس از عبوراز خط یک یاردی
whip پوشاندن قسمتی از کمان بانخ
slot charter اجاره قسمتی از وسیله نقلیه
aft flap آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
aliquot propelling charge خرج پرتاب چند قسمتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com