Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
peabody picture vocabulary test
ازمون واژگان مصور پی بادی
Other Matches
vocabulary test
ازمون واژگان
air bedding
لایههای لاستیکی بادی بالشتکهای بادی
army classification battery test
ازمون کارایی پرسنلی ازمون قابلیت انفرادی
terminologies
واژگان
lexicon
واژگان
lexicons
واژگان
terminology
واژگان
vocabularies
واژگان
vocabulary
واژگان
sight vocabulary
واژگان دیداری
terminology
واژگان فنی
recognition vocabulary
واژگان بازشناختی
terminologies
واژگان فنی
passive vocabulary
واژگان نافعال
active vocabulary
واژگان فعال
lexicology
واژگان شناسی
dictionary of occupational titles
واژگان عنوانهای شغلی
projection of a point
خط مصور
pictorial
مصور
illustrated
مصور
painted
مصور
Like every child, she has only limited vocabulary at her disposal.
مانند هر کودک، او
[زن]
وسعت واژگان محدودی در اختیار دارد.
imagery
نمایش مصور
graphic
مقیاس مصور
inwrought
مخمر مصور
grangerize
مصور کردن
graphic scale
مقیاس مصور
rebus
معمای مصور
illustrative digram
دیاگرام مصور
illustrating
مصور کردن اراستن
illustrates
مصور کردن اراستن
illustrate
مصور کردن اراستن
pastellist
مصور نقاشیهای مدادی
cartoon
تصویر مضحک داستان مصور
cartoons
تصویر مضحک داستان مصور
rebus
نشاندادن واژه ها بصورت مصور
make a picture story test
آزمون داستان سازی مصور
tabloid
روزنامه نیم قطع و مصور
tabloids
روزنامه نیم قطع و مصور
animalist
مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
shear box test
ازمون برشی با جعبه ازمون برشی جعبهای
blowy
بادی
pneumatic
بادی
flatuous
بادی
body shirt
بادی
pneumatic hammer
چکش بادی
pneumatic tools
اسبابهای بادی
airgun
سلاح بادی
airgun
تفنگ بادی
air rifles
تفنگ بادی
pop gun
تفنگ بادی
air rifle
تفنگ بادی
marine sand
ماسه بادی
air blast transformer
مبدل بادی
pneumatic tire
لاستیک بادی
pneumatic riveting
پرچکاری بادی
pneumatic press
پرس بادی
air hammer
چکش بادی
air operated horn
شیپور بادی
air pump
تلمبهء بادی
air gun
تفنگ بادی
airguns
سلاح بادی
airguns
تفنگ بادی
aeromotor
موتور بادی
air brake
ترمز بادی
hurricane lamps
چراغ بادی
hurricane lamp
چراغ بادی
pneumatic fender
دفرای بادی
air brakes
ترمز بادی
pneumatic
لاستیک بادی
at first blush
در بادی امر
blow gun
تفنگ بادی
blow pipe
تفنگ بادی
blowgun
تفنگ بادی
quicksand
ماسه بادی
windmill
اسیاب بادی
blowtube
تفنگ بادی
windmills
اسیاب بادی
running sand
ماسه بادی
dune sand
ماسه بادی
air bed
تشک بادی
lantern
چراغ بادی
lanterns
چراغ بادی
sailboats
قایق بادی
wind generator
مولد بادی
sailboat
قایق بادی
fly ash
خاکستر بادی
wind erosion
فرسایش بادی
wind current
جریان بادی
wind corrosion
ساییدگی بادی
auxiliary sailing vessel
کشتی بادی موتوردار
euphonium
یکجورالت موسیقی بادی
eolation
سنگ فرسایی بادی
riveting hammer
چکش بادی پرچ
vane of windmill
پره اسیاب بادی
chipping hammer
چکش بادی اهن بر
self moved
دارای حرکت بادی
chipping hammer
چکش بادی اهنبر
square rigger
نوعی کشتی بادی
air operated press
پرس بادی پنوماتیکی
popgun
تفنگ بادی بچگانه
sail arm
پره اسیاب بادی
fresh breeze
بادی که ساعتی 23 کیلومتربوزد
air operated pendulum type screen wiper
بادامک پاندولی بادی
schooner
نوعی قایق بادی
sailings
شراع کشتی بادی
sailings
مسافرت با قایق بادی
wind instrument
الات موسیقی بادی
sailing
قایقرانی با قایق بادی
sailed
مسافرت با قایق بادی
schooners
نوعی قایق بادی
sailed
شراع کشتی بادی
reed
الت موسیقی بادی
sail
مسافرت با قایق بادی
sail
شراع کشتی بادی
wind instruments
الات موسیقی بادی
ophicleide
یکجور ساز بادی برنجین
primafacie
در بادی امر قابل قبول
quartering
بادی که با زاویه کج بطرفی می وزد
balloon tire
لاستیک بادی عاج دار
reed organ
یکنوع الت موسیقی بادی
windmill
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
to go for a sail
با کشتی بادی سفریاگردش کردن
windmills
هر چیزی شبیه اسیاب بادی
saxophone
نوعی الت موسیقی بادی
fugues
نوعی الت بادی موسیقی
saxophones
نوعی الت موسیقی بادی
fugue
نوعی الت بادی موسیقی
an off shore wind
بادی که از سوی دریا بوزد
yaghtman's anchor
لنگر قایقهای بادی کوچک
yacht
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
reed stop
کلید یا جا انگلشتی الات موسیقی بادی
yachts
کرجی بادی یا بخاری مخصوص تفرج
meter rule
مقررات مربوط به ساختن قایقهای بادی
aeolian harp
آلت موسیقی بادی شبیه به جعبه
reed pipe
لوله یا نای الات موسیقی بادی
to sail
[for]
با کشتی بادی آغاز به سفر کردن
[به]
woodwind
موسیقی برای سازهای بادی چوبی
fresh gale
بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
chutes
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
chute
سرسره بادی برای فراراضطراری از هواپیما درروی زمین
fishtail wind
بادی که مداوما به چپ وراست یا جلو و عقب تغییرجهت میدهد
english horn
نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
open jet tunnel
تونل بادی که قسما کار ان باز بوده و فاقد دیواره میباشد
closed jet tunnel
تونل بادی نه الزاما با مداربسته بلکه قسمت اصلی ان کاملا بسته است
shibboleth
ازمون
t test
ازمون تی
z test
ازمون " زی "
u test
ازمون یو
tests
ازمون
shibboleths
ازمون
f test
ازمون اف
experiencing
ازمون
experiences
ازمون
chi square test
ازمون "چی دو "
experience
ازمون
examinations
ازمون
tested
ازمون
post test
پس ازمون
examination
ازمون
orthographic
تصویر یا نقشه که در ان خطوط مصور برسطح تصویر یا نقشه عموداست
recognition test
ازمون بازشناسی
nonverbal test
ازمون غیرکلامی
objective test
ازمون عینی
occupational test
ازمون شغلی
one tailed test
ازمون یک دامنه
one sided test
ازمون یکسویه
oral test
ازمون شفاهی
omnibus test
ازمون مختلط
oseretsky test
ازمون اوزرتسکی
progressive education
ازمون پیشرو
proofer
ازمون کننده
power test
ازمون قدرت
performance test
ازمون عملی
performance test
ازمون عملکردی
reasoning test
ازمون استدلال
paper pencil test
ازمون نوشتاری
recall test
ازمون یاداوری
pretest
پیش ازمون
repeated test
ازمون دوباره
wilcoxon test
ازمون ویلکاکسن
trial and error
ازمون و خطا
total test variance
پراکنش کل ازمون
tollen's test
ازمون تولن
testing time
دوره ازمون
testing load
بار ازمون
testable
ازمون پذیر
test wise
ازمون اشنا
test validity
اعتبار ازمون
test value
نمره ازمون
test score
نمره ازمون
triaxial test
ازمون سه اسهای
two tailed test
ازمون دو دامنه
whisper test
ازمون نجوا
watch test
ازمون ساعت
wassermann test
ازمون واسرمان
war game
جنگ ازمون
walsh test
ازمون والش
vision test
ازمون بینایی
vigotsky test
ازمون ویگوتسکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com