Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
English
Persian
skulk
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulked
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulks
از زیرمسئولیت فرار کردن
Other Matches
deserting
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
lamming
فرار کردن گریختن فرار
lam
فرار کردن گریختن فرار
lams
فرار کردن گریختن فرار
loup
فرار کردن
to elope
فرار کردن
scarpered
فرار کردن
scarpering
فرار کردن
scarpers
فرار کردن
scarper
فرار کردن
skedaddle
فرار کردن
escaped
فرار کردن
get away
<idiom>
فرار کردن
to run away
فرار کردن
flees
فرار کردن
fleeing
فرار کردن
escape
فرار کردن
scape
فرار کردن
flee
فرار کردن
absconds
فرار کردن
absconded
فرار کردن
abscond
فرار کردن
escaping
فرار کردن
to run away
فرار کردن
absconding
فرار کردن
to run off
فرار کردن
escapes
فرار کردن
eloped
گریختن فرار کردن
fly
گریختن از فرار کردن از
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
elope
گریختن فرار کردن
elope
فرار کردن با معشوق
eloping
گریختن فرار کردن
elopes
فرار کردن با معشوق
elopes
گریختن فرار کردن
eloping
فرار کردن با معشوق
To beak jail .
از زندان فرار کردن
eloped
فرار کردن با معشوق
bleeds
فرار کردن یک سیال
bleed
فرار کردن یک سیال
To block the escape routes.
راههای فرار را مسدود کردن
to overrun one's creditors
از دست بستانکاران فرار کردن
skirl
بسرعت باد فرار کردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
to escape with nothing more than/just a fright
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
evade
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
breakaway
فرار
escaping
فرار
scape
فرار
drives
فرار گل زن
volatile
فرار
leg bail
فرار
subtile
فرار
transgressor
فرار و
evasive
فرار
escape
فرار
escapes
فرار
loup
فرار
bridge escape
فرار از پل
escaped
فرار
drive
فرار گل زن
escapement
فرار
defection
فرار
mercurial
فرار
to take flight
فرار
volatility product
محصول فرار
volatile memory
حافظه فرار
escape mechanism
وسیله فرار
escape velocity
سرعت فرار
escaping
فرار از خاک
nonvolatile
غیر فرار
escapism
فلسفه فرار
flight of capital
فرار سرمایه
jailbreak
فرار از زندان
jailbreaks
فرار از زندان
capital flight
فرار سرمایه
escapologists
اهل فرار
escape
فرار از خاک
volatile storage
حافظه فرار
luft
خانه فرار
volatile compound
ترکیب فرار
volatile storage
انباره فرار
escapes
فرار از خاک
volatility product
فراورده فرار
volatile file
پرونده فرار
escaped
فرار از خاک
escapable
فرار کردنی
escapes
گریز فرار
escapologist
اهل فرار
escape trunk
دهلیز فرار
escaped
گریز فرار
escape hatch
دریچه فرار
escape
گریز فرار
fugitively
بطور فرار
desertion
فرار از خدمت
escaping
گریز فرار
tax evasion
فرار از مالیات
scape
وسیله فرار
guys
فرار گریز
scudding
فرار از باد
guy
فرار گریز
fled
فرار کرده
getaways
گریز فرار
trailing edge
لبه فرار
getaway
گریز فرار
fugitiveness
تمایل به فرار
skip of the mat
فرار از تشک
I made good my escape .
موفق به فرار شد
desertion
فرار بیوفایی
brain drain
فرار مغزها
bolt-holes
راه فرار
get away
فرار برو
bolt-hole
راه فرار
fugitives
ناپایدار فرار
scape of molecules
فرار ملکول ها
postern
راه فرار
hot money
پول فرار
volatile file
فایل فرار
flyaway
فرار فراری
fugitive
ناپایدار فرار
centrifugal
فرار از مرکز
He ran away from scool .
از مدرسه فرار کرد
shoo
باکیش فرار دادن
tax loopholes
روزنههای فرار مالیاتی
tax evasion
فرار از پرداخت مالیات
volatile oils
روغنهای فرار یا بخارشدنی
shooed
باکیش فرار دادن
nonvolatile storage
حافظه غیر فرار
flight square
خانه فرار شطرنج
blockages
راه فرار را بستن
breach of prison
جرم فرار از زندان
They escaped under cover of darkness.
درتاریکی شب فرار کردند
turn tail
<idiom>
فرار از خطر یا مشکل
give out
<idiom>
اجازه فرار دادن
blockage
راه فرار را بستن
shooing
باکیش فرار دادن
shoos
باکیش فرار دادن
malingering
تعارض به منظور فرار ازخدمت
preconcert
قبلا فرار ومدار گذاردن
To turn tail . To show a clean pair of heels .
فرار را بر قرار ترجیح دادن
kicked
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
photonegative
فرار کننده ودوشونده از نور
kicks
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicking
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kick
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
escaped
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
zapp flap
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
escaping
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me hpw you escaped.
برایم بگه چطور فرار کردی
escapes
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
bolts
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escape
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
bolting
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
Tell me how you escaped?
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
bolt
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
fire escape
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escapes
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
draft dodgers
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
draft dodger
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
escapades
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
escapade
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
escapism
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
negligent escape
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
static
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
shunpike
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
evasion and scape
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
coldest
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
Emergeny exit .
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
cold
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
choke ring
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
colder
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colds
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
This is an elusive word .
این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
cores
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
capacitor
وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
core
1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
escapism
هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
push up stack
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
tabbed flap
فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
jet flap
فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
red herring
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings
شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
anti servo tab
بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
flashed
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flash
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
acrylic lacquer
لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
flashes
حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
escape hatch
دهلیز فرار دهلیز نجات
tax evasion
عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
fradulent conveyance
معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
breakaway
شکستن خط محاصره شکستن بند زندان فرار از زندان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com