English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
Other Matches
epistasis اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
interbreed اصلاح نژاد کردن
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
creates ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
engender ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
develop ایجاد کردن
create ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
creating ایجاد کردن
screeching ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
engendered ایجاد کردن
tempest توفان ایجاد کردن
tempests توفان ایجاد کردن
breached ایجاد شکاف کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
reflated تورم ایجاد کردن
reflating تورم ایجاد کردن
reflates تورم ایجاد کردن
canalize ایجاد ابراه کردن
constructs ایجاد کردن ساخت
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
tide جزرومد ایجاد کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
punched سوراخ ایجاد کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
put out منتشرساختن ایجاد کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
constructing ایجاد کردن ساخت
discomfit ایجاد اشکال کردن
breach ایجاد شکاف کردن
punch سوراخ ایجاد کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
construct ایجاد کردن ساخت
reflate تورم ایجاد کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
clunks این صدا را ایجاد کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
clunk این صدا را ایجاد کردن
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
stipple با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
calenture تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
stirps نژاد
races نژاد
descent نژاد
siblings هم نژاد
raced نژاد
sibling هم نژاد
race نژاد
descents نژاد
strain نژاد
origin نژاد
strains نژاد
congenerous هم نژاد
origins نژاد
phylon نژاد
phylum نژاد
blood نژاد
issues نژاد
issued نژاد
Lurs نژاد لر
issue نژاد
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
racism نژاد پرستی
ethnography نژاد پرستی
ethnocentrism نژاد پرستی
ethnocentric نژاد پرست
biotype جانداران هم نژاد
mongrels پست نژاد
anglian مربوط به نژاد
Norman از نژاد نرمان
Normans از نژاد نرمان
mutts سگ پست نژاد
genocide نژاد زدایی
outcrossing پیوند دو نژاد
genocide نژاد ستیزی
Adegenerate ( decadent ) race . نژاد فاسد
full-blooded پاک نژاد
full blood نژاد خالص
full blooded از نژاد اصیل
eugenics اصلاح نژاد
Celts نژاد سلت
Celt نژاد سلت
purebred پاک نژاد
ethnology نژاد شناسی
mutt سگ پست نژاد
underbred از نژاد غیراصیل
Slavs از نژاد اسلاو
half breed از نژاد مختلف
the black race نژاد سیاه
highborn نیک نژاد
Slav از نژاد اسلاو
pedigrees ریشه نژاد
racist نژاد پرست
pedigree ریشه نژاد
master race نژاد برتر
racists نژاد پرست
mongrel پست نژاد
documented ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingles جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingle جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart <idiom> مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
quadroon از نژاد سفید وسیاه
paleface نژاد سفید پوست
bon ton خوش نژاد اشرافی
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
improvement in stock breading اصلاح نژاد چارپایان
Celtic وابسته به نژاد سلت
anti-Semitic مخالف نژاد سامی
white civilization تمدن نژاد سفید
heaven born خدایی اسمانی نژاد
semitics نژاد شناسی سامی
negrophobe بیمناک از نژاد سیاه
akkadian نژاد اکد یا اکاد
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
of alow parentage فرومایه پست نژاد
africander افریقایی فرنگی نژاد
top dog نژاد یا شخص غالب
African American نژاد آفریقایی آمریکایی
hamito semitic از نژاد حامی وسامی
euthenics اصلاح نژاد محیطی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com