English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
studhorse اسب مخصوص تخم کشی واصلاح نژاد
Other Matches
epistasis اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
epistasy اختفای اثرات یک نژاد بوسیله نژاد دیگری
to touch up حک واصلاح کردن
institutionalism سیاست ترویج امور خیریه واصلاح بزهکاران از طرق اخلاقی و تادیبی
cross compiling assembling روشی که توسط ان یک فرد ازمینی کامپیوتر و کامپیوتربزرگ یا سرویس اشتراک زمانی استفاده میکند تابرنامه هایی را نوشته واصلاح کند و بعدا" درریزکامپیوتر بکار ببرد
lute گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typefaces مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typeface مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
registering که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
stirps نژاد
descents نژاد
origin نژاد
origins نژاد
blood نژاد
Lurs نژاد لر
congenerous هم نژاد
race نژاد
raced نژاد
races نژاد
descent نژاد
issue نژاد
phylum نژاد
strain نژاد
phylon نژاد
strains نژاد
issued نژاد
sibling هم نژاد
issues نژاد
siblings هم نژاد
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
Slavs از نژاد اسلاو
Norman از نژاد نرمان
purebred پاک نژاد
underbred از نژاد غیراصیل
full-blooded پاک نژاد
genocide نژاد زدایی
genocide نژاد ستیزی
Normans از نژاد نرمان
highborn نیک نژاد
full blooded از نژاد اصیل
full blood نژاد خالص
mongrel پست نژاد
mongrels پست نژاد
ethnocentrism نژاد پرستی
ethnocentric نژاد پرست
eugenics اصلاح نژاد
the black race نژاد سیاه
half breed از نژاد مختلف
outcrossing پیوند دو نژاد
Adegenerate ( decadent ) race . نژاد فاسد
racism نژاد پرستی
ethnology نژاد شناسی
master race نژاد برتر
ethnography نژاد پرستی
racists نژاد پرست
Slav از نژاد اسلاو
anglian مربوط به نژاد
Celts نژاد سلت
Celt نژاد سلت
pedigree ریشه نژاد
pedigrees ریشه نژاد
biotype جانداران هم نژاد
racist نژاد پرست
mutt سگ پست نژاد
mutts سگ پست نژاد
hamito semitic از نژاد حامی وسامی
semitics نژاد شناسی سامی
hamitic مربوط به نژاد حام
creole دارای نژاد مخلوط
heaven born خدایی اسمانی نژاد
negrophobe بیمناک از نژاد سیاه
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
humankind بشریت نژاد انسان
creoles دارای نژاد مخلوط
quadroon از نژاد سفید وسیاه
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
paleface نژاد سفید پوست
interbreed اصلاح نژاد کردن
of alow parentage فرومایه پست نژاد
improvement in stock breading اصلاح نژاد چارپایان
euthenics اصلاح نژاد محیطی
africander افریقایی فرنگی نژاد
Celtic وابسته به نژاد سلت
white civilization تمدن نژاد سفید
akkadian نژاد اکد یا اکاد
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
bon ton خوش نژاد اشرافی
skinheads رذل نژاد پرست
African American نژاد آفریقایی آمریکایی
top dog نژاد یا شخص غالب
anti-Semitic مخالف نژاد سامی
gerontomorphosis پیر شدگی نژاد
skinhead رذل نژاد پرست
game fowl نژاد خروس جنگی
embedded code کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
non-human غیر متعلق به نژاد انسان
a racist attack حمله ای با غرض نژاد پرستی
purebred جانور یا گیاه خوش نژاد
Eurasian از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
hamp shire نژاد خوک سیاه امریکایی
Eurasians از نژاد مختلط اروپایی واسیایی
non human غیر متعلق به نژاد انسان
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
turanian مردمی از نژاد التایی اورال
jersey giant نژاد ماکیان خانگی بزرگ
broodmare مادیان برای تولید نژاد
cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
anti-Semitic مقرون به دشمنی با نژاد سامی یایهود
selected breed [گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
Semitic از نژاد سام بن نوح زبان سامی
Afro-American نژاد آفریقایی آمریکایی [عبارت قدیمی]
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
segregationist طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
orthogenesis اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
slovak نژاد اسلواک ساکن قسمت مرکزی چکوسلواکی
amphimictic مناسب برای تولید و تناسل واختلاط نژاد
mixed marriage پیوند مرمانی که از دو نژاد یادو کیش باشند
cacogenics رشتهای از علم درباره فسادو خرابی نژاد
gamodeme نژاد دور افتاده یا منزوی موجود زنده
amerind نژاد مختلط امریکایی و سرخ پوست یا اسکیمو
melanochroi سیه مویان نژاد سیاه موی سبزه روی
linebreeding پرورش نژاد انسان یا حیوان درجهت یا هدف معینی
kafir کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
kaffir کافر نام قبیله ای درافریقای جنوبی از نژاد بانتو
dispersal airfield فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
pan germanism نظریه مبتنی بر برتری نژاد اریایی ژرمنی بر سایر نژادها
jackrabbit نژاد خرگوشهای بزرگ شمال امریکا که گوشهای دراز و اویخته دارند
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
incrossbreed تولید شده در اثر امیزش نژاد امیزش نژادی کردن
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
immunogenetics رشتهای از اتم شناسی که درباره روابط مرض و وراثبت یا نژاد بحث میکند مطالعه ارتباط داخلی از لحاظ زیست شناسی
subspecies قسم فرعی جنس فرعی از یک نژاد
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
shorthorn جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
francs حق مخصوص
extra special مخصوص
specific مخصوص
particulars مخصوص
franc حق مخصوص
special مخصوص
franchises حق مخصوص
franchise حق مخصوص
specifics مخصوص
particular مخصوص
favorites مخصوص
favourite مخصوص
vest pocket مخصوص
favourites مخصوص
especial مخصوص
idiocrasy حالت مخصوص
density جرم مخصوص
densities جرم مخصوص
Afro pick شانه مخصوص فر
special damage خسارت مخصوص
special corrections تصحیحات مخصوص
bluck density وزن مخصوص
deffered maintenance نگهداری مخصوص
special drawing right حق برداشت مخصوص
unit weight وزن مخصوص
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
specific resistivity مقاومت مخصوص
special troops یکانهای مخصوص
specific capacity فرفیت مخصوص
special passport پاسپورت مخصوص
idoneous مختص مخصوص
built in jack جک مخصوص نصب
special مخصوص خاص
heavy duty مخصوص کارسنگین
heavy-duty مخصوص کارسنگین
special services خدمات مخصوص
special session جلسه مخصوص
chorea تشنج مخصوص
specific weight وزن مخصوص
valetdechambre پیشخدمت مخصوص
low resistivity مقاومت مخصوص کم
marque مدل مخصوص
marque علامت مخصوص
specific energy انرژی مخصوص
idiosyncrasies حال مخصوص
maid in waiting پیشخدمت مخصوص
idiosyncrasy حال مخصوص
special sheaf مروحه مخصوص
specific search شناسایی مخصوص
specific gravities وزن مخصوص
specific gravity وزن مخصوص
bolt پیچ مخصوص قفل کردن در
specific gravity ورن مخصوص
favorite مخصوص سوگلی
proper مخصوص مقتضی
exempted station یکان مخصوص
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com