English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
advanced work استحکامات اصلی ساختمان
Other Matches
sally port درب اصلی قلعه یا استحکامات
dependency [قسمتی از ساختمان های جدا از ساختمان اصلی]
coach-house ساختمان خدمه [در کنار ساختمان اصلی]
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
main building ساختمان اصلی
primary structure ساختمان اصلی
main structure menbers اعضای اصلی ساختمان
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
corps de logis [بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
wing box ساختمان اصلی بالهای مدرن استرس اسکین
field work استحکامات صحرایی استحکامات
building system اصول ساختمان طرز ساختمان نظم و ترتیب ساختمان
box beam wing نوعی ساختمان بال با محورطولی اصلی و دیوارهایی برای شکل دادن و استحکام بال
outbuildings ساختمان دور افتاده و دور ازساختمان اصلی
outbuilding ساختمان دور افتاده و دور ازساختمان اصلی
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
building material dealer فروشنده مصالح ساختمان دلال مواد اولیه ساختمان
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان پیمانکار ساختمان
building enterprise مقاطعه کاری ساختمان پیمانکاری ساختمان
fortification استحکامات
fortifications استحکامات
fieldwork استحکامات
casemate استحکامات
rampart استحکامات
worked استحکامات
work استحکامات
forts استحکامات
pioneered مهندس استحکامات
ensconced استحکامات ساختن
ensconcing استحکامات ساختن
pioneer مهندس استحکامات
counter approach استحکامات متقابله
fortresses استحکامات نظامی
ensconces استحکامات ساختن
pioneers مهندس استحکامات
fortified دارای استحکامات
fiedl fortifications استحکامات صحرایی
jetty استحکامات جنگی
bastions سنگر و استحکامات
bastion سنگر و استحکامات
ensconce استحکامات ساختن
jetties استحکامات جنگی
fortress استحکامات نظامی
rampire استحکامات خاکریز
vallation استحکامات خندق
enterprise network شبکهای که همه ایستگاههای کاری و ترمینال ها یا کامپیوتر ها را در یک شرکت بهم وصل میکند. این میتواند در یک ساختمان یا چندین ساختمان درکشورهای مختلف باشد
defense دفاع کردن استحکامات
Cashel [استحکامات دفاعی ایرلندی]
defence دفاع کردن استحکامات
defenses دفاع کردن استحکامات
horn-work [استحکامات بیرونی با دو سنگر]
castellate دارای استحکامات کردن
vallum دارای استحکامات کردن
rampart دارای استحکامات کردن
dug in استحکامات سنگر اماده
defilade جان پناه استحکامات تدافعی
fortified سنگربندی شده دارای استحکامات
trench استحکامات خندقی شیار طولانی
fortified church [کلیسایی دارای استحکامات نظامی]
trenches استحکامات خندقی شیار طولانی
rotundas ساختمان مدور ساختمان گنبددار
block structure ساختمان بلاکی ساختمان کندهای
double shell constraction ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
constructional feature ترکیب ساختمان کیفیت ساختمان
foundation soil شالوده ساختمان فونداسیون ساختمان
rotunda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
rotonda ساختمان مدور ساختمان گنبددار
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
vallum بارو باره استحکامات خاکریز بارودارکردن
base shear نیروی کلی حاصل از زلزله در پای ساختمان برش پای ساختمان
redoubt موضع محصور دفاعی کوچک حفاظ استحکامات
contravallation استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
redan استحکامات دوپهلو که گوشه برجستهای ازان بیرون می ایستد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
formulae مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formulas مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
formula مقررات مربوط به ساختمان اتومبیل مقررات مربوط به ساختمان قایق مسابقه
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
castellation تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
flanker عده مامور تک جناحی استحکامات جناحی یکان
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
fortify دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies دارای استحکامات کردن تقویت کردن
beneficial occupancy اشغال ساختمان نیمه تمام استفاده از ساختمان نیمه تمام
construction batalion گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
outwork استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
modular construction ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
pioneer tools وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
type ساختمان
typed ساختمان
types ساختمان
structure ساختمان
foundation پی ساختمان
stances ساختمان
stance ساختمان
mechanisms ساختمان
mechanism ساختمان
construction ساختمان
structuring ساختمان
structures ساختمان
building line بر ساختمان
structure of an animal ساختمان
structureless بی ساختمان
built-up پر از ساختمان
erections ساختمان
erection ساختمان
carbody ساختمان
building ساختمان
making ساختمان
substructure پی ساختمان
constructions ساختمان
substructures پی ساختمان
frame ساختمان
built up پر از ساختمان
homoplastic هم ساختمان
high-rise ساختمان بلند
propylaeum در بزرگ ساختمان
soil structure ساختمان خاک
building component اجزای ساختمان
inhouse work توکار ساختمان
fronting نمای ساختمان
building connection انشعاب ساختمان
City Hall ساختمان شهرداری
hydraulic construction ساختمان ابی
front door [of house] در جلویی [ساختمان]
material مصالح ساختمان
materials مصالح ساختمان
entrance در جلویی [ساختمان]
building costs هزینههای ساختمان
zonation ساختمان غشایی
dentition ساختمان دندانها
blindage صافکاری ساختمان
block یک دستگاه ساختمان
industrial building ساختمان صنعتی
overall width عرض ساختمان
architectonic تکنولوژی ساختمان
apartment building ساختمان اپارتمانی
entry door در جلویی [ساختمان]
shells بدنه ساختمان
sandwitch construction ساختمان لایهای
shelling بدنه ساختمان
formation ساختمان تشکیلات
steeples ساختمان بلند
imperfect structural ساختمان ناتمام
apartment house ساختمان آپارتمانی
blocked یک دستگاه ساختمان
blocks یک دستگاه ساختمان
pygidium ساختمان دم و کفل
situation of a building موقعیت ساختمان
local building inspector پلیس ساختمان
shell بدنه ساختمان
low loss construction ساختمان کم تلفات
site engineering مدیر ساختمان
banded structure ساختمان نواری
steeple ساختمان بلند
front نمای ساختمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com