English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 101 (2 milliseconds)
English Persian
muscular endurance استقامت عضلانی
Other Matches
muscled عضلانی
perseverant با استقامت
sarcous عضلانی
strenght استقامت
perseverance استقامت
stand up با استقامت
endurance استقامت
stand-up با استقامت
muscular عضلانی
myasthenia ضعف عضلانی
myoclonus گرفتگی عضلانی
myoneural عضلانی وعصبی
perseveringly با استقامت مصرانه
musculature نظام عضلانی
muscularity عضلانی بودن
muscular fatigue خستگی عضلانی
proprioceptor گیرنده عضلانی
intramuscular درون عضلانی
muscular spindle دوک عضلانی
fartlek تمرین دو استقامت
enduro مسابقه استقامت
endurance race مسابقه استقامت
power endurance توان استقامت
meathead آدم عضلانی
muscleman آدم عضلانی
beefcake آدم عضلانی
holdouts استقامت کردن
holdout استقامت کردن
thews نیروی عضلانی
tethanus گرفت عضلانی
staminal با اسطقس با استقامت
shear strength استقامت برشی
reluct استقامت کردن
dystrophy پلاسیدگی عضلانی
dogged persererance استقامت سخت
clonus تشنج عضلانی
cramp گرفتگی عضلانی
muscles نیروی عضلانی
stiffness کوفتگی عضلانی
assiduity استقامت مداومت
asynergia ناهماهنگی عضلانی
muscle نیروی عضلانی
brawniness عضلانی بودن
backbones استقامت استواری
muscular dystrophy تحلیل عضلانی
cramps گرفتگی عضلانی
resist استقامت کردن
distance runner دونده استقامت
distance man دونده استقامت
resisted استقامت کردن
resisting استقامت کردن
stamina طاقت استقامت
resists استقامت کردن
backbone استقامت استواری
neuromuscular coordination هماهنگی عصبی- عضلانی
myokinetic test ازمون جنبش عضلانی
brawn نیرو نیروی عضلانی
muscular dystrophy تحلیل وفاسد عضلانی
endurance race مسابقه اتومبیلرانی استقامت
hypertonicity فزونی تونوس عضلانی
fine miscle movement حرکت فریف عضلانی
persevered استقامت بخرج دادن
moton طرح عمل عضلانی
muscle tonus کشیدگی طبیعی عضلانی
enduro مسابقه اتومبیلرانی استقامت
persevere استقامت بخرج دادن
perseveres استقامت بخرج دادن
marathon یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
withstood مخالفت کردن استقامت ورزیدن
marathons یک نوع مسابقه ورزشی استقامت
withstand مخالفت کردن استقامت ورزیدن
withstanding مخالفت کردن استقامت ورزیدن
withstands مخالفت کردن استقامت ورزیدن
thermoduric قادر به استقامت در برابرحرارت زیاد
dystonia اختلال کشیدگی طبیعی عضلانی
broken fibres تار عضلانی پاره شده
interval trailing تمرین استقامت و اماده سازی
fibrillation انقباض بی نظم رشتههای عضلانی
paretic دچار فلج ناقص یا عضلانی
paresis فلج خفیف ضعف عضلانی
muscle up بالاکشیدن بکمک نیروی عضلانی ژیمناست
musculature وضع وترتیب ماهیچه ها ساختمان عضلانی
charley horse کشیدگی یا گرفتگی عضلانی ران سوارکار
neuromuscular وابسته باعصاب و عضلات عصبی و عضلانی
deutsch rivet نوعی پرچ کور با استقامت زیاد
middle distance race دو نیمه استقامت 008 تا0051 متر
fasciculus دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicle دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicule دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
Let's see how much you can take. <idiom> ببینیم تا چه حد توانایی [استقامت] داری . [اصطلاح روزمره]
tolerance dose دوز دریافتی قابل استقامت ازتشعشعات اتمی
psychomotor ناشی از حرکات عضلانی دراثر عمل فکری
madison مسابقه دوچرخه سواری استقامت 6 روزه بین 2 تیم
distance medley دو استقامت امدادی شامل 004 008 0021 و 0061متر
kill off سرعت گرفتن غیرعادی درمسابقه دو استقامت برای خسته کردن حریفان
y alloys الیاژهایی از الومینیم که میتواند استقامت خود را تادمای 052 تا 033 درجه سانتیگراد حفظ کند
atony فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
atonicity فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
atonia فقدان کشیدگی طبیعی عضلانی فقدان تونوس
whisker کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com