Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
automatic font downloading
استقرار خودکار فونت
Other Matches
downloadable font
فونت قابل استقرار در حافظه
automated
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automates
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
prepositions
استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
preposition
استقرار در محل پیش بینی شده استقرار در محل معین شده
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
automatic error correction
تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
fontographer
فونت نگار
soft font
فونت نرم
font metric
سنجش فونت
font subsitution
جایگزینی فونت
font family
خانواده فونت
downloadable font
فونت استقراری
type style
سبک فونت
type size
اندازه فونت
internal font
فونت درونی
laser font
فونت لیزری
out line font
فونت متغیر
courier
فونت کوریر
printer font
فونت چاپگر
soft font
فونت استقراری
couriers
فونت کوریر
built in font
فونت توکار
body type
فونت متن
cartridge font
فونت کارتریج
bit mapped font
فونت شطرنجی
base font
فونت پایه
initial base font
فونت پایه اغازی
base font
فونت پیش فرض
font metric
اندازه گیری فونت
font smoothing
صاف سازی فونت
font smoothing
صاف کردن فونت
document base font
فونت پایه مدرک
font id conflict
اختلال شناسایی فونت
autoloader
اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
automatic check
کنترل خودکار بررسی خودکار
automatic
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatics
خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
submachinegun
مسلسل خودکار یانیمه خودکار
adobe type manager
مدیر انواع فونت ادوبی
screen font
فونت یا قلم صفحه نمایش
script font
فونت چاپی شبیه به دستخط
default font
فونت پیش فرض یا قراردادی
automatic pilot
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
default numetic font
فونت عددی پیش فرض یاقراردادی
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
aided tracking
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
downloading
استقرار
settlement
استقرار
settlements
استقرار
sessility
استقرار
establishment
استقرار
establishments
استقرار
mounting
استقرار
stability
استقرار
localization
استقرار
installations
استقرار
pitch
استقرار
pitches
استقرار
colony
استقرار
installation
استقرار
solidification
استقرار
permanent emplacement
استقرار دایمی
positioning band
حلقه استقرار
posteriori
ازراه استقرار
station
استقرار یافتن
tent striking
فرمان ضد استقرار
stations
استقرار یافتن
seats
سکوی استقرار
stationed
استقرار یافتن
lodgment area
منطقه استقرار
seat
سکوی استقرار
yoke
پایه استقرار
seated
سکوی استقرار
yoke
دوشاخه استقرار
angle of repose
زاویه استقرار
confirmation
تثبیت استقرار
centralization
استقرار درمرکز
centralisation
استقرار درمرکز
restoration
استقرار مجدد
stanchion
سکوی استقرار
reintegration
استقرار مجدد
delocalization
عدم استقرار
crimping groove
شیار استقرار
network topology
چگونگی استقرار شبکه
lodgment
منزل گیری استقرار
set up
اماده بکار استقرار
setting ring
حلقه استقرار یا ثبات
lodgement
منزل گیری استقرار
seating
محل استقرار نشیمن
angle of repose
حداکثر شیب استقرار
downloading utility
برنامه کمکی استقرار
equatorial mounting
استقرار معدل النهاری
alt azimuth mounting
استقرار سمت- ارتفاعی
metacenter
نقطه استقرار وثبات یاتوازن
location of industry
تعیین محل استقرار صنعت
anchor line cable
کابل استقرار چتردر هواپیما
make up
<idiom>
استقرار وسایل تزئین وآرایش
settling rounds
تیر استقرار قنداق توپ
disposition
استقرار یکانها و اماد درمنطقه
automated teller machine
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
settles
مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
settle
مستقر شدن یامستقر کردن استقرار
cannelure
شیار استقرار پوکه روی گلوله
location theory
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
sponson
سکوی استقرار توپ روی برجک
cannelure
شیار استقرار روکش گلوله ثاقب
gun post
سوراخ محل استقرار لوله توپ
steric
وابسته بطرز استقرار اجزاء اتم در فضا
trailer camp
محل استقرار ترایلربااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer court
محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
trailer park
محل استقرار ترایلربا اتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
rack space
محوطه کف چینی شده انباربرای استقرار پالتها یا جعبههای مهمات
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
gyro pilot
سیستم هدایت خودکار ناو هدایت ژیروسکوپی ناو هدایت نجومی خودکار ناو
automatic toss
روش پرتاب خودکار بمب پرتاب خودکار بمب
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
staging
سوار شدن یا سوار کردن پرسنل در ناو یا هواپیما استقرار موقت
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
sabot
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
automatics
خودکار
automatous
خودکار
automotive
خودکار
autonomic
خودکار
auyomated
خودکار
automaticity
خودکار
automatic pipet
پی پت خودکار
unattended
خودکار
unmanned
خودکار
self acting
خودکار
mechnical
خودکار
self-starters
خودکار
self-starter
خودکار
preset
خودکار
ballpens
خودکار ها
ball pens
خودکار ها
automatic
خودکار
pen
خودکار
ballpoint pens
خودکار ها
ballpoints
خودکار ها
automatic machine
دستگاه خودکار
automatic interrupt
قطع خودکار
automatic interrupt
وقفه خودکار
automatic loader
بارکن خودکار
automatic steering device
سکان خودکار
automatic rifle
توپ خودکار
self loading
پرشونده خودکار
automatic mechanism
مکانیزم خودکار
automatic rifle
تفنگ خودکار
automatic telephone
تلفن خودکار
automatic record changer
گرام خودکار
automatic regulation
تنظیم خودکار
self destroying
منفجرشونده خودکار
semiautomatic
نیمه خودکار
automatic focusing
تمرکز خودکار
automatic circuit breaker
مدارشکن خودکار
semi automatic
نیم خودکار
automatic computer
کامپیوتر خودکار
automatic control
کنترل خودکار
automatic controller
مراقب خودکار
automatic cutout
قطع خودکار
automatic door switch
کلید خودکار در
door switch
کلید خودکار در
automatic drop
اتصال خودکار
self test
ازمایش خودکار
automatic fire
اتش خودکار
automatic fire
تیراندازی خودکار
automatic flasher
چشمکزن خودکار
repeating firearm
اسلحه خودکار
power steering
فرمان خودکار
automatization
خودکار شدن
automatization
خودکار کردن
automatize
خودکار کردن
sub-machine gun
تیربار خودکار
autosave
ضبط خودکار
autotrace
اثر خودکار
autotype
چاپ خودکار
auyomated
خودکار شده
sub-machine guns
تیربار خودکار
ball point pen
قلم خودکار
cutout
فیوز خودکار
crane track
جرثقیل خودکار
automatism
بطور خودکار
full automatic
تماما" خودکار
fully automatic
کاملا" خودکار
player piano
پیانو خودکار
automatic telephone system
تلفن خودکار
automatic testing
ازمایش خودکار
automatic throttle
ساسات خودکار
automatic titrator
تیترکننده خودکار
automatic treatment
تسویه خودکار
automatic tuning
میزانساز خودکار
automatic weapon
سلاح خودکار
mechanical sawmill
اره خودکار
push botton
وسایل خودکار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com