Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English
Persian
sure
استوار
surer
استوار
surest
استوار
sound
استوار
sounded
استوار
soundest
استوار
sounds
استوار
rigid
استوار
stable
استوار
stables
استوار
unshaken
استوار
solid
استوار
solids
استوار
sergeant major
استوار
sergeant majors
استوار
immovable
استوار
tenacious
استوار
steadfast
استوار
steadfastly
استوار
deep-set
استوار
four-square
استوار
unswerving
<adj.>
استوار
undeviating
<adj.>
استوار
Other Matches
self sufficient
خود استوار
veteran
ثابت استوار
two handed
محکم استوار
stabilizer
استوار کننده
stabilisers
استوار کننده
veterans
ثابت استوار
constant
باثبات استوار
firmware
استوار- ابزار
straightener
استوار کننده
sergeant first class
استوار دوم
chief warrant officer
استوار یکم
credential
استوار نامه
master chief petty officer
استوار یکم
constants
باثبات استوار
firm
استوار کردن
stabilization
استوار سازی
firms
استوار کردن
firms
استوار محکم
firmest
استوار کردن
steadied
پرپشت استوار
steadying
پرپشت استوار
secure
مطمئن استوار
firmest
استوار محکم
firmer
استوار کردن
secures
مطمئن استوار
firm
استوار محکم
steel
محکم استوار
steeled
محکم استوار
steadiest
پرپشت استوار
hard shoulder
شانه استوار
solidly
بطور استوار
steadies
پرپشت استوار
firmer
استوار محکم
steady
پرپشت استوار
steels
محکم استوار
steeling
محکم استوار
steadiest
استوار یامحکم کردن
steady
استوار یامحکم کردن
steadied
استوار یامحکم کردن
steadying
استوار یامحکم کردن
steadies
استوار یامحکم کردن
to keep one's feet on the ground
<idiom>
آرام و استوار ماندن
petty officer
ناو استوار دوم
petty officers
ناو استوار دوم
chief petty officeer
ناو استوار یکم
chief petty officer
ناو استوار یکم
consistent
استوار ثابت قدم
stabilises
استوار کردن ثابت شدن
stabilize
استوار کردن ثابت شدن
stabilized
استوار کردن ثابت شدن
stabilizes
استوار کردن ثابت شدن
as steady as a rock
<idiom>
مثل کوه
[استوار و ثابت]
master sergeant
استوار ارشد نیروی زمینی
stabilising
استوار کردن ثابت شدن
stabilised
استوار کردن ثابت شدن
well timbered
با الوار محکم و استوار شده
abide by one's word
بر قول خود استوار بودن
firmware
RO قرار داده شده است ابزار استوار
recredential
نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com