Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (10 milliseconds)
English
Persian
discharging berth
اسکله تخلیه
discharging wharf
اسکله تخلیه
Search result with all words
beach gear
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
berthing capacity
فرفیت تخلیه بار لنگرگاه فرفیت اسکله
clearance capacity
فرفیت تخلیه بار اسکله
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
Other Matches
hard beach
قسمت مستحکم ساحل یا اسکله اسکله روسازی شده
cargo outturn message
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
clearings
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing
تخلیه محل تخلیه بیماران
berth
اسکله
wharf
اسکله
berthed
اسکله
berthing
اسکله
berths
اسکله
docks
اسکله
docked
اسکله
dock
اسکله
wharfs
اسکله
wharves
اسکله
quays
اسکله
jetty
اسکله
waterfront
اسکله
jetties
اسکله
beach
اسکله
beached
اسکله
beaches
اسکله
landings
اسکله
landing
اسکله
waterfronts
اسکله
piers
اسکله
pier
اسکله
quay
اسکله
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
jetty
اسکله بندر
jetties
اسکله کرپی
wharfmaster
رئیس اسکله
landing place
فرودگاه اسکله
dockage
هزینه اسکله
charging wharf
اسکله بارگیری
eolith
اسکله سنگی
pontoons
اسکله شناور
pontoon
اسکله شناور
longshoreman
کارگر اسکله
beach patrol
نگهبان اسکله
beachy
اسکله دار
jetty
اسکله کرپی
beach capacity
فرفیت اسکله
charging berth
اسکله بارگیری
wharf
اسکله ابی
wharfinger
اسکله دار
wharfs
اسکله ابی
wharves
اسکله ابی
longshoremen
کارگر اسکله
piers
اسکله ستون
pier
اسکله ستون
jetties
اسکله بندر
berthage
عوارض اسکله
landing ship dock
اسکله فرود اب خاکی
beach exit
محل خروجی اسکله
beach flag
پرچم شاخص اسکله
beach diagram
طرح نمودار اسکله
leave the jetty
جدا شدن از اسکله
seafronts
اسکله کنار دریا
seafront
اسکله کنار دریا
cargo whip
طناب بوم اسکله
roustabout
کارگر اسکله یا بندر گاه
save all
توربندی بین ناو و اسکله
sea island terminal
باراندازیا اسکله روی دریا
To dock . To berth.
پهلو گرفتن (کشتی در اسکله )
alongside
پهلوی اسکله در کنار در طول
the p was used as a promenade
ان اسکله گردش گاه مردم است
wharfinger
مامور اسکله یا برانداز رئیس لنگرگاه
beach unit
یکان مسئول اسکله یا خدمات ساحلی
spur shore
دفرای شناور الواراتصال ناو به اسکله
wharfs
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
layig up position
موضع یا اسکله مخصوص تهیه سرپل ساحلی
wharf
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
wharves
لنگر گاه ساحل رودخانه با اسکله یادیوار
beach organization
یکان مسئول اداره اسکله قسمت ساحلی
beach master
افسر لجستیک در عملیات اب خاکی رئیس اسکله
wharfage
استفاده ازاسکله وبارانداز و تاسیسات وابسته به اسکله یالنگرگاه
cargo outturn report
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
graving dock
اسکله مخصوص تمیز کردن ویا تعمیر نمودن کشتی
navigation head
بارانداز کنار اسکله دریایی محل مبادله بار کشتیها دراسکله
discharge
تخلیه
emptying
تخلیه
LSD
تخلیه
disembarkation
تخلیه
discharges
تخلیه
exhaust
تخلیه
exhausts
تخلیه
unloading
تخلیه
evacuates
تخلیه
stripping
تخلیه
discharged
تخلیه
evacuation
تخلیه
evacuate
تخلیه
evacuated
تخلیه
evacuating
تخلیه
landing, storage, delivery
تخلیه
unstuffing
تخلیه
depletion
تخلیه
depletion layer
ناحیه تخلیه
discharger of a capacitor
تخلیه خازن
depletion zone
ناحیه تخلیه
disruptive discharge
تخلیه جرقهای
discharge opening
راهگاه تخلیه
discharge of chips
تخلیه براده ها
depletion barrier
ناحیه تخلیه
depletion area
ناحیه تخلیه
discharge velocity
سرعت تخلیه
drain plug
پیچ تخلیه
education pipe
لوله تخلیه
electric discharge
تخلیه الکتریکی
discharge voltage
ولتاژ تخلیه
discharge end
سمت تخلیه
discharge chute
سرسره تخلیه
discharge pressure
فشار تخلیه
discharge currect
جریان تخلیه
discharge conveyor
نوار تخلیه
discahrge pipe
لوله تخلیه
discharge cock
شیر تخلیه
discharge opening
مجرای تخلیه
discharge end
محل تخلیه
discharge gate
دریچه تخلیه
disembarkation
تخلیه کردن
discharge recorder
تخلیه نگار
discharge head
ارتفاع تخلیه
discharge resistance
مقاومت تخلیه
discharge nozzle
فواره تخلیه
discharge spout
ناودانه ی تخلیه
discharge valve
سوپاپ تخلیه
drain cock
لوله تخلیه
clearing out
[of a place]
تخلیه
[فضایی]
main discharge
تخلیه اصلی
tipper
تخلیه کننده
surging discharge
تخلیه نوشی
sluiceway
دهانه تخلیه
site clearance
تخلیه کارگاه
self maintained discharge
تخلیه ناوابسته
rotary discharger
تخلیه گر گردان
roll on/roll off
بارگیری- تخلیه
to offload
تخلیه کردن
road clearance
تخلیه جاده
residual discharge
تخلیه مانده
impulse discharge
تخلیه ضربهای
high rate discharge
تخلیه شدید
glow discharge
تخلیه تابنده
glow discharge
تخلیه تابناک
flaming discharge
تخلیه مشتعل
exhaust stroke
مرحله تخلیه
exhaust chute
ناودان تخلیه
evacuant
تخلیه کننده
escape channel
مجرای تخلیه اب
electrostatic discharge
تخلیه الکتروستاتیکی
electron discharge
تخلیه الکترونها
undulatory discharge
تخلیه مواج
internal discharge
تخلیه داخلی
lightning discharge
تخلیه اتمسفری
relief well
چاه تخلیه
point discharge
تخلیه نقطهای
ozone depletion
تخلیه اوزون
oscillating discharge
تخلیه مواج
non self maintained discharge
تخلیه وابسته
neural discharge
تخلیه عصبی
medical recovery
تخلیه پزشکی
medical evacuation
تخلیه بیماران
medical evacuation
تخلیه پزشکی
medical evacuation
تخلیه بهداری
lightning discharge current
جریان تخلیه
electrical discharge
تخلیه برقی
dejecta
تخلیه مدفوع
quitting
تخلیه خانه
abreaction
تخلیه هیجانی
vacated
تخلیه کردن
discharges
تخلیه الکتریکی
vacate
تخلیه کردن
evacuating
تخلیه کردن
air evacuation
تخلیه هوایی
evacuates
تخلیه کردن
drains
تخلیه کردن
discharge
تخلیه بار
evacuated
تخلیه کردن
area evacuation
تخلیه منطقهای
bank sluice
دریچه تخلیه
catharsis
تخلیه هیجانی
discharges
تخلیه بار
draining
تخلیه کردن
drained
تخلیه کردن
drain
تخلیه کردن
unloads
تخلیه کردن
unloaded
تخلیه کردن
sluices
دریچه تخلیه
unload
تخلیه کردن
sluiced
دریچه تخلیه
vacating
تخلیه کردن
sluice
دریچه تخلیه
vacates
تخلیه کردن
discharge
تخلیه الکتریکی
battlefield evacuation
تخلیه پزشکی
disembarks
تخلیه کردن
coefficient of discharge
ضریب تخلیه
cooling water discharge
تخلیه اب سرد
corollary discharge
تخلیه تبعی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com