English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (1 milliseconds)
English Persian
mistaken اشتباهی
to take the wrong turn اشتباهی [با ماشین] پیچیدن
by mistake <adv.> اشتباهی
by a mistake <adv.> اشتباهی
as a result of a mistake <adv.> اشتباهی
by accident <adv.> اشتباهی
inadvertently <adv.> اشتباهی
unintentionally <adv.> اشتباهی
wrongly <adv.> اشتباهی
falsely <adv.> اشتباهی
spuriously <adv.> اشتباهی
incorrectly <adv.> اشتباهی
Other Matches
confusion اشتباهی گرفتن
a fateful mistake اشتباهی سرنوشت ساز
to make good a mistake [ to wipe a disgrace] <idiom> اشتباهی را جبران کردن
miscall اشتباهی صدا کردن
what is amiss here چه اشتباهی رخ داده است
clean slate <idiom> بدون هیچ اشتباهی
You're on the wrong way. جاده را اشتباهی آمدید.
You're on the wrong way. راه را اشتباهی آمدید.
There must be some mistakes. باید اشتباهی شده باشد.
There must be some mistakes. باید اشتباهی روی داده باشد.
We got into the wrong bus . سوار اتوبوس غلطی ( اشتباهی ) شدیم
backing up the wrong tree <idiom> [دنبال چیزی در جای اشتباهی گشتن]
I think there is a mistake in the bill. من فکر میکنم اشتباهی در صورتحساب هست.
we regret the error از اشتباهی که شده است تاسف داریم
misname بنام اشتباهی صدا کردن دشنام دادن
parachronism اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
haplography اشتباهی که عبارت است ازیکبارنوشتن چیزی که بایددوبارنوشته شود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com