Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (5 milliseconds)
English
Persian
typing error
اشتباه تایپی
typo
اشتباه تایپی
Search result with all words
Except for that one typo, there were no mistakes.
به جز یک اشتباه تایپی هیچ غلطی نداشت.
Other Matches
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
menu
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus
برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
microsoft
واسط کاربر چند کاره گرافیکی که برای استفاده ساده طراحی شده است . ویندوز از نشانه ها برای نمایش دادن فایل و قط عات استفاده میکند با mouse قابل کنترل است بر عکس DOS-MS که نیاز به دستورات تایپی دارد
clanger
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
mistakenness
اشتباه
fallacies
اشتباه
fallacy
اشتباه
goofed
اشتباه
faux pas
اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
flounder
اشتباه
floundering
اشتباه
flounders
اشتباه
goofs
اشتباه
goofing
اشتباه
floundered
اشتباه
snafu
اشتباه
lap sus
اشتباه
wrongs
اشتباه
discrepancy
اشتباه
mistake
اشتباه
mix-ups
اشتباه
mix-up
اشتباه
mistakes
اشتباه
mix up
اشتباه
mistaking
اشتباه
wronging
اشتباه
jeofail
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
incorrectness
اشتباه
errancy
اشتباه
fault
اشتباه
faulted
اشتباه
faults
اشتباه
barratry
اشتباه
wrong
اشتباه
overseen
در اشتباه
errors
اشتباه
fumbles
اشتباه
fumbled
اشتباه
fumble
اشتباه
error
اشتباه
trips
اشتباه
tripped
اشتباه
goof
اشتباه
trip
اشتباه
false
<adj.>
اشتباه
by mistake
<adv.>
بطور اشتباه
computational
اشتباه در محاسبه
flub
اشتباه احمقانه
boo boo
اشتباه کاری
inadvertently
<adv.>
بطور اشتباه
by accident
<adv.>
بطور اشتباه
dispersion error
اشتباه پراکندگی
as a result of a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
deflection error
اشتباه انحراف
by a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
deflection error
اشتباه سمتی
delivery error
اشتباه در تیراندازی
deflection error
اشتباه سمت
dead shot
تیر اشتباه
boner
اشتباه مضحک
mistaken
اشتباه کرده
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
blunderingly
ازروی اشتباه
blooper
اشتباه احمقانه
unintentionally
<adv.>
بطور اشتباه
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
بطور اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
absolute error
اشتباه مطلق
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
wrongly
<adv.>
بصورت اشتباه
to goof up
[American E]
اشتباه کردن
off the beam
<idiom>
اشتباه ،خطا
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
you are mistaken
در اشتباه هستید
to set
از اشتباه دراوردن
to put wise
از اشتباه دراوردن
to make an error
اشتباه کردن
to make a mistake
اشتباه کردن
systematic error
اشتباه سیستماتیک
syntax error
اشتباه ترکیبی
professional misconduct
اشتباه حرفهای
trip up
<idiom>
اشتباه کردن
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
incorrectly
<adv.>
بطور اشتباه
unmistakable
خالی از اشتباه
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
falsely
<adv.>
بطور اشتباه
to read wrong
اشتباه
[ی]
خواندن
probable error
اشتباه احتمالی
peccant
اشتباه کار
misguidely
از روی اشتباه
miscue
اشتباه کردن
mils trip
اشتباه میلیمی
falsely
<adv.>
بصورت اشتباه
metachronism
اشتباه تاریخی
malentendu
اشتباه فهمیدن
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
lapsus linguac
اشتباه لپی
faultily
<adv.>
بصورت اشتباه
incorrectly
<adv.>
بصورت اشتباه
misplay
بازی اشتباه
misstep
اشتباه درقضاوت
mistakable
قابل اشتباه
parachronism
اشتباه تاریخی
miswrite
اشتباه نوشتن
spuriously
<adv.>
بطور اشتباه
phonily
<adv.>
بطور اشتباه
mistakenness
در اشتباه بودن
wrongly
<adv.>
بطور اشتباه
mistaken party
اشتباه کننده
mistake of law
اشتباه حکمی
mistake of fact
اشتباه موضوعی
phonily
<adv.>
بصورت اشتباه
misprints
اشتباه چاپی
goofed
اشتباه کردن
blunder
اشتباه بزرگ
blunder
اشتباه لپی
goof
اشتباه کردن
blunder
اشتباه کردن
blundered
اشتباه بزرگ
blundered
اشتباه لپی
erroneous
غلط اشتباه
blundered
اشتباه کردن
peccadillos
اشتباه کوچک
peccadilloes
اشتباه کوچک
peccadillo
اشتباه کوچک
bunglers
اشتباه کار
bungler
اشتباه کار
blundering
اشتباه بزرگ
fallible
اشتباه کننده
blaming
اشتباه گناه
goofing
اشتباه کردن
goofs
اشتباه کردن
misconstrue
اشتباه کردن
misconstrued
اشتباه کردن
misconstrues
اشتباه کردن
misconstruing
اشتباه کردن
misprint
اشتباه چاپی
disabuse
از اشتباه دراوردن
disabused
از اشتباه دراوردن
disabuses
از اشتباه دراوردن
disabusing
از اشتباه دراوردن
bloomer
اشتباه احمقانه
miscalculation
محاسبه اشتباه
miscalculations
محاسبه اشتباه
oversight
اشتباه نظری
oversights
اشتباه نظری
slip-ups
اشتباه کردن
slip-up
اشتباه کردن
slip up
اشتباه کردن
blames
اشتباه گناه
blundering
اشتباه لپی
fault
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
slipped
اشتباه کردن
faults
تقصیر اشتباه
miscarriage of justice
اشتباه قضایی
fumbled
اشتباه کردن
mistake
اشتباه کردن
slip
اشتباه کردن
mistakes
اشتباه کردن
miscarriages of justice
اشتباه قضایی
inaccuracies
اشتباه غلط
inaccuracies
خطا یا اشتباه
inaccuracy
اشتباه غلط
inaccuracy
خطا یا اشتباه
slips
اشتباه لیزی
fumbles
اشتباه کردن
blundering
اشتباه کردن
blamed
اشتباه گناه
mistook
اشتباه کردن
blame
اشتباه گناه
bedlam
اشتباه شدید
fumble
اشتباه کردن
blunders
اشتباه بزرگ
blunders
اشتباه لپی
slips
اشتباه کردن
mistaking
اشتباه کردن
blunders
اشتباه کردن
unerring
اشتباه نشدنی
slipped
اشتباه لیزی
slip
اشتباه لیزی
in the wrong
<idiom>
اشتباه ،درستی حقیقت
mix-up
<idiom>
اشتباه ،گیج وسردرگمی
make up for something
<idiom>
جبران خطا یا اشتباه
blundering
اشتباه فاحش در شطرنج
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com