Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
Do you mind if I close the window?
اشکالی دارد اگر پنجره را ببندم؟
Other Matches
Do you mind if I open the window?
اشکالی دارد اگر پنجره را باز کنم؟
Does it matter if I dont come ?
اشکالی دارد اگرنیایم ؟
rose window
پنجره گرد که ارایش هایی بشکل گل دارد
My desk is by the window.
میز کار من کنار پنجره قرار دارد.
child window
پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
My Computer
نشانهای که اغلب در گوشه سمت چپ در بالای صفحه نمایش در پنجره جاری قرار دارد. و حاوی مروری بر PC است
InBox
خصوصیات سیستم پیام گذاری پنجره که میتواند پیام الکترونیکی کاربر را نگه دارد که شامل پیام ارسالی روی شبکه
titles
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
title
میله افقی در بالای یک پنجره که نام آن برنامه یا پنجره را بیان میکند
That is quitw O. K. That is fine.
هیج اشکالی ندارد
To remove a difficulty.
اشکالی رارفع کردن
picture window
پنجره دل باز وخوش منظره پنجره بزرگ
to smooth a difficulty
اشکالی را رفع یا برطرف کردن
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
double lancet
[پنجره گوتیکی با دو پنجره سر نیزه ای]
horizontal
میلهای در پایین پنجره که نشان میدهد صفحه پهن تر از پنجره است . کاربر میتواند به صورت افق در صفحه حرکت کند و این میله را بکشد
cascading windows
چندین پنجره که روی هم نمایش داده می شوند به طوری که فقط عنوان پنجره رویی نمایش داده میشود
windowing
1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
transom
پنجره بالای در یا بالای پنجره دیگری
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
clogged ink jet nozzles
اشکالی که در یک چاپگر پرتاب مرکبی پیش می اید و مربوط به زمانی است که مرکب باهوا تماس پیدا کرده و خشک میشود که در اینصورت درداخل و اطراف دهانک جمع شده و باعث مسدود شدن سیستم میشود
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
sole plate
کف پنجره
sash
پنجره
peeper
پنجره
casements
پنجره
biforis
دو پنجره
biforus
دو پنجره
sashes
پنجره
casement
پنجره
cant bay window
کج پنجره
inlier
پنجره
window
پنجره
thirl
پنجره
window-sills
لب پنجره
winnock
پنجره
window-sill
لب پنجره
vent wing
پنجره گردان
casements
پنجره لولادار
casements
قاب پنجره
window frame
قاب پنجره
casement
قاب پنجره
sash
پنجره گذاردن
sash
پنجره گلخانه
casement
پنجره لولادار
sky light
پنجره شیروانی
window-boxes
قاب پنجره
window-box
قاب پنجره
window-frame
قاب پنجره
window leaf
لنگه پنجره
window box
قاب پنجره
sills
قرنیز کف پنجره
window-panes
جام پنجره
middle lintel in window
کمرکش پنجره
blind window
پنجره نما
balance window
پنجره چرخان
two light frame
پنجره دو قلو
active window
پنجره فعال
air grate
پنجره هواکش
lantern light
پنجره فانوسی
internal window sill
کف پنجره داخلی
two light frame
پنجره دوچشمه
window-frames
قاب پنجره
window pane
جام پنجره
window-pane
جام پنجره
sashes
پنجره گلخانه
ventilation blind
پیش پنجره
Venetian blind
پنجره کرکره
sashes
پنجره گذاردن
window-sill
هرهی پنجره
text window
پنجره متن
grille
پنجره مشبک
grille
پنجره بلندگو
fender
پنجره روکش
grilles
پنجره مشبک
grilles
پنجره بلندگو
three panes window
پنجره سه لنگه
rail
وادارمیانی در و پنجره
skylight
پنجره سقفی
skylight
پنجره طاق
shutters
پنجره کرکرهای
window-sills
هرهی پنجره
fanlights
پنجره بالای در
fanlight
پنجره بالای در
windowing
ایجاد پنجره
shutter
پشت پنجره
shutter
پنجره کرکرهای
grilled
پنجره دار
lattice windows
پنجره مشبک
lattice window
پنجره مشبک
skylight
پنجره سقف
skylights
پنجره سقفی
grater
پنجره اهنی
graters
پنجره اهنی
pivoting window
پنجره محوری
pivoting window
پنجره گردان
windowpane
شیشه پنجره
persian blinds
پنجره کرکرهای
fenestration
پنجره بندی
oriel
پنجره بالکن
open light
پنجره واشو
oculus
پنجره گرد
by the window
کنار پنجره
bow windows
پنجره قوسی
bow window
پنجره قوسی
skylights
پنجره طاق
skylights
پنجره سقف
sun blind
پرده پنجره
stormproof window
پنجره ضد طوفان
smith and founder
یراق در و پنجره
sash window
پنجره کشویی
sash windows
پنجره کشویی
windowsill
طاقچه پنجره
windowpane
جام پنجره
rear window
پنجره عقب
shutters
پشت پنجره
sill
قرنیز کف پنجره
fire screen
پنجره بخاری
compss-window
پنجره کنسولی
chicago window
پنجره شیکاگویی
cathedrian wheel
پنجره چرخی
three panes window
پنجره سه چشمه
biforate window
پنجره دودر
balanced window
پنجره چرخان
cross bar of window
الت پنجره
continuous window
پنجره سراسری
French window
پنجره لولادار
fan light
پنجره بالای در
ingo
[تو رفتگی در و پنجره]
double window
پنجره دو جداره
ingoing
[تو رفتگی در و پنجره]
glazing bar
الت پنجره
Ipswich window
پنجره بالکن
dormer window
پنجره شیروانی
jalousie
پشت پنجره ای
dead-light
پنجره ثابت
lantern-light
پنجره فانوسی
lattic-window
پنجره مشبک
inactive window
پنجره غیرفعال
case window
پنجره لولادار
case ment
پنجره پوشش
case ment
پنجره لولادار
fenestral
پنجره دار
clerestory
پنجره بام
fenestrate
پنجره دار
aximez
شکاف پنجره
ajimez
شکاف پنجره
grate
پنجره میلههای اهخنی
window-sills
تختهی زیر پنجره
to hand out
از پنجره اویزان کردن
window-sill
تختهی زیر پنجره
aprons
زیر پنجره کف بند
apron
زیر پنجره کف بند
grillwork
پنجره مشبک سازی
worksheet window
پنجره صفحه کاری
The window is jammed.
پنجره باز نمیشود.
munting
الت عمودی پنجره
bay windows
پنجره پیش امده
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
window regulator
وسیله تنظیم پنجره
grated
پنجره میلههای اهخنی
window
پنجره دار کردن
bay window
پنجره پیش امده
to stand at
[by]
the window
کنار پنجره ایستادن
gratings
پنجره تیز و دلخراش
fanlight
پنجره نیم گردکوچک
rail
الت میانی در و پنجره
splitting a window
تقسیم بندی پنجره
skylights
پنجره شیروانی یا سقف
skylights
پنجره هوارسانی سقف
defenestration
پرتاب به خارج پنجره
skylight
پنجره شیروانی یا سقف
grates
پنجره میلههای اهخنی
skylight
پنجره هوارسانی سقف
fanlights
پنجره نیم گردکوچک
grating
پنجره تیز و دلخراش
alert box
پنجره یا جعبه هشدار
child window
پنجرهای در پنجره اصلی
eucharistic window
[نیم پنجره محراب]
fillister
کنش کاو پنجره
window seats
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
lancet window
پنجره نوک تیز
window seat
صندلی یا نشیمنگاه لب پنجره
dog-kennel
پنجره زیر شیروانی
embrasure
منفذ پنجره یادر
Crittal windows
[پنجره لولادار فلزی]
Diocletion Window
پنجره نیم دایره
fan light
پنجره کوچک فوقانی
embrasures
منفذ پنجره یادر
latch for pivoting windows
چفت پنجره گردان
middle lintel in window
وادار میانی پنجره
abat jour
سایبان پنجره هوا
bay-window
[پنجره ی بیرون زده ]
Lantern ring
رینگ مشبک یا پنجره ای
middle lintel in window
الت وسطی پنجره
a seat by the window
یک صندلی کنار پنجره
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com