Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
thermostatics
اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
Other Matches
theories
فرضیه علمی تعلیم
theory
فرضیه علمی تعلیم
theories
اصول نظری
theory
اصول نظری
scientifically
موافق اصول علمی
permanent income hypothesis
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
I wI'll not comment on this issue.
درباره این مطلب اظهار نظری نمی کنم
mechanics
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
histochemistry
علمی که درباره پدیدههای شیمیایی سلول وبافت بحث میکند
researches
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researched
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
research
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
researching
توسعه علمی برای یادگیری حقایق جدید درباره یک موضوع مط العاتی
geochemistry
علمی که درباره ترکیب وتغییرات شیمیایی پوسته زمین بحث میکند
geomorphology
علمی که درباره برجستگیهای سطح زمین وعلل پیدایش انها بحث میکند
epiphytology
علمی که درباره خواص و بوم شناسی وعلل شیوع امراض گیاهی بحث میکند
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
thermostat
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostats
:الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
theorization
تحقیقات نظری استدلال نظری
to make a complaint
[about]
شکایت کردن
[درباره]
[مثال: ناراضی بودن درباره کالا یا سرویس]
sanitize
مطابق اصول بهداشت کردن از روی اصول بهداشتی عمل کردن
antinomian
مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
helped
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps
پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
hypothesis
فرضیه
postulation
فرضیه
accidentalism
فرضیه
theory
فرضیه
hypotheses
فرضیه
theories
فرضیه
Q.E.D
فرضیه
balances
موازنه
equilibrium
موازنه موازنه
counterbalance
موازنه
balance
موازنه
equilibrium
موازنه
counterbalanced
موازنه
equilibration
موازنه
equilibrator
موازنه
counterbalances
موازنه
premised
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
preconditioned
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
assumed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
presupposed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
voluntarism
فرضیه ارادی
presumed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
design assumption
فرضیه حساب
alternative hypothesis
فرضیه مقابل
validation of a hypothesis
اعتبار یک فرضیه
drainage hypothesis
فرضیه زهکشی
theory
نگره فرضیه
whorf's hypothesis
فرضیه وورف
relativity
فرضیه نسبی
contraction hypothesis
فرضیه انقباض
evolution
فرضیه سیرتکامل
theories
نگره فرضیه
null hypothesis
فرضیه صفر
approximate assumption
فرضیه تقریب
hypothesis testing
فرضیه ازمایی
active balance
موازنه مثبت
mass balance
موازنه جرم
material balance
موازنه مواد
libratory
موازنه کننده
equilibrate
موازنه کردن
balance of payments
موازنه پرداختها
balances of payments
موازنه پرداختها
adverse balance
موازنه منفی
charge balance
موازنه بار
counterbalances
موازنه کردن
balancing reservoir
حوض موازنه
counterbalanced
موازنه کردن
to rule off
موازنه کردن
equilibrist
طرفدارسیاست موازنه
compensation level
تراز موازنه
counterbalance
موازنه کردن
compensation point
نقطه موازنه
equilibrium
موازنه و تعادل
to strike a balance
موازنه دراوردن
trade balance
موازنه تجاری
trade balance
موازنه تجارتی
balance of trade
موازنه تجاری
compensating reservoir
حوض موازنه
sciametry
فرضیه کسوف وخسوف
natural rate hypothesis
فرضیه نرخ طبیعی
prerecognition hypothesis
فرضیه پیش شناخت
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
validation of a hypothesis
تحقق پذیری یک فرضیه
planetesimal hypothesis
فرضیه ذرات سیارهای
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
continuum hypothesis
[CH]
فرضیه پیوستار
[ریاضی]
balances
موازنه تتمه حساب
stabilize
به حالت موازنه در اوردن
stabilized
بحالت موازنه دراوردن
stabilizes
بحالت موازنه دراوردن
stabilizes
به حالت موازنه در اوردن
stabilized
به حالت موازنه در اوردن
stabilize
بحالت موازنه دراوردن
stabilising
به حالت موازنه در اوردن
stabilising
بحالت موازنه دراوردن
balances
موازنه کردن تعادل
balance
موازنه کردن تعادل
balance
موازنه تتمه حساب
balanced reaction
واکنش موازنه شده
stabilised
بحالت موازنه دراوردن
stabilised
به حالت موازنه در اوردن
stabilises
بحالت موازنه دراوردن
stabilises
به حالت موازنه در اوردن
balance
موازنه صورت وضعیت
balances
موازنه صورت وضعیت
The policy of balance of power.
سیاست موازنه قدرت
strike a balance
موازنه بدست اوردن
evolutionist
معتقد به فرضیه تکامل یافرگشت
legal fiction
فرض قانونی فرضیه حقوقی
polygenism
فرضیه تحد دمبدا بشر
to collapse
درهم شکستن
[مذاکره یا فرضیه]
premisses
فرض قبلی فرضیه مقدم
to collapse
موفق نشدن
[مذاکره یا فرضیه]
premise
فرض قبلی فرضیه مقدم
premised
فرض قبلی فرضیه مقدم
to collapse
بهم خوردن
[مذاکره یا فرضیه]
mercantilism
سیاست موازنه بازرگانی کشور
balance of international payment
موازنه پرداختهای بین المللی
deficits
کسر موازنه کمبود سرمایه
birling
مسابقه موازنه روی تیرشناور در اب
deficit
کسر موازنه کمبود سرمایه
mercantilist
طرفدار سیاست موازنه اقتصادی
skid fin
باله موازنه در هواپیمای دوباله
indiscrimination
بی نظری
visionary
نظری
theoretic
نظری
theoretical
نظری
visionaries
نظری
opinionative
نظری
armchairs
نظری
armchair
نظری
null hypothesis
فرضیه اولیهای که مورد ازمون قرارمیگیرد
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
coherence
فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
english hand balance
بالانس ژیمناست روی چوب موازنه
poise
وزنه متحرک بحالت موازنه دراوردن
a priori
تئوری و نظری
theoretical chemistry
شیمی نظری
theoretical competition
رقابت نظری
objectivity
بیطرفی و بی نظری
narrow minddedness
کوتع نظری
subjectivism
حالت نظری
metapolitics
سیاسیات نظری
span
دهانه نظری
theoretical frequency
بسامد نظری
theoretical setting
غروب نظری
theoretical span
دهانه نظری
theoretical type
سنخ نظری
theoretical value
مقدار نظری
parochialism
کوته نظری
notionalist
عالم نظری
theoretical rising
طلوع نظری
theoretical plate
بشقابک نظری
illiberal views
تنگ نظری
in theory
درعلم نظری
peninsularity
تنگ نظری
theoretical mode
نمای نظری
spanned
دهانه نظری
pure mathematics
ریاضیات نظری
provinciality
تنگ نظری
inspectional
نظری دیدنی
theories
تحقیقات نظری
oversight
اشتباه نظری
oversights
اشتباه نظری
theories
علم نظری
metaphsics
فلسفه نظری
insularism
تنگ نظری
erotics
عشق نظری
revisionary
تجدید نظری
latitudinarianism
وسیع نظری
unique in every sense of the word
از هر نظری بی مانند
dogmatic theology
لاهوت نظری
objectivity
اصل بی نظری
expected value
مقدار نظری
theory
علم نظری
sight check
مقابله نظری
theory
تحقیقات نظری
spans
دهانه نظری
spanning
دهانه نظری
theorized
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorises
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorising
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizes
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorised
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizing
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorize
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
favorable balance of trade
موازنه مساعد بازرگانی تراز مثبت تجاری
roadwheel arm
بازوی چرخ جاده اهرم موازنه شنی
candlesticks
بالانس بایک شانه روی چوب موازنه
swan scale
تعادل ژیمناست روی یک پاروی چوب موازنه
deficits
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
long run equilibrium
موازنه بلند مدت قیمتها قیمت عادی
deficit
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
sciential
علمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com