English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
article of faith اعتقاد و عقیده باطنی
Other Matches
futurism اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
nestorianism عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
guild socialism سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
animism اعتقاد باینکه ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد بعالم روح و تجسم ارواح مردگان
interiors باطنی
inmost باطنی
pectoral باطنی
intrinsic باطنی
pectorals باطنی
interior باطنی
ben باطنی
internal باطنی
psychological make up تصور باطنی
inner روحی باطنی
inward داخلی باطنی
internal conversion تبدیل باطنی
inward light نور باطنی
internalization درونی یا باطنی کردن
subjectively بطور ذهنی یا باطنی
internal باطنی ناشی ازدرون
propensity میل باطنی رغبت
propensities میل باطنی رغبت
ideologies مبحث افکار وارزوهای باطنی
internalised باطنی ساختن داخلی کردن
internalises باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing باطنی ساختن داخلی کردن
internalizes باطنی ساختن داخلی کردن
ideology مبحث افکار وارزوهای باطنی
internalize باطنی ساختن داخلی کردن
internalising باطنی ساختن داخلی کردن
internalized باطنی ساختن داخلی کردن
idealogy مبحث افکار وارزوهای باطنی
ambivert شخصی که نه زیاد بعالم باطنی توجه دارد نه بعالم خارجی
confidence اعتقاد
misbeliever بی اعتقاد
faiths اعتقاد
faith اعتقاد
confidences اعتقاد
credence اعتقاد
believing با اعتقاد
belief اعتقاد
unbelieving بی اعتقاد
trusts اعتقاد اعتبار
theism اعتقاد بخدا
fatalism اعتقاد به سرنوشت
anomie اعتقاد به بی نظمی
determinism اعتقاد به جبر
misbelieve بی اعتقاد شدن
convictions اعتقاد راسخ
conviction اعتقاد راسخ
trinitarianism اعتقاد به تثلیت
hylicism اعتقاد به مادیات
credits اعتقاد کردن
crediting اعتقاد کردن
credited اعتقاد کردن
credit اعتقاد کردن
misbelief اعتقاد خطا
ism اعتقاد رویه
relativism اعتقاد به نسبیت
trusted اعتقاد اعتبار
trust اعتقاد اعتبار
fetishism اعتقاد به طلسم
fairyism اعتقاد به جن و پری
credibly از روی اعتقاد
cloaca theory اعتقاد به مقعدزایی
anomy اعتقاد به بی نظمی
demonism اعتقاد بدیو
evolutionism اعتقاد به تکامل
creationism اعتقاد به افرینش
theodicy اعتقاد بعدالت خدایی
misbelieve اعتقاد خطا پیداکردن
monism اعتقاد وحدت خدا
spiritualism اعتقاد به احضار ارواح
monotheism اعتقاد به خدای واحد
vitalism اعتقاد به اصالت حیات
unbelievin بی اعتقاد دیر باور
denominationalism اعتقاد به تفکیک و تقسیم
historical determinism اعتقاد به جبر تاریخ
factionalism اعتقاد به سیستم حزبی
to give credence to something به چیزی اعتقاد کردن
to put [place] credence in something به چیزی اعتقاد کردن
immortalism اعتقاد به ماندگاری روح
vampirism اعتقاد بوجود vampire
nicene creed اعتقاد نامه نیسن
unbelievers بی اعتقاد دیر باور
to believe in ghosts اعتقاد داشتن به ارواح
unbeliever بی اعتقاد دیر باور
to believe in something به چیزی اعتقاد داشتن
disbelieving اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
ultra individualism اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط
syncretism اعتقاد به توحید عقاید همتایی
adventism اعتقاد بدوباره امدن مسیح
salvationism اعتقاد بلزوم رستگاری از گناه
immaterialism عدم اعتقاد به ماده تجرد
disbelieve اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
disbelieved اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
idealistically از روی اعتقاد به تصور وخیال
triune اعتقاد بوجود سه شخصیت در خدا
disbelieves اعتقاد نکردن دروغ پنداشتن
casualism اعتقاد به شانس و تصادف تصادفا"
hylotheism اعتقاد به یکی بودن خدا و ماده
infallibilism اعتقاد باین اصل که پاپ خطانمیکند
unitarianism وحدت گرایی اعتقاد بوحدت وجود
guild socialism اعتقاد به انحصار صنایع ازطرف دولت
traditionalism سنت پرستی اعتقاد برسوم باستانی
finality اعتقاد بعلت نهایی در گیتی قطعیت
tritheism سه خدایی اعتقاد باقانیم ثلاثه مسیحیت
born-again دارای اعتقاد بازیافته نسبت به چیزی
factionalism اعتقاد به لزوم وجود احزاب سیاسی
millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسیح
liberalism اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
ceremonialism اعتقاد به لزوم رعایت کامل تشریفات
sabbatarianism اعتقاد به تعطیل کار و عبادت دریکشنبه ها
activism اعتقاد بلزوم عملیات حاد وشدید
chiliasm اعتقاد به فهور مجدد هزارساله مسیح
utilitarianism کاربرد گرایی اعتقاد باینکه نیکی
anthropopathism اعتقاد به وجود روح انسانی در اشیاء و موجودات
arianism اعتقاد باینکه عیسی باهمه پاکی و تقدس
zombiism اعتقاد به حلول و تجدید حیات جسمانی مرده
deistical مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
deistic مبنی بر خدا پرستی بدون اعتقاد به مذهب
absolutism حکومت مطلقه اعتقاد به قادر علی الاطلاق
pan cosmism اعتقاد باینکه هر چه هست همین مادیات است
hylotheism اعتقاد به اینکه خدا و ماده یکی هستند
sacramentalism اعتقاد به پیروی از مراسم دینی جهت رستگاری
tyrannicide اعتقاد به لزوم قتل و ترور زمامداران ستمگر
ultramontanism سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
fundamentalism اعتقاد به عقاید نیاکانی مسیحیت واصول دین پروتستان
formalism اعتقاد به حفظ فاهر وقالبهای موجود در کلیه امور
humoralism اعتقاد به اینکه امراض نتیجه فساد اخلاط است
modalism اعتقاد باینکه پدر وپسر و روح القدس هر سه مظاهرگوتاگون یک خداهستند
animalism نفس پرستی اعتقاد باین که انسان جانوری بیش نیست
animism همزاد گرایی اعتقاد باینکه روح اساس زندگی است
conception عقیده
thoughts عقیده
idea عقیده
i am not of his mind با او هم عقیده
concepts عقیده ها
doctrine عقیده
thought عقیده
brainchild عقیده
ism عقیده
internal conception عقیده
creedless بی عقیده
doctrines عقیده
concept عقیده
credo عقیده
advice عقیده
ideas عقیده ها
opinion عقیده
tenet عقیده
credos عقیده
concepts عقیده
creed عقیده
creeds عقیده
faiths عقیده
opinions عقیده
impressions عقیده
faith عقیده
belief عقیده
viewpoints عقیده
impression عقیده
viewpoint عقیده
nihilism اعتقاد به تباهی وفساد دستگاههای اداری ولزوم از بین رفتن انها
constitutionalism اعتقاد به حقانیت حکومت مشروطه اعنقاد به لزوم حاکمیت قانون اساسی
monadism اعتقاد باینکه گیتی از ذره یاجسم بسیط ساخته شده است
catastrophism اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
i maintain بر این عقیده ام که ...
theosophism عقیده به عرفان
espouse عقیده داشتن به
hit off هم عقیده شدن
espouses عقیده داشتن به
espousing عقیده داشتن به
suggestions افهار عقیده
iam of the opinion that من براین عقیده ام که
the belief that با این عقیده که
i maintain عقیده دارم که ...
to agree in opinion هم عقیده بودن
espoused عقیده داشتن به
views نظریه عقیده
outside opinion عقیده مردم
my sentiment toward him عقیده من درباره او
viewed نظریه عقیده
pythagoreanism عقیده به تناسخ
dogmas عقیده دینی
dogma عقیده دینی
so many menŠso many minds عقیده بیشتر
view نظریه عقیده
swear by عقیده زیادداشتن به
dissension اختلاف عقیده
irreconcilableness سختی در عقیده
irreconcilability سختی در عقیده
having عقیده داشتن
viewing نظریه عقیده
have عقیده داشتن
to be of [or share] the same view [or opinion] هم عقیده بودن
coniviction عقیده اطمینان
counterview عقیده مخالف
Marxism عقیده مارکس
divarication اختلاف عقیده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com