English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (2 milliseconds)
English Persian
originate اغاز شدن یاکردن
originated اغاز شدن یاکردن
originates اغاز شدن یاکردن
originating اغاز شدن یاکردن
Other Matches
positioned مستقرشدن یاکردن
comminute پودرشدن یاکردن
position مستقرشدن یاکردن
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
disintegrate متلاشی شدن یاکردن
disintegrating متلاشی شدن یاکردن
guggle غلغل زدن یاکردن
disintegrates متلاشی شدن یاکردن
small کوچک شدن یاکردن
smaller کوچک شدن یاکردن
smallest کوچک شدن یاکردن
dawned اغاز اغاز شدن
dawn اغاز اغاز شدن
dawns اغاز اغاز شدن
dawning اغاز اغاز شدن
proselytizing بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytizes بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytised بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytises بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytized بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytize بدین تازهای وارد شدن یاکردن
proselytising بدین تازهای وارد شدن یاکردن
dieselize با موتور دیزل مجهز شدن یاکردن
expose در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposes در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exposing در معرض دید قرارگرفتن یا دادن فاهر شدن یاکردن
exordium اغاز
jump off اغاز
kick off اغاز
venues اغاز
beginnings اغاز
beginning اغاز
entrancing اغاز
entrances اغاز
entranced اغاز
abinitio از اغاز
get away اغاز
outset اغاز
initation اغاز
commencement اغاز
initio در اغاز
incipience or ency اغاز
inchoation اغاز
origin اغاز
origins اغاز
inception اغاز
venue اغاز
entrance اغاز
initiation اغاز
instep اغاز
terminus a que اغاز
insteps اغاز
originationu اغاز
onset اغاز
kick-off اغاز
scratch line خط اغاز
primordium اغاز
getaways اغاز
getaway اغاز
authorship اغاز
kick-offs اغاز
primed درجه یک اغاز
initials واقع در اغاز
primes درجه یک اغاز
initialling واقع در اغاز
prime درجه یک اغاز
incipit شروع و اغاز
initialled واقع در اغاز
start of heading اغاز سرفصل
soft start اغاز نرم
introductive اغاز کننده
begin اغاز شدن
begins اغاز کردن
begins اغاز شدن
start bit بیت اغاز
initial واقع در اغاز
initial point نقطه اغاز
initialed واقع در اغاز
initialing واقع در اغاز
inaugurator اغاز کننده
launching اغاز کردن
takeoff اغاز پرش
takeoffs اغاز پرش
uppermost از اغاز از ابتدا
to push off اغاز کردن
from a to izzard از اغاز تا انجام
alpha and omega اغاز و فرجام
to take to اغاز نهادن
at first در اغاز کار
at the start در اغاز کار
begin اغاز کردن
revivals اغاز رونق
launches اغاز کردن
launched اغاز کردن
alpha اغاز شروع
alphas اغاز شروع
incept اغاز کردن
launch اغاز کردن
start of message اغاز پیام
start of taxt اغاز متن
revival اغاز رونق
wire to wire از اغاز تا فرجام
initiates اغاز کردن
inaugurates اغاز کردن
inaugurated اغاز کردن
inaugurate اغاز کردن
thru از اغاز تاانتها
inchoate اغاز کردن
lead off اغاز کردن
nodal point نقطه اغاز
push off اغاز کردن
initiated اغاز کردن
leadoff اغاز ضربت
initiate اغاز کردن
som اغاز پیام
initiating اغاز کردن
jump off اغاز حمله
inaugurating اغاز کردن
commencing اغاز کردن
birth اغاز کردن
commences اغاز کردن
birth اغاز زاد
commenced اغاز کردن
commence اغاز کردن
births اغاز زاد
births اغاز کردن
debuts اغاز کار
debut اغاز کار
self initiated خود اغاز
christmas tide هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
jump the gum خطا در اغاز پرش
grid start حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
guard line خط اغاز مسابقه شمشیربازی
prefacing اغاز پیش گفتار
aurora سرخی شفق اغاز
corrosive attack اغاز و توسعه خورندگی
stagger خط اغاز مسیر هر دونده
eolithic متعلق به اغاز عصرسنگ
new departure اغاز رویه تازه
multilaunching اغاز بکار چندتایی
upfield نقطه اغاز بازی
flagman پرچم دار خط اغاز
to take arms جنگ اغاز کردن
kickoff ضربه اغاز بازی
kick off ضربه اغاز بازی
staggers خط اغاز مسیر هر دونده
wires خط اغاز یا پایان مسابقه
eras اغاز تاریخ عصر
era اغاز تاریخ عصر
stages قراردادن اتومبیل در خط اغاز
stage قراردادن اتومبیل در خط اغاز
wire خط اغاز یا پایان مسابقه
set position اماده در نقطه اغاز
initial boiling point نقطه اغاز جوشش
start bit ذرهء اغاز نما
staggering خط اغاز مسیر هر دونده
reoccupy دوباره اغاز کردن
hajime اغاز مبارزه کاراته
pullulate اغاز توسعه نهادن
through از اغاز تا انتها کاملا
decadence فساد اغاز ویرانی
prefaces اغاز پیش گفتار
exordial مربوط به اغاز یا مقدمه
prefaced اغاز پیش گفتار
preface اغاز پیش گفتار
tee off اغاز کردن محکم زدن
to pipe up زدن یا خواندن اغاز کردن
inchoative تازه اغاز شده اغازی
repositional با حروف اضافه اغاز شده
pre game drills تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
jump spin چرخش با اغاز پرش بهوا
false start اغاز نادرست خطا در شروع
initialing پاراف در اغاز قرار دادن
initialled پاراف در اغاز قرار دادن
epochs اغاز فصل جدید عصر
epoch اغاز فصل جدید عصر
false starts اغاز نادرست خطا در شروع
initialed پاراف در اغاز قرار دادن
initialling پاراف در اغاز قرار دادن
initials پاراف در اغاز قرار دادن
initial پاراف در اغاز قرار دادن
begins اغاز نهادن شروع کردن
begin اغاز نهادن شروع کردن
scored فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
overtures اغاز عمل پیش در امد
scores فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
overture اغاز عمل پیش در امد
score فاصله ازنقطه اغاز تا خط امتیازگاوبازی
bump start اغاز مسابقه با هل دادن موتورسیکلت
approaches دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
approached دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
committee boat قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
endpaper صفحه سفید اغاز وپایان کتاب
approach دورخیر دو کشتی گیر در اغاز مسابقه
unilinear دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
an inceptive verb فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
an inceptive فعلی که دلالت بر اغاز کاری نماید
free position روش اغاز مجدد بازی پس ازخطا
barriers نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
barrier نقطه اغاز مسابقه اسبدوانی مانع
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com