Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
pleadings
افهارات طرفین دعوی صورت افهارات طرفین دعوی
Other Matches
the litigants
طرفین دعوی
referees
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereeing
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
refereed
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
referee
در CL دعوی یابا تراضی طرفین و یا به نظردادگاه به داور ارجاع میشود و سپس در صورتی که نظرش دادگاه را قانع کندهمان نظر مبنای حکم قرارمیگیرد
wager of battle
نوعی از دادرسی که در زمان ویلیام فاتح در انگلستان مرسوم بود و در ان طرفین دعوی به نبرد می پرداختند وفاتح نبرد دادبرده محاکمه نیزمحسوب می شد
contracting parties
طرفین متعاهدین طرفین متعاقدین
dying declarations
افهارات پیش از فوت
it confirms my statements
موید افهارات من است
enfants terribles
کسی که با افهارات بی جاوکارهای بی موردموجب تصدیع خاطرگردد
enfant terrible
کسی که با افهارات بی جاوکارهای بی موردموجب تصدیع خاطرگردد
high contracting parties
طرفین معظمین متعاقدین طرفین معظمین متعاهدین
demurrer
عبارت از ان است که خوانده ضمن تصدیق اصل افهارات خواهان
prevarication
ساختن وکیل با طرف موکل افهارات دو پهلو و گمراه کننده شاهد
restitution of conjugal rights
دعوی الزام شوهر به مراجعت به خانه دعوی الزام به ایفاء وفایف زناشویی
pretending
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretends
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
pretend
دعوی یاادعا کردن اقامه دعوی کردن
trover
دعوی مطالبه قیمت مال مغصوب دعوی مطالبه قیمت مال مورد استفاده بلاجهت
parties
طرفین
extremes
طرفین
disposed flank
طرفین باز
contracting parties
طرفین قرارداد
parties to a contract
طرفین قرارداد
contracting parties
طرفین متقاعدین
parties to a contract
طرفین متعاهدین
the contracting parties
طرفین متعاهدین
the contracting parties
طرفین متعاقدین
parties to the contract
طرفین عقد
mutual agreement
توافق طرفین
mutual concent
تراضی طرفین
cornering
طرفین پایگاه اصلی
side lights
چراغهای طرفین ناو
corners
طرفین پایگاه اصلی
corner
طرفین پایگاه اصلی
limbs
هرکدام از طرفین کمان
privity of contract
مسئولیت طرفین قرارداد
limb
هرکدام از طرفین کمان
tilt angle
زاویه تمایل به طرفین
privity of a contract
مسئوولیت طرفین قرارداد
sideline
خطوط طرفین میدان بازی
side lights
چراغ دریانوردی طرفین ناو
verandah
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
covenant
که بین طرفین مبادله می گردد
covenants
که بین طرفین مبادله می گردد
like as we lie
طرفین دارای ضربات مساوی
sidelined
خطوط طرفین میدان بازی
straddle split
وضع باز پاها به طرفین
parties to the contract
طرفین معامله یاتعهد متعاهدین
leeboard
یکی از دو تخته طرفین کف قایق
verandas
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
verandahs
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
veranda
ایوان جلو و یا طرفین ساختمان
sidelining
خطوط طرفین میدان بازی
sidelines
خطوط طرفین میدان بازی
consensual
مبنی بر رضایت طرفین رضایتی
pitch curves
تلاقی سطوح طرفین دندانه
voluntary partition
افراز با رضایت یا سازش طرفین
hamstrung
زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstring
زردپی طرفین حفره پشت زانو
hamstrings
زردپی طرفین حفره پشت زانو
privity in contract
انحصار نتیجه پیمانی به طرفین ان پیمان
hamstringing
زردپی طرفین حفره پشت زانو
The two parties seem irreoncilable.
طرفین آشتی راناپذیر بنظر می رسند ت
rectification
تصحیح سند بر مبنای قصد واقعی طرفین
side staddle hep
پرش به بالا با پاهای باز ودستها به طرفین
lock forward
هرکدام از دو نفر خط تهاجم در طرفین ردکننده توپ
ten yard
خط شکسته در طرفین خط نیمه به فاصله 01 یارد ازان
blackguard
سرویسی که بدون برخورد به دیوارهای طرفین به دیوارمقابل بخورد
blackguards
سرویسی که بدون برخورد به دیوارهای طرفین به دیوارمقابل بخورد
popping crease
خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
equitable mortgage
از اعمال طرفین یک عمل یا تاسیس حقوقی ناشی میشود
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
outrigger
چوبهای دراز طرفین قایق برای نگاه داشتن تورماهیگیری
parlementaire
کسی که بین طرفین متحاربین مبادله پیام را به عهده دارد
contra proferentem
قراردادی که مورد رضای طرفین باشد قرارداد مرضی الطرفین
In this contract , there are no loopholes for either party .
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
unilateral contract
پیمانی که تنها برای یکی از طرفین الزام اور باشد
re axtent
تجدید نظر در ارزیابی یامساحی زمین و خانه در اثراعتراض یکی از طرفین
restraint of trade
قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
sightscreen
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
ditch
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
ditched
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
ditches
حفره در طرفین زمین که افتادن گوی بولینگ روی چمن در ان باعث خارج شدنش میشود
cases
دعوی
professions
دعوی
profession
دعوی
lawsuit
دعوی
case
دعوی
lawsuits
دعوی
pretension
دعوی
suit at law
دعوی
strife
دعوی
pretensions
دعوی
claims
دعوی
quarrelling
دعوی
claiming
دعوی
quarrel
دعوی
claim
دعوی
claimed
دعوی
quarrelled
دعوی
quarrels
دعوی
quarreling
دعوی
quarreled
دعوی
adjudicated
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicates
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicate
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
adjudicating
تشخیص برنده دریک بازی نیمه تمام باتوجه به بهترین حرکات ممکن طرفین توسط داور ذی صلاح
quarreled
دعوی کردن
prime impression
دعوی ابتدایی
quarrelled
دعوی کردن
prime impression
دعوی بدوی
substituted service
اوراق دعوی
jactation
دعوی دروغ
quarreling
دعوی کردن
jactitation
دعوی دروغ
personal action
دعوی شخصی
personal action
دعوی منقول
suits
خواستگاری دعوی
suited
خواستگاری دعوی
s.c
همان دعوی
opponents
طرف دعوی
opponent
طرف دعوی
plea
پاسخ دعوی
suit
خواستگاری دعوی
quarrelling
دعوی کردن
lis mota
شروع دعوی
bringing an action
اقامه دعوی
initiating proceedings
اقامه دعوی
post litem motam
پس از طرح دعوی
issues
موضوع دعوی
issued
موضوع دعوی
claim for restitution
دعوی استرداد
litigants
اصحاب دعوی
disclaimer
ترک دعوی
issue
موضوع دعوی
civil action
دعوی مدنی
hypothetical case
دعوی فرضی
disclaimers
ترک دعوی
right of action
حق اقامه دعوی
cause of claim
منشاء دعوی
set up claim to
دعوی کردن
pretensions
دعوی خودفروشی
pretension
دعوی خودفروشی
claimants
اصحاب دعوی
parties
اصحاب دعوی
quarrel
دعوی کردن
set off
دعوی متقابل
splitting a cause of action
تجزیه دعوی
subject of debate
موضوع دعوی
possessory action
دعوی مالکیت
mertis of the case
ماهیت دعوی
litigation
ترافع دعوی
vexatious action
دعوی ایذائی
party to a suit
طرف دعوی
proceeding for damage
دعوی خسارت
hearings
استماع دعوی
hearing
استماع دعوی
sue
دعوی کردن
cases
دعوی مرافعه
nullity proceeding
دعوی بطلان
relinquishment of a claim
ترک دعوی
relinquishment of a claim
اسقاط دعوی
litigation
دعوی قضایی
parties to a dispute
اصحاب دعوی
litigant
طرف دعوی
desistement
انصراف از دعوی
parties of dispute
اصحاب دعوی
waiving a claim
اسقاط دعوی
object of claim
خواسته دعوی
withdrawal of a case
استرداد دعوی
case
دعوی مورد
case
دعوی مرافعه
cases
دعوی مورد
quitclaim
ترک دعوی
desistement
ترک دعوی
acquittance
ترک دعوی
counterclaim
دعوی متقابل
quarrels
دعوی کردن
restitution of conjugal rights
دعوی تمکین
retraxit
استرداد دعوی
pleas
پاسخ دعوی
criminal action
دعوی جزایی
cross action
دعوی متقابل
ancillary suit
دعوی طاری
suing
دعوی کردن
remedy sought by plaintiff
خواسته دعوی
admissible case
دعوی مسموع
acquittance
سندترک دعوی
sues
دعوی کردن
sued
دعوی کردن
counter claim
دعوی متقابل
mobile warfare
جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
disclaims
ترک دعوی کردن
lodge a complaint
اقامه دعوی کردن
taxation of costs
ارزیابی هزینههای دعوی
disclaimed
ترک دعوی کردن
litigates
طرح دعوی کردن
quarrelling
دعوی کردن منازعه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com