Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
thought
افکار خیال
thoughts
افکار خیال
Other Matches
breasts
افکار
breast
افکار
daydreaming
افکار پوچ
daydreamed
افکار پوچ
musing
غرق در افکار
daydream
افکار پوچ
good deeds
افکار نیکو
ideas if reference
افکار عطفی
daydreams
افکار پوچ
internal conception
زاییده افکار
idea
زاییده افکار
concept
زاییده افکار
conception
زاییده افکار
train of thought
رشته افکار
brainchild
زاییده افکار
public opinion
افکار عمومی
mind reading
کشف افکار دیگران
strong minded
دارای افکار مردانه
wishful thinking
افکار واهی و پوچ
vox populi
اراء یا افکار مردم
cardinal sin
عملمغایر با افکار عمومی
In deference to public opinion.
به احترام افکار عمومی
mind readers
کاشف افکار دیگران
mind reader
کاشف افکار دیگران
telepathy
ارتباط افکار با یکدیگر
parochialism
محدودیت در افکار وعقایدمحلی
To have enlightened ideas. To be an intellectual.
افکار روشنی داشتن
ideology
مبحث افکار وارزوهای باطنی
idealogy
مبحث افکار وارزوهای باطنی
egghead
روشنفکر دارای افکار بلند
ideologies
مبحث افکار وارزوهای باطنی
bemuse
غرق افکار شاعرانه کردن
To pick other peoples brains.
از افکار دیگران استفاده کردن
to think aloud
افکار خود را
[بلند]
گفتن
eggheads
روشنفکر دارای افکار بلند
self revelation
افشاء افکار واحساسات شخصی
to think out loud
افکار خود را
[بلند]
گفتن
I don't know what to make of him.
من افکار او
[مرد]
را درک نمی کنم.
representationalist
معتقد بفلسفه ایده هاو افکار
cause cTlFbre
موردیکهنظر افکار عمومیرا بهخود جلبکند
A dialogue .
گفت وشنود ( بحث وتبادل افکار ونظریات )
intrusive thoughts
اندیشه هایی که بی اراده شخص بخاطرش می اید افکار فضول
ideologist
ایده ئولوگ کسی که در مورد افکار وعقاید مطالعه میکند
figment
خیال
apparition
خیال
figments
خیال
whim
خیال
whims
خیال
apparitions
خیال
mind
خیال
spectrum
خیال
notional
خیال
minds
خیال
minding
خیال
fancied
خیال
fancies
خیال
doubleganger
خیال
fantasm
خیال
fata morgana
خیال
idealogy
خیال
inapprehensive
بی خیال
phantasma
خیال
phantasy
خیال
freewheeling
بی خیال
conceptualization
خیال
fanciest
خیال
fancy
خیال
fancying
خیال
get off
بی خیال شدن
ideology
خیال
intentions
خیال
hallucinations
خیال
phantom
خیال
phantoms
خیال
notions
خیال
hallucination
خیال
wraiths
خیال
wraith
خیال
carefree
بی خیال
notion
خیال
plans
خیال
fiction
خیال
plan
خیال
design
خیال
designs
خیال
ideologies
خیال
intention
خیال
fantasies
خیال
humours
خیال
humouring
خیال
humoured
خیال
fantasy
خیال
humour
خیال
humors
خیال
dump
خیال
humoring
خیال
fictions
خیال
humored
خیال
ideation
خیال اندیشی
absent
پریشان خیال
ideate
خیال کردن
harebrained
بیفکرو خیال
revery
خیال واهی
maya
خواب و خیال
wool-gathering
خواب و خیال
flights of fancy
بال خیال
starry eyed
خیال اندیش
humor
خیال مزاح
idea
فکر خیال
ideas
فکر خیال
vision
خیال تصور
i intend to stay here
خیال دارم که ...
visions
خیال تصور
deem
خیال کردن
imaginary
وهمی خیال
Utopia
وهم و خیال
starry-eyed
خیال پرور
absent-mindedly
پریشان خیال
absent-minded
<idiom>
فراموش خیال
whim wham
خیال وسواس
sitting duck
<idiom>
بی خیال نشستن
absent-minded
پریشان خیال
supposable
خیال کردن
uneasily
پریشان خیال
specter
خیال وفکر
uneasy
پریشان خیال
abstracted
پریشان خیال
scatter brained
پریشان خیال
revery
خیال خام
specters
خیال وفکر
starry-eyed
خیال اندیش
puzzleheaded
اشفته خیال
spectre
خیال وفکر
spectres
خیال وفکر
starry eyed
خیال پرور
absent minded
پریشان خیال
reveries
خیال واهی
idealism
خیال اندیشی
chimera
خیال واهی
chimeras
خیال واهی
fancier
خیال باف
fancier
خیال باز
impression
عقیده خیال
impressions
عقیده خیال
absentminded
پریشان خیال
abstractedly
با پریشانی خیال
abstractionism
خیال بافی
daydreaming
خیال باطل
ghosts
جان خیال
reverie
خیال خام
reverie
خیال واهی
Utopias
وهم و خیال
reveries
خیال خام
autism
خیال پرستی
thinks
خیال کردن
think
خیال کردن
ghost
جان خیال
daydreams
خیال باطل
fanciers
خیال باف
far away
پریشان خیال
fancy free
عاری از خیال
high flying
بلند خیال
deems
خیال کردن
he thought
خیال می کرد
deeming
خیال کردن
forced fantasy
خیال فراخوانده
futurism
خیال پرستی
going to
خیال داشتن
deemed
خیال کردن
daydream
خیال باطل
daydreamer
خیال باف
an absurd notion
خیال بیهوده
daydreamed
خیال باطل
high flying
خیال پرور
fanciers
خیال باز
he changed his mind
از ان خیال منصرف شد
chimaera
خیال واهی
cloud castle
خیال خام
imaginative
<adj.>
خیال آفرین
day dreaming
خیال پروری
illusion
خیال باطل وهم
With peace of mind.
با آرامش خیال وخاطر
illusions
خیال باطل وهم
to space out
پریشان خیال شدن
With an easy mind (conscience).
با خیال (وجدان ) راحت
envisions
خیال بافی کردن
daydreaming
خیال باطل کردن
intends
خیال داشتن فهمیدن
daydreamed
خیال باطل کردن
dreamer
ادم خیال باف
dreamers
ادم خیال باف
quixote
ادم خیال پرست
bovarism
در هم امیزی خیال و واقعیت
cloud land
عالم خیال یافرض
incogitant
بی خیال فارغ البال
phantasm
حاصل خیال ووهم
daydream
خیال باطل کردن
he hasno notion of going
خیال رفتن ندارد
his intentions are good
خیال بدی ندارد
i gave up the idea
از ان خیال منصرف شدم
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com