Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
thermoelectrometer
الت سنجش جریان یزق ازروی گرمای ان
Other Matches
pyrometer
الت سنجش گرمای زیاد
measuring current
جریان سنجش
air cooled engine
موتور پیستونی که گرمای تلف شده ان به وسیله پره ها یا تیغههای دور سیلندرمستقیما به جریان هواانتقال مییابد
measuring technique
متد سنجش اسلوب سنجش فن سنجش فن اندازه گیری
injudiciously
بیخردانه ازروی بیخردی یا بی عقلی ازروی بی احتیاطی
pusillanimously
ازروی کم دلی یا بزدلی ازروی جبن
discerningly
ازروی بصیرت یابینایی ازروی تشخیص
pig headedly
ازروی کله شقی ازروی کودنی
impartially
ازروی بیطرفی ازروی راست بینی
fast and loose
ازروی بی باکی ازروی مکرو حیله
scalar
توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
marking current
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
ppi gauge
معیار سنجش استاندارد بار معیار سنجش ابعاد استانداردبستههای پستی
expertly
ازروی خبرگی ازروی کارشناسی
phraseologically
ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
leakage current
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
all mains receiver
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amp
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
heat of formation
گرمای تشکیل
heat of reaction
گرمای واکنش
heat of ionization
گرمای یونش
heat of hydration
گرمای ابش
latent heat of fusion
گرمای ذوب
genial heat
گرمای ملایم
heat of fusion
گرمای ذوب
high or low temperature
گرمای زیادیاکم
boiling heat
گرمای جوشش
heat of solidification
گرمای انجماد
heat of transformation
گرمای تحول
heat value
گرمای سوختن
heating value
گرمای سوختن
heat value
گرمای احتراق
heat of transformation
گرمای تبدیل
heating value
گرمای احتراق
heat of sunlimation
گرمای تصعید
heat of activation
گرمای فعالسازی
heat of solution
گرمای انحلال
heat of vaporization
گرمای تبخیر
specific heat
گرمای ویژه
radiant heat
گرمای تابنده
phlogosis
گرمای سوزنده
integral heat of solution
گرمای کل انحلال
total heat of solution
گرمای کل انحلال
maturing heat
گرمای گیرش
wash heat
گرمای جوش
expansion heat
گرمای واتنش
latent heat
گرمای نهان
latent heat of sublimation
گرمای تصعید
equiviscous temperature
گرمای لزوجت
heat of combustion
گرمای سوختن
heat of condensation
گرمای میعان
heat of combustion
گرمای احتراق
thermonuclear
گرمای هستهای
cinder heat
گرمای شلاکه
sensible heat
گرمای محسوسه
paradoxical warmth
گرمای تناقضی
heat of evaporation
گرمای تبخیر
constrictor
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
phosphoresce
بدون گرمای محسوس
heat of fusion
گرمای نهان ذوب
molar heat of combusion
گرمای مولی احتراق
molar heat of condensation
گرمای مولی میعان
molar heat of crystallization
گرمای مولی تبلور
differential heat of solution
گرمای انحلال تفاضلی
generated heat
گرمای تولید شده
molar specific heat
گرمای ویژه مولی
molar heat of vaporization
گرمای مولی تبخیر
molar heat of sublimation
گرمای مولی تصعید
molar heat of solution
گرمای مولی انحلال
waste heat
گرمای تلف شده
heat of sunlimation
گرمای نهان تصعید
latent heat of fusion
گرمای نهان ذوب
molar heat of fusion
گرمای مولی ذوب
molar heat of formation
گرمای مولی تشکیل
latent heat of varporization
گرمای نهان تبخیر
latent heat of sublimation
گرمای نهان تصعید
molecular specific heat
گرمای ویژه مولی
standard heat of formation
گرمای تشکیل استاندارد
induction current
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
incandesce
از گرمای زیاد سفید شدن
sweating heat
گرمای لحیم کاری غیر مستقیم
to take one's temperature
درجه گرمای کسیراسنجیدن نبض کسیرادیدن
law of additivity of reaction heat
قانون جمع پذیری گرمای واکنش
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current
جریان نشتی جریان خارجی
current compensation
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow
سیلان جریان فلوی جریان
three phase current
جریان سه فاز جریان دوار
isocheim
خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسطانهادرزمستان ...داده میشود
isothermal line
خطی که بوسیله ان جاهایی که گرمای متوسط سالیانه انهایکی است
isotherm
خطی که نقاط دارای گرمای متوسط سالیانه مساوی رانشان میدهد
gresham's law
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
dielectric heating
گرمای ایجاد شده در یک دی الکتریک که تحت تاثیر میدان فرکانسهای زیاد اچ اف قراردارد
burn out
گرمای زیادی یا استفاده نادرست که باعث میشود یک مدار الکترونیک یا وسیله متوقف شود
isotheral line
خطی که بوسیله ان جاهایی که درجه گرمای متوسط انها 000 نشان داده میشود
vortex ring state
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
ponderation
سنجش
evaluation
سنجش
ponderingly
با سنجش
g
سنجش
assay
سنجش
poneration
سنجش
assays
سنجش
appraisals
سنجش
deliberations
سنجش
appraisal
سنجش
evaluations
سنجش
scalar
سنجش
assessments
سنجش
scaling
سنجش
assessment
سنجش
evalution
سنجش
measurements
سنجش
deliberation
سنجش
measurment
سنجش
measurement
سنجش
degress of comparison
سنجش
pondered
سنجش
measure
سنجش
pondering
سنجش
ponder
سنجش
ponders
سنجش
datum line
خط مبنای سنجش
frequency measurement
سنجش فرکانس
ponderability
سنجش پذیری
measuring period
مدت سنجش
emergency measure
سنجش اضطراری
measuring cable
کابل سنجش
assays
ازمایش سنجش
depth measurement
سنجش گودی
delib erator
سنجش کننده
market appraisal
سنجش بازار
volumetric analysis
سنجش حجمی
ponderable
قابل سنجش
measuring technique
روش سنجش
measuring coil
بوبین سنجش
font metric
سنجش فونت
voltage measuring
سنجش فشارالکتریکی
rating
سنجش توان
voltage measuring
سنجش ولتاژ
ratings
سنجش توان
pulmometry
سنجش گنجایش شش
measuring unit
عضو سنجش
measurable
سنجش پذیر
measuring switch
کلید سنجش
measuring sensitivity
حساسیت سنجش
measuring relay
رله سنجش
meter
وسیله سنجش
measuring range
ناحیه ی سنجش
measuring range
حیطه سنجش
measuring position
محل سنجش
measuring point
نقطه سنجش
measuring period
دوره سنجش
measuring rectifier
یکسوکننده سنجش
measuring method
اسلوب سنجش
measuring system
سیستم سنجش
measuring technique
تکنیک سنجش
measuring unit
واحد سنجش
biometrics
زیست سنجش
measuring voltage
فشار سنجش
measurment
سنجش اندازه
metage
حق سنجش قپانداری
method of measurment
روش سنجش
precision measurment
سنجش دقیق
high accuracy measurement
سنجش دقیق
comparison
تطبیق سنجش
measuring transductor
ترانسدوکتور سنجش
measuring thermocouple
عنصرحرارتی سنجش
measuring thermocouple
ترموکوپل سنجش
incommensurable
سنجش ناپذیر
accuracy to gage
دقت سنجش
sociometry
سنجش افکاراجتماعی
measuring diaphragm
دیافراگم سنجش
colorimetry
سنجش رنگ
measuring frequency
فرکانس سنجش
measuring diaphragm
ممبران سنجش
measuring circuit
مدار سنجش
measuring error
خطای سنجش
graduated steel straight edge
شینه سنجش
meters
وسیله سنجش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com