Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English
Persian
postpositive
الحاقی و بی تکیه
Search result with all words
postposition
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
Other Matches
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
adjunctive
الحاقی
riders
الحاقی
extension
الحاقی
extensions
الحاقی
rider
الحاقی
supplemental
الحاقی
adjuncts
الحاقی
appendant
الحاقی
adjoint
الحاقی
accessional
الحاقی
adjunct
الحاقی
incorporative
الحاقی مشارکت
intromission
مواد الحاقی
paragogic
افزوده الحاقی
adventitious
خارجی الحاقی
concatenation operator
عملگر الحاقی
joint
مشترک الحاقی
postpositive preposition
حرف اضافه الحاقی
adjunct matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
paragoge
حرف یا هجای الحاقی
suffixix
لفظ معنای الحاقی
extension
تمدید قسمت الحاقی
extensions
تمدید قسمت الحاقی
adjoint matrix
ماتریس الحاقی
[ریاضی]
shaft extension
قسمت الحاقی محوری
rider
ماده یا بند الحاقی
adjuncts
فرع قسمت الحاقی
riders
ماده یا بند الحاقی
adjunct
فرع قسمت الحاقی
postscript
یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
postscripts
یادداشت الحاقی اخرنامه یا کتاب
concurrent jurisdiction
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
rider
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
riders
ماده اصلاحی یا الحاقی درشور سوم لایحه الحاقیه رای هیات منصفه
fire coordination line
خط هماهنگی اتش هلی کوپترها و نیروهای هوابردو نیروهای الحاقی
loll
لم تکیه
lolled
لم تکیه
accent
تکیه
leaning
تکیه
accumbency
تکیه
accented
تکیه
lolls
لم تکیه
accenting
تکیه
leanings
تکیه
atonic
بی تکیه
accents
تکیه
lolling
لم تکیه
reliance
تکیه
recumbency
تکیه
enclitic
بی تکیه
unaccented
بی تکیه
emphasis
تکیه
leaned
تکیه زدن
saddle bearer
تکیه گاه
leaned
تکیه کردن
lean
تکیه زدن
lean
تکیه کردن
support bearing
تکیه گاه
support roller
تکیه گاه
leans
تکیه کردن
to base one self
تکیه کردن
catch-phrase
تکیه کلام
to throw oneself on
تکیه کردن بر
to lean on a reed
تکیه بر اب کردن
prop
تکیه گاه
propped
تکیه گاه
propping
تکیه گاه
leans
تکیه زدن
accentual
تکیه دار
mahlstick
تکیه دست
heel rest
تکیه گاه
rest
تکیه دادن
counterfort
دیوار تکیه
slump over
تکیه زدن
backrest
تکیه گاه
maulstick
تکیه دست
catch-phrases
تکیه کلام
bridge seat
تکیه گاه
arm rest
تکیه گاه
point of support
تکیه گاه
boilerplate
تکیه کلام
rest
تکیه گاه
insists
تکیه کردن بر
insist
تکیه کردن بر
insisting
تکیه کردن بر
insisted
تکیه کردن بر
bearing
تکیه گاه
relied
تکیه کردن
relies
تکیه کردن
rely
تکیه کردن
relying
تکیه کردن
bolstered
تکیه دادن
bolster
تکیه دادن
stayed
تکیه مهار
fulcrum
تکیه گاه
stay
تکیه مهار
anchor
تکیه گاه
anchoring
تکیه گاه
anchors
تکیه گاه
recline
تکیه کردن
reclined
تکیه کردن
stand
تکیه گاه
bolsters
تکیه دادن
anchorage
تکیه گاه
support
تکیه گاه
anchorages
تکیه گاه
rests
تکیه دادن
rests
تکیه گاه
reclines
تکیه کردن
solid support
تکیه گاه جامد
bow hand
دسته تکیه گاه
perceptual anchorage
تکیه گاه ادراکی
bench wall
دیوار تکیه گاه
bearing width
عرض تکیه گاه
free support
تکیه گاه ازاد
support conditions
شرایط تکیه گاهی
bearing stress
تنش تکیه گاهی
bearing pressure
فشار تکیه گاهی
simple support
تکیه گاه ساده
slogans
تکیه کلام شعار
core print
تکیه گاه ماهیچه
armpit
تکیه گاه ارنج
restraining support
تکیه گاه گیردار
fixed support
تکیه گاه گیردار
lateral support
تکیه گاه جانبی
lateral support
تکیه گاه کناری
support
تکیه گاه پایه
movable support
تکیه گاه متحرک
seat bars
میلههای تکیه گاه
settlement of abutments
نشست تکیه گاه
armpits
تکیه گاه ارنج
hinged support
تکیه گاه مفصلی
elastic support
تکیه گاه ارتجاعی
direct support
تکیه گاه بی واسطه
slogan
تکیه کلام شعار
indirect support
تکیه گاه بی واسطه
bearing plate
صفحه تکیه گاه
to lean against the wall
به دیوار تکیه دادن
accentually
مطابق تکیه صدا
rest
تکیه گاه استراحت
abutment
تکیه گاه نیمپایه
rests
تکیه گاه استراحت
leaned
تکیه دادن بطرف
lean
تکیه دادن بطرف
to lean against something
تکیه زدن به چیزی
journals
تکیه گاه اصلی
journal
تکیه گاه اصلی
propping
تیر شمع تکیه
to lean out of the window
به پنجره تکیه دادن
propped
تیر شمع تکیه
prop
تیر شمع تکیه
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
support pression
فشار تکیه گاه
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
arch abutment
تکیه گاه قوس
anchoring effect
اثر تکیه گاهی
anchorage distance
فاصله تکیه گاهی
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
leans
تکیه دادن بطرف
accumbent
تکیه کننده سرغذا
accumbent
تکیه دار خوابیده
support movement
تغییر مکان تکیه گاه
support resistance
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
back
پشتی کنندگان تکیه گاه
to emphasize
تکیه کردن
[زبان شناسی]
reaction of support
عکس العمل تکیه گاه
backs
پشتی کنندگان تکیه گاه
staddle
چوب دستی تکیه گاه
bolstered
تکیه گاه حافظ دهانه پل
stiffened at the supports
تقویت شده در تکیه گاهها
bolsters
تکیه گاه حافظ دهانه پل
spans
فاصله دو تکیه گاه تیر
accubation
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
accentuated
تکیه دادن تاکید کردن
spanned
فاصله دو تکیه گاه تیر
accentuate
تکیه دادن تاکید کردن
bolster
تکیه گاه حافظ دهانه پل
accentuates
تکیه دادن تاکید کردن
bearing pile
تکیه گاه پایه کوب
bearing pressure on foundation
فشار تکیه گاهی شالوده
accentuating
تکیه دادن تاکید کردن
accent mark
یکی از علائم تکیه در موسیقی
spanning
فاصله دو تکیه گاه تیر
span
فاصله دو تکیه گاه تیر
stretchers
تکیه گاه پای پاروزن
stretcher
تکیه گاه پای پاروزن
boss
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bosses
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossing
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accentually
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
movable support
تکیه گاه قابل انتقال
bearing support
تکیه گاه متحمل بار
catchword
تکیه سخن مفتاح کلام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com