Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (4 milliseconds)
English
Persian
words in contracts should
الفاظ عقود محمول است برمعانی عرفیه
Other Matches
contracts under seal
عقود مصدقه عقود مبتنی بر سند رسمی
temporal tribunal
محاکم عرفیه
pack artillery
توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
contracts
عقود
specified contracts
عقود معینه
unspecified contracts
عقود نامعین
special contracts
عقود معینه
offeror
پیشنهاددهنده در عقود
piggy back
توپ محمول
airial
محمول هوایی
pack
وسیله محمول
subject and predicate
موضوع و محمول
packs
محمول بادواب
packs
وسیله محمول
pack
محمول بادواب
words
الفاظ
airial division
لشگر محمول هوایی
aerial field artillery
توپخانه محمول هوایی
air cargo
بارهای محمول هوایی
aerogun
توپ محمول با هواپیما
paraphrased
بازی با الفاظ
paraphrases
بازی با الفاظ
wordsman
نقاد الفاظ
paraphrase
بازی با الفاظ
paraphrasing
بازی با الفاظ
periphrase
با الفاظ زائداداکردن
air infantry
پیاده نظام محمول هوایی
motorized
یکان موتوریزه محمول موتوری
periphrastic
دارای الفاظ زائد
air portable
قابل حمل به صورت محمول هوایی
paraphrasing
تغییر الفاظ یالفظی پیام
purism
افراط در استعمال صحیح الفاظ
paraphrase
تغییر الفاظ یالفظی پیام
paraphrases
تغییر الفاظ یالفظی پیام
paraphrased
تغییر الفاظ یالفظی پیام
words of limitation
الفاظ تعیین کننده سهم هرکس در سند
reddendo singula singulis
الفاظ در قسمتهای مختلف سندباید متناسب با هم تعبیرشوند
worid
کلمه لغت لفظ الفاظ واژه سخن گفتار حرف
synonymize
الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
verba accipienda sunt secundum
materiam subjectam الفاظ باید به مقتضای موضوع تعبیر و تفسیر شوند
verba chartarum fortius accipiuntur
proferentem contra الفاظ اسناد بیشتر علیه امضاکننده ان قابل تعبیر است
consideration
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
considerations
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
prima facie evidence
مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com