| Total search result: 201 (18 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| morse alphabet or code |
الفبای خط و نقطه که شخصی بنام morse برای تلگراف اختراع کرد |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| telegraphic alphabet |
الفبای تلگراف |
| telegraph alphabet |
الفبای تلگراف |
| iota |
حرف نهم الفبای یونانی نقطه |
| p code |
روشی برای ترجمه کد منبع به یک کد واسط بنام کد Pتوسط یک کامپایلر |
| pull up point |
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب |
log wood |
درخت بقم [در بافت این گیاه ماده رنگینی بنام هماتوکسیلین وجود دارد که برای ساخت رنگینه های قرمز، بنفش، آب و خاکستری مورد استفاده قرار می گیرد و برای الیاف پشم و ابریشم مناسب است.] |
| switching |
مرکز مخابرات مرکزتلفن خودکار حرکت دادن خودروها از یک نقطه به نقطه دیگر برای بارگیری یاتخلیه |
| free drop |
برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان |
| gestalt psychology |
مطالعه قوه ادراک و رفتار از نقطه نظرواکنش شخصی در برابرامورکلی |
| ingenuity |
امادگی برای اختراع |
| specification |
اوصاف و مشخصات دقیق یک اختراع که بر مبنای ان اختراع ثبت میشود |
| drive |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
| drives |
حرفی که نشان دهنده درایو دیسکی است که در حال حاضر استفاده میشود.A , B برای فلاپی دیسک و C برای دیسک سخت در کامپیوتر شخصی |
| wire |
تلگراف کردن تلگراف زدن |
| wires |
تلگراف کردن تلگراف زدن |
| patent |
حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع |
| patented |
حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع |
| patents |
حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع |
| patenting |
حق ثبت اختراع حق انحصاری اختراع |
| copy for private use |
نسخه برای استفاده شخصی |
| It's for my personal use. |
برای استفاده شخصی است. |
| take for <idiom> |
اشتباه شخصی برای چیزی |
| edward's personal preference schedule |
مقیاس ادوارد برای رجحانهای شخصی |
| pc dos |
سیستم عامل دیسک برای کامپیوتر شخصی |
| turbo porolog |
POROLO برای استفاده روی کامپیوتر شخصی |
| talk into <idiom> |
موافقت شخصی برای انجام کاری راجلب کردن |
| head-hunting <idiom> |
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق |
| upward compatible |
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند |
| upwards compatible |
طراحی شده برای سازگاری با مدلهای موجود یا مدلهای آینده که هنوز اختراع نشده اند |
| junctions |
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره |
| junction |
محل اتصال یا پیوند نقطه تقاطع نقطه انشعاب نقطه گره |
ara |
محراب کلیسا [در خانه های شخصی برای توسل به خدا] |
lararium |
[اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی] |
| reference point |
نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر |
| adlib |
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI |
| COMPAQ |
شرکت کامپیوتر شخصی آمریکایی که اولین تولید کننده برای IBMPC بود |
pouch |
خورجین [گاه قالیچه ها برای مصارف شخصی عشایر بدین گونه بافته می شوند.] |
| named departure point |
نقطه مشخص برای حرکت |
| basing point |
نقطه مبدا برای قیمت |
| f.drss |
جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند |
| subscribers |
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد |
| subscriber |
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد |
| all the way |
اخرین یورش برای لمس نقطه نهایی |
| force rendezvous |
نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات |
| nurse |
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی |
| nursed |
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی |
| intercept point |
نقطه پیش بینی شده برای اجرای رهگیری هوایی |
| nurses |
حفظ یک گوی یا بیشتر در یک نقطه برای کسب امتیاز پی درپی |
| control point |
نقطه کنترل اماد و حرکات نقطه کنترل ناوبری هوایی ودریایی نقطه کنترل عبور ومرور |
| blue key |
نقطه کمکی ابی برای تنظیم عکس در موقع فاهر کردن فیلم |
| naive user |
شخصی که می خواهد کاری را با کامپیوتر انجام دهد امافاقد تجربه لازم برای برنامه نویسی با کامپیوتر میباشد |
| check point |
نقطه از پیش تعیین شدهای در سطح زمین برای کنترل حرکت رسانگرها یا پرتابه ها |
| namely |
بنام |
| in f.of |
بنام |
| for the love of |
بنام , |
| report program generator |
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد |
| in the name of justice |
بنام عدالت |
| name |
بنام صداکردن |
| preconize |
بنام فراخواندن |
| names |
بنام صداکردن |
| peripheral |
باس سریع طراحی شده توسط Intel که تا چند مگاهرتز گنجایش دارد و در کامپیوترهای شخصی بر پایه Pentum برای آداپتورهای شبکه یا گرافیکی استفاده میشود |
| means ends analysis |
نوعی روش استدلال که در یک کوشش برای کاهش تفاوتهااز نقطه شروع تا هدف به عقب و جلو نظر می اندازد |
| the lot fell upon me |
قرعه بنام من اصابت کرد |
| ghostwrite |
بنام شخص دیگری نوشتن |
| jutte |
نوعی سلاح بنام ده دست |
| telpak |
سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد |
| alt key |
کلید خاص روی صفحه کلید کامپیوتر شخصی برای انجام عملیات خاص در برنامههای کاربردی |
| aaron's beard |
گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum |
| xmodem |
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد |
| puncuation |
نشان گذاری نقطه و نشان هایی که برای بخش ها بکار میرود |
foot spot |
نقطه ای بین نقطه مرکزی و وسط جداره عقبی میز بیلیارد |
| triple point |
نقطه تقاطع امواج سه گانه ترکش اتمی نقطه برخوردامواج صوتی |
| bearing |
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر جهت قطب نما |
| picture point |
نقطه نشانی یا نقطه بازرسی موجود در روی عکس هوایی |
| ti;me to go |
زمان حرکت هواپیمای رهگیراز نقطه شروع هدایت زمینی تا نقطه رهگیری |
| emmer |
نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس |
| lima bean |
نوعی لوبیا بنام لاتین limensis Phaseolus |
| namesakes |
کسی که بنام دیگری نام گذاری شود |
| asp |
نوعی مار بنام لاتین haje Naja |
| misname |
بنام اشتباهی صدا کردن دشنام دادن |
| yaws |
بیماری مسری و عفونی حاصله در اثراسپیروکتی بنام |
| namesake |
کسی که بنام دیگری نام گذاری شود |
| line of vision |
خط مستقیمی که نقطه زردچشم را به نقطه ثابتی وصل نماید |
| pointillism |
شیوه نقاشی با نقطه رنگ نقطه چین کاری |
| high resolution bit mapped display |
تکنیک نمایش یک مکان واحدحافظه برای کنترل یک نقطه نورانی مشخص روی صفحه نمایش |
| parian |
وابسته به جزیرهای دردریای اژه که مرمری ان بنام است |
| zero |
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن |
| zeroes |
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن |
| zeros |
پایین ترین نقطه نقطه گذاری کردن |
| hare and hounds |
بازی ای که دوتن بنام خرگوش ازپیش دویده خردههای کاغذبرزمین م |
| approaches |
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا |
| approached |
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا |
| azimuth |
موقعیت یک نقطه نسبت به نقطه دیگر |
| load point |
نقطه بارگذاری نقطه بار کردن |
| mark |
هدف نقطه اغاز نقطه فرود |
| marks |
هدف نقطه اغاز نقطه فرود |
| approach |
فاصله نقطه شروع تا نقطه خطا |
| Jesuits |
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد |
| parbasis |
سرودی که دسته تهلیل خوانان بنام سازنده ان وبعنوان تماشاکنندگان میخواند |
| Jesuit |
عضو فرقه مذهبی بنام انجمن عیسی که بوسیله لایولا تاسیس شد |
| islets of langerhans |
دستههای سلولی اثنی عشر بنام >جزایرلانگرهانس < که تولید انسولین میکنند |
saddle cover |
رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.] |
| finger alphabet |
الفبای انگشتی |
| phonetic alphabet |
الفبای مکالماتی |
| futhorc |
الفبای فوتارک |
| phonetic alphabet |
الفبای صوتی |
| deaf and dumb alphabet |
الفبای کروگنگ |
| embossed alphabet |
الفبای برجسته |
| manual alphabet |
الفبای انگشتی |
| Roman alphabet |
الفبای لاتین |
| limitation of actions |
در CLقوانین مربوط به مرور زمان در مجموعهای بنام limitation of Statues جمع اوری شده است |
| five unit code |
الفبای پنج گانه |
| phonetic alphabet |
الفبای صوتی یا اوایی |
| IPA |
الفبای آوانگار بینالمللی |
| pyramid spot |
نقطه روی میز اسنوکر یابیلیارد انگلیسی میان فاصله نقطه مرکزی و وسط لبه بالایی میز |
| huygen's principle |
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد |
| flash point |
نقطه الوگیری نقطه افروزش |
| crossing point |
نقطه تقاطع نقطه تلاقی |
| crossing points |
نقطه تقاطع نقطه تلاقی |
| K, k (K's, k's) |
حرف یازدهم الفبای انگلیسی |
| H, h (H's, h's) |
حرف هشتم الفبای انگلیسی |
| epsilon |
پنجمین حرف الفبای یونانی |
| L, l (L's, l's) |
حرف دوازدهم الفبای انگلیسی |
| Q, q (Q's, q's) |
حرف هفدهم الفبای انگلیسی |
| R, r (R's, r's) |
حرف هجدهم الفبای انگلیسی |
| e |
پنجمین حرف الفبای انگلیسی |
| J, j (J's, j's) |
حرف دهم الفبای انگلیسی |
| f |
ششمین حرف الفبای انگلیسی |
| P, p (P's, p's) |
حرف شانزدهم الفبای انگلیسی |
| M, m (M's, m's) |
حرف سیزدهم الفبای انگلیسی |
| N, n (N's, n's) |
حرف چهاردهم الفبای انگلیسی |
| O, o (O's, o's) |
حرف پانردهم الفبای انگلیسی |
| T, t (T's, t's) |
حرف بیستم الفبای انگلیسی |
| S, s (S's, s's) |
حرف نوزدهم الفبای انگلیسی |
| I, i (I's, i's) |
حرف نهم الفبای انگلیسی |
| I |
نهمین حرف الفبای انگلیسی |
| m |
سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| beta |
دومین حرف الفبای یونانی |
| A, a (A's, a's) |
حرف اول الفبای انگلیسی |
| j |
دهمین حرف الفبای انگلیسی |
| E, e (E's, e's) |
حرف پنجم الفبای انگلیسی |
| gamma |
حرف سوم الفبای یونانی |
d |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
| k |
یازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| s |
نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| n |
چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی |
| mu |
حرف دوازدهم الفبای یونانی |
| omega |
اخرین حرف الفبای یونانی |
| l |
دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| o |
پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| nu |
سیزدهمین حرف الفبای یونانی |
| lambda |
یازدهمین حرف الفبای یونانی |
| B, b (B's, b's) |
حرف دوم الفبای انگلیسی |
| h |
هشتمین حرف الفبای انگلیسی |
| g |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
| alpha |
حرف اول الفبای یونانی |
| F, f (F's, f's) |
حرف ششم الفبای انگلیسی |
| betas |
دومین حرف الفبای یونانی |
| G, g (G's, g's) |
حرف هفتم الفبای انگلیسی |
| q |
هفدهمین حرف الفبای انگلیسی |
| alphas |
حرف اول الفبای یونانی |
| D, d (D's, d's) |
حرف چهارم الفبای انگلیسی |
| gammas |
حرف سوم الفبای یونانی |
| C, c (C's, c's) |
حرف سوم الفبای انگلیسی |
| qoph |
نوزدهمین حرف الفبای عبری |
| holding point |
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار |
| IBM |
اصط لاح کلی برای کامپیوتر شخصی که با سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر IBM سازگار است بدون توجه به اینکه پردازنده Intel از کدام استفاده میکند. حاوی با EISA,ISA یا MCA است |
| telegrams |
تلگراف |
cable |
تلگراف |
| cabled |
تلگراف |
| telegraphically |
با تلگراف |
| telegraphed |
تلگراف |
| telegraph |
تلگراف |
| telegraphy |
تلگراف |
| telegraphing |
تلگراف |
| telegraphs |
تلگراف |
| cablegram |
تلگراف |
| telegraphy |
فن تلگراف |
| telegram |
تلگراف |
| roll in point |
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما |
| W, w (W's, w's) |
حرف بیستو سوم الفبای انگلیسی |
| X, x (X's, x's) |
حرف بیستو چهارم الفبای انگلیسی |
| Y, y (Y's, y's) |
حرف بیستو پنجم الفبای انگلیسی |
| Z, z (Z's, z's) |
حرف بیستو ششم الفبای انگلیسی |
| p |
شانزدهمین حرف الفبای زبان انگلیسی |
| og |
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت |
| i , i |
حرف نهم الفبای انگلیسی برابر با |
| w |
بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی |
| U, u (U's, u's) |
حرف بیست و یکم الفبای انگلیسی |
| x |
حرف بیست و چهارم الفبای انگلیسی |
| y |
بیست و پنجمین حرف الفبای انگلیسی |
| u |
بیست و یکمین حرف الفبای انگلیسی |
v |
حرف بیست و دوم الفبای انگلیسی |
| V, v (V's, v's) |
حرف بیستو دوم الفبای انگلیسی |
| devices |
اختراع |
contrivance |
اختراع |
| patent |
حق اختراع |
| patented |
حق اختراع |
| device |
اختراع |
| patents |
حق اختراع |