English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
water nymph الهه دریایی
Other Matches
seabee گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
minerva الهه
goddess الهه
flora الهه گل
nox الهه شب
goddesses الهه
midshipman افسر پایین رتبه نیروی دریایی دانشجوی سال دوم دانشکده دریایی
piratic درخوردزدان دریایی مربوطبه دزدان دریایی مبنی بردزدی
euterpe الهه موسیقی
nike الهه پیروزی
luna الهه ماه
lucina الهه زایمان
bellona الهه جنگ
themis الهه دادگستری
silenus الهه جنگل
nemesis الهه انتقام
sol الهه خورشید
neptune الهه اقیانوس
eris الهه ناسازگاری
faunis الهه جانوران
running lights فارهای شناور دریایی چراغهای راه دریایی
kites کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
petty officer معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
petty officers معاون افسرنگهبان دریایی درجه دارنیروی دریایی
kite کایت دریایی هدف کش دریایی غوطه وردر اب
oceanography تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
pilot chart نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
ceres الهه زراعت ورستنی ها
isis ایزس الهه حاصلخیزی
merry dances نام الهه بامداد
demeter الهه زراعت وحاصلخیزی
venus الهه عشق و زیبایی
muse الهه شعر وموسیقی
pomona الهه درختان میوه
artemis الهه ماه وشکار
pallas الهه پالاس اتنا
mused الهه شعر وموسیقی
muses الهه شعر وموسیقی
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
melpomene الهه شعر وتراژدی یونان
the nine نه تن الهه شعر و هنرهای زیبا
queen of love زهره نام الهه زیبایی
queen of night نام الهه ماه وشکار
hecate الهه سحروجادو و عالم اسفل
hestia الهه اجاق خانوادگی وشهرها
sea mark راهنمای دریایی :چراغ یافانوس دریایی
sea cucumber حلزون دریایی از جنس راب دریایی
stadimeter مسافت یاب دریایی الیداد دریایی
caissa الهه شطرنج مخلوق سر ویلیام جونز
vestal روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
hebe الهه جونی که ساقی خدایان بود
vesta الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
sea power قدرت دریایی منظور کشوری است که بادریا ارتباط ویژه دارد ودارای نیروی دریایی قوی است
convoy joiner ناوهای منفردی که به کاروان دریایی پیوسته اند ناوهای متفرقه اضافی درستون دریایی
naval activity تاسیسات دریایی قسمت دریایی
tern پرستوک دریایی چلچله دریایی
terns پرستوک دریایی چلچله دریایی
marines تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
marine تفنگداران دریایی تکاوران دریایی
parnassian نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
task unit نیروی واگذار کننده ماموریت دریایی یکان یا بخشی ازگروه ماموریت دریایی که زیر امر فرمانده گروه قرارمی گیرد
attack director وسایل محاسباتی سیستم کنترل اتش دریایی وسیله هادی تک اتش دریایی
summary areas مناطق اطلاعاتی دریایی مناطق یاد شده در خلاصه وضعیت دریایی
light lists کتابهای راهنمای محل فارهای دریایی فهرست راهنمای چراغهای دریایی
knot گره دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
knot میل دریایی [واحد اندازه گیری] [واحد سرعت دریایی]
maritime ناوگان مستقل دریایی ناوگان دریایی دریایی
rear commodore سرپرست کاروان دریایی جانشین فرمانده کاروان دریایی
naval aviation قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
bureau of naval personnel اداره پرسنل نیروی دریایی دفتر پرسنل دریایی
light period دوره تناوب روشنایی چراغ دریایی دوره تناوب روشن شدن فار دریایی
crash position indicator برج اعلام محل وقوع سوانح دریایی برج مراقبت سوانح دریایی
convoy commodore فرمانده ستون دریایی فرمانده کاروان دریایی
Marine Corps نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
naval gunfire تیراندازی توپخانه دریایی اتش توپخانه دریایی
convoy schedule برنامه کلی حرکت ستون دریایی برنامه حرکت کاروان دریایی
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
crash locator beacon برج اعلام سوانح دریایی برج تعیین محل سوانح دریایی
morpheus الهه خواب خواب پرور
commandant of marine corps فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
convoy route مسیر حرکت ستون دریایی مسیر حرکت کاروان دریایی
light ship کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
sofar سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
lobster خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
lobsters خرچنگ دریایی گوشت خرچنگ دریایی
spotting board طرح تیر توپخانه دریایی طرح تنظیم تیر توپخانه دریایی
sea born دریایی
maritime دریایی
marines دریایی
sea pier سد دریایی
marine دریایی
shark سگ دریایی
sharks سگ دریایی
naval دریایی
sea دریایی
seas دریایی
nautical دریایی
pelagian دریایی
thalassic دریایی
thalaesic دریایی
salty دریایی
dogfish سگ دریایی
saltier دریایی
benthic ته دریایی
saltiest دریایی
d.j.'s locker گودی دریایی
creeping attack تک غافلگیرانه دریایی
algerine دزد دریایی
sill of a dock سد حوض دریایی
algoid مانندعلف دریایی
seebreeze نسیم دریایی
seaway مسیر دریایی
navies نیروی دریایی
ship's corporal دژبان دریایی
daphne حوری دریایی
data mile میل دریایی
seadrome فرودگاه دریایی
erne عقال دریایی
erne دال دریایی
sill برامدگی دریایی
actinia کیسه تن دریایی
admiralty law قوانین دریایی
sea weed جلبک دریایی
echinus بلوط دریایی
echinus خارپوست دریایی
sea weed علف دریایی
eagle fisher عقاب دریایی
naval افسرنیروی دریایی
alga خزهء دریایی
navies ناوگان دریایی
sills برامدگی دریایی
marine تکاور دریایی
commercial marine ناوگان دریایی
seapower قدرت دریایی
seaman guard گارد دریایی
acaleph گزنه دریایی
chopline خط حد یکانهای دریایی
marines تفنگدار دریایی
seamount کوه دریایی
seawall دیوار یا سد دریایی
asteroidea ستارههای دریایی
navy نیروی دریایی
shore dinner غذای دریایی
scray چلچله دریایی
navy ناوگان دریایی
continental shelf کفه دریایی
jellyfish عروس دریایی
marine تفنگدار دریایی
seaway راه دریایی
marines تکاور دریایی
nautical twilight شفق دریایی
naval activity یکان دریایی
naval attache وابسته دریایی
naval base پایگاه دریایی
naval station پایگاه دریایی
naval campaign جنگ دریایی
naval district ناحیه دریایی
naval establishment تاسیسات دریایی
naval establishment قسمت دریایی
nautical terms اصطلاحات دریایی
nautical slide rule خط کش محاسبه دریایی
nautical chart نقشه دریایی
maritime lien برتری دریایی
maritime lien امتیاز دریایی
maritime trade تجارت دریایی
mark sensing نشان دریایی
sea dog خوک دریایی
marooner دزد دریایی
medusa ستاره دریایی
sea cucumber راب دریایی
sea cow گاو دریایی
nautical almanac زیج دریایی
naval forces نیروهای دریایی
naval forces نیروی دریایی
naval port بندر دریایی
oceanophyte گیاه دریایی
sea anemone شقایق دریایی
on shore winds باد دریایی
osprey عقاب دریایی
ossifrage عقاب دریایی
paravane اژدرمخرب دریایی
pelagian جانور دریایی
pelagic دریایی دریانشین
pharos فانوس دریایی
pigboat زیر دریایی
rover دزد دریایی
oceanid حوری دریایی
ocean manifest بارنامه دریایی
ocean current جریان دریایی
naval stores کالای دریایی
naval support پشتیبانی دریایی
naval war جنگ دریایی
navy time ساعت دریایی
navy time وقت دریایی
neptunian ابی دریایی
sea bass گرگ دریایی
nix حوری دریایی
notice to mariner اعلامیه دریایی
notice to mariner اعلان دریایی
notice to mariner اگهی دریایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com