English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
invar الیاژی از نیکل و اهن باضریب انبساط حرارتی نزدیک صفر
Other Matches
nicalloy الیاژی از نیکل و اهن
nickel silver الیاژی مرکب از مس و روی و نیکل
kovar الیاژی از اهن نیکل کبالت
alumel الیاژی از نیکل و کرم جهت ترموکوپلها
monel الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
chromel الیاژی شامل اهن نیکل کرم برای ساختن ترموکوپلهای با حرارت زیاد
white gold الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
dilatation انبساط حرارتی
evolution of heat انبساط حرارتی
thermal expansion انبساط حرارتی
coefficient of thermal expansion ضریب انبساط حرارتی
thermal coefficient of expansion ضریب انبساط حرارتی
dilatometer دستگاه اندازه گیری انبساط حرارتی
spark printer چاپگر حرارتی که حروف را روی کاغذ حرارتی با جرقه الکتریکی تولید میکند
thermal نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
constantan الیاژی از مس
alloy steel فولاد الیاژی
alloying agent عنصر الیاژی
invar الیاژی از اهن
alloying element عنصر الیاژی
platinoid الیاژی از مس ونیکل و تنگستن
high frequency alloy juction transistor ترانزیستور الیاژی فرکانس بالا
wood's metal الیاژی با نقطه ذوب پایین
find touch بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
alnico الیاژی از اهن جهت ساخت اهنربای دائمی
inside ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
insides ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
closer نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closes نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
nickle نیکل
nickle silver نیکل
nickel نیکل
invar نیکل
nickels نیکل
billon الیاژی از طلا ونقره یامس یا قلع ویا سایر فلزات کم ارزش
garnierite معدن نیکل
garnierite سنگ نیکل
nickel recovery بازیابی نیکل
pig nickel نیکل شمش
nickle اب نیکل دادن
nickel powder گرد نیکل
nickel plating ابکاری نیکل
nickeliferous حاوی نیکل
nickeliferous نیکل دار
nichrome نیکل کروم
nickel alloy الیاژ نیکل
nickel ore کانه نیکل
ferro nickel فرو نیکل
nickel steel فولاد نیکل دار
nickel iron battery باتری نیکل-اهن
nickel plate اب نیکل دادن گالوانیکی
chrome nickl steel فولاد کروم - نیکل
inshore نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
nickel cadmium battery باطری الکتریکی نیکل کادمیوم
nickels سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
nickel سکه پنج سنتی اب نیکل دادن
incolen الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
deep cycling روشی برای نگهداری باطریهای نیکل- کادمیم
platinum metal ترکیب نیکل و روی و مس که تا اندازهای خواص پلاتین راپیدا میکند
approach نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
stretch انبساط
stretches انبساط
dilatation انبساط
extensions انبساط
extension انبساط
stretched انبساط
expansion loop خم انبساط
pleasures انبساط
strains انبساط
distentions انبساط
distensions انبساط
pleasure انبساط
expansion انبساط
distension انبساط
strain انبساط
tensile قابل انبساط
companding انبساط تراکم
tensions قوه انبساط
tension قوه انبساط
expansion of universe انبساط جهان
expansiveness انبساط پذیری
expansion point درز انبساط
expansion rate اهنگ انبساط
creep limit حد انبساط دائمی
inextension عدم انبساط
distensibility قابلیت انبساط
inextensibility انبساط ناپذیری
cubical expansion انبساط حجمی
expansile قابل انبساط
expansion diaphragm دیاگرام انبساط
diastole انبساط قلبی
distensible انبساط پذیر
dilatation درز انبساط
expandability قابلیت انبساط
dilatability انبساط پذیری
expansion joint درز انبساط
heat expansion انبساط حرارت
expansion انبساط بسط
coefficient of expansion ضریب انبساط
expansibility قابلیت انبساط
free expansion انبساط ازاد
expansion heat حرارت انبساط
expandable قابل انبساط
expansion گسترش انبساط
expansion coefficient ضریب انبساط
dilation of time انبساط زمان
unbalanced cell سلول باطری نیکل کادنیم که بیش از سلولهای دیگر تخلیه شده است
nephelauxetic effect اثر انبساط ابرالکترونی
dilatability قابلیت انبساط یا اتساع
brake expander mechanism مکانیزم انبساط ترمز
expansible کش امدنی انبساط پذیر
d.muscle ماهیچه انبساط دهنده
elater خاصیت انبساط و گسترش
expansibly بطور قابل انبساط
invar struts قطعات فلزی ضد انبساط
characteristic expansion time زمان شاخص انبساط
ductile قابل انبساط شکل پذیر
strain limit حد تناسب میان تنش و انبساط
extensometer دستگاه اندازه گیری انبساط
mid wicket توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
thermal حرارتی
volume change of concrete تغییر حجم بتن حاصل ازانقباض و انبساط
diastasis استراحت قلب در فاصله بین انقباض و انبساط
calorific power مقدار حرارتی
heat proof quality ثبات حرارتی
heat conduction هدایت حرارتی
heat capacity فرفیت حرارتی
heat loss گمگشتگی حرارتی
heat balance تعادل حرارتی
heat conductivity هدایت حرارتی
heat treatment عملیات حرارتی
heat engine موتور حرارتی
heat exchanger مبدل حرارتی
heat energy انرژی حرارتی
heat pulse پالس حرارتی
heating سیستم حرارتی
hot-wired رشته حرارتی
hot wire رشته حرارتی
heating wire سیم حرارتی
hot-wires رشته حرارتی
hot-wiring رشته حرارتی
thermal ammeter امپرسنج حرارتی
thermocouple عنصر حرارتی
heating tape نور حرارتی
thermocouple زوج حرارتی
heating resistor مقاومت حرارتی
heating power توان حرارتی
thermopile پیل حرارتی
high temperature strength استحکام حرارتی
thermal devices ابزارهای حرارتی
thermal effects اثرات حرارتی
thermal efficiency راندمان حرارتی
thermal shadow سایههای حرارتی
thermal radiation تابش حرارتی
thermal radiation تشعشع حرارتی
thermal protection محافظت حرارتی
thermal printer چاپگر حرارتی
thermal stress تنش حرارتی
thermal power مقدار حرارتی
thermal instability ناپایداری حرارتی
hot-wire رشته حرارتی
thermal fatigue خستگی حرارتی
thermal emission تابش حرارتی
temperature coefficient ضریب حرارتی
heating blower دمنده ی حرارتی
thermal power توان حرارتی
heat supply منبع حرارتی
heat sink انباره حرارتی
heating jacket ژاکت حرارتی
heat shield حفاظ حرارتی
thermal switch سویچ حرارتی
heating installation تاسیسات حرارتی
heating furnace کوره حرارتی
heating mantle ژاکت حرارتی
ablating material سپر حرارتی
hot shortness شکنندگی حرارتی
thermal battery باطری حرارتی
thermoswitch سویچ حرارتی
thermoswitch کلید حرارتی
fixed bridge پلی که بجز انبساط و انقباض هیچگونه حرکتی ندارد
expanding cement سیمانی که زیر اب سفت میشود سیمان قابل انبساط
heat treating furnace کوره عملیات حرارتی
heat treating property خاصیت عملیات حرارتی
heat treating equipment تاسیسات عملیات حرارتی
convection ارزش حرارتی همبرداری
heat treatment crack ترک عملیات حرارتی
heating element المان یا عنصر حرارتی
heating coil سیم پیچ حرارتی
induction heat treatment عملیات حرارتی القائی
heat resisting steels فولادهای مقاوم حرارتی
internal thermal resistance مقاومت حرارتی داخلی
heating zone منطقه یا ناحیه حرارتی
heat treating department دپارتمان عملیات حرارتی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com