English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
gnathitis اماس ارواره بالا
Other Matches
antineuritic برضد اماس عصب مخاف اماس عصبی
maxilla استخوان ارواره ارواره
appendicitis اماس ضمیمه روده اماس اپاندیس
mandibles ارواره
jaw ارواره
jaws ارواره
chops ارواره
chaw ارواره
mandible ارواره
jaw breaker ارواره شکن
mandibular ارواره زیرین
maxilla ارواره زیرین
admaxillary نزدیک ارواره
protrusion of the jaw پیشامدگی ارواره
nether lip or jaw لب یا ارواره زیرین
crack jaw ارواره شکن
maxillary bone استخوان ارواره
chapt مرد ارواره
glass jaw ارواره شیشهای
orthognathous راست ارواره
jibs حرف ارواره
jawbones استخوان ارواره
jawbone استخوان ارواره
wapper jawed دارای ارواره کج
jib حرف ارواره
submaxilla ارواره پایین
jibbed حرف ارواره
jibbing حرف ارواره
inframaxillary nerves پیهای ارواره زیرین
inframaxillary وابسته به ارواره زیرین
intermaxillary واقع در میان ارواره ها
infra axillary وابسته به ارواره زیرین
gnathic فکی وابسته به ارواره
gnathal فکی وابسته به ارواره
prognathism پیش امدگی ارواره
lanternjaws ارواره دراز و لاغر
projecting jaw ارواره پیش امده
submaxillary glands غدههای زیر ارواره
supramaxillary وابسته به ارواره زبرین
trismus تشنج ارواره زیرین
actinomycosis مرض قارچی ارواره
prognathic دارای ارواره پیش امده
mandibular اروارهای وابسته به ارواره زیرین
premaxillary واقع در جلو ارواره زبرین
lantern jawed دارای ارواره دراز و لاغر
jowls ارواره زیرین پرنده گونه
jowl ارواره زیرین پرنده گونه
stag evil تشنج ارواره زیرین اسب
prognathous دارای ارواره پیش امده
whalebone استخوان ارواره نهنگ عاج تمساح
gar نوعی ماهی که ارواره هایی شبیه منقاردارد
plectognath ماهی ای که ارواره زبرینش بکاسه سر چسبیده است
premaxilla استخوان جلو ارواره زیرین مهره داران
pleurodont دارای دندان محکم شده ازداخل ارواره
overshot jaw ارواره زبرین هنگامی که ازارواره زیرین جلوترامده است
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
spinwriter چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
intumescence اماس
inturgescence اماس
inflammation اماس
swellings اماس
swelling اماس
double pneumonia اماس هر دو شش
edema اماس
encephalitis اماس مخ
dilation اماس
frost hoil اماس
tumescence اماس
pulmonitis اماس شش
neuritis پی اماس
tumefaction اماس
poke اماس
poked اماس
tuberosity اماس
pokes اماس
poking اماس
tumidity اماس
phlegmasia اماس
phrenitis اماس مخ
lymphangitis اماس
vulvitis اماس کس
turgidity اماس
lymphdenomia اماس
single pneumonia اماس یک شش
myelitis اماس
retinitis اماس شبکیه
scleritis اماس صلبیه
blepharitis اماس پلک
podarthritis اماس بندهای پا
ague cake اماس اسپرزازنوبه
quinsy اماس چرکدارلوزتین
antiphlogistic اماس نشان
salpingitis اماس شیپور
pyelitis اماس لگن چه
arteritis اماس شریان
bronchitis اماس نایژه
tonsillitis اماس لوزه
colitis اماس قولون
turgescent اماس کننده
turgescence اماس بادکردگی
tumid اماس کرده
arthritis اماس مفصل
tumefactive اماس دار
swell اماس کردن
swelled اماس کردن
swells اماس کردن
conjunctivitis اماس ملتحمه
cystitis اماس مثانه
turgid اماس دار
tracheitis اماس نای
splenitis اماس اسپرز
swollen اماس کرده
bunchout اماس کردن
palpebritis اماس پلک
brainfever اماس مغز
gastritis اماس معده
glandular swelling اماس غدد
orchitis اماس خایه
ophthalmitis اماس چشم
odontitis اماس دندان
nephritis اماس گرده
gnathitis اماس گونه
hydrocile اماس خایه
hysteritis اماس زهدان
ileitis اماس ایلئون
nasitis اماس بینی
metritis اماس زهدان
intumesce اماس کردن
intumescent اماس کرده
intumescent اماس کننده
iritis اماس عنبیه
garget اماس پستان
osteitis اماس استخوان
carcinoma اماس سرطانی
phlogosis اماس برونی
keratitis اماس قرنیه
colpitis اماس مهبل
otitis اماس گوش
crystallitis اماس جلیدیه
cutitis اماس زیرپوست
dactylitis اماس انگشت
dermatosis اماس پوست
enchondroma اماس غضروفی
enteritis اماس روده
faucitis اماس گلو
fibroma اماس لیفی
inoma اماس لیفی
fretty اماس کرده
myositis اماس ماهیچه
lentitis اماس جلیدیه
huff اماس کردن
dermatitis اماس پوست
hepatitis اماس کبدی
paranephritis اماس بافتهای گرداگردگرده
mesenteritis اماس روده بند
ileitis اماس روده دراز
hyalitis اماس رطوبت شیشهای
housemaid's knee اماس کاسه زانو
his eyes were inflammed چشمهایش اماس کرد
pericarditis اماس ابشامه قلب
vaginitis اماس یا ورم مهبل
iritic دچار اماس عنبیه
iritic وابسته به اماس عنبیه
myomatous وابسته به اماس ماهیچه
moon blind دچار اماس نوبتی
mastoditis اماس زائده پستانی
mastitis اماس غدههای پستان
oophoritis اماس تخم دان
ophthalmia اماس چشم رمد
lymphadenitis اماس غدد لفناوی
laminitis اماس لایههای حساس
arthritic مبتلا به اماس مفصل
myocarditis اماس ماهیچه قلب
phlegmasia alba dolens اماس سیاهرگهای نفاسی
pleurisy اماس شامه ریه
duodenitis اماس روده اثناعشر
diaphragmitis اماس حجاب حاجز
scrotitis اماس کیسه خایه
diaphragmatitis اماس حجاب حاجز
deliescence تحلیل ناگهانی اماس
bursitis اماس کیسههای مفصلی
antiphlogistic داروی اماس نشان
acromastitis اماس نوک پستان
tumescent اماس کرده اماسیده
endo arterities اماس درونی شریان
endocarditis اماس غشاء درونی دل
sylosis اماس پلک وسفتی
gastro enteritis اماس معده وروده
fibro chondritis اماس غضروف لیفی
enostosis اماس درونی استخوان
endometritis اماس درونی زهدان
parotiditis اماس غده بناگوشی
uteritis اماس زهدان التهاب رحم
moon blindness اماس نوبتی در چشم اسب
gingivitis اماس و التهاب لثه دندان
internal ophthalmia اماس درونی تخم چشم
tumify اماس کردن متورم ساختن
mallenders اماس پشت زانوی اسب
malanders اماس پشت زانوی اسب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com