English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
go-ahead امتیاز برتر
Other Matches
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicaps امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicaps مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
rugby point امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
handicap مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
superiors برتر
wiredrawn برتر
above برتر
top dog برتر
aces برتر
dominant برتر
ace برتر
beyond برتر از
excelsior برتر
higher up برتر
advantageous برتر
preferable برتر
prevalent برتر
preeminent برتر
superempirical برتر
surpassing برتر
the above figures برتر
preponderant برتر
hegemonic برتر
superior برتر
transcendent برتر
overriding برتر
immensurable برتر ازقیاس
superiorly بطور برتر
master race نژاد برتر
outrank برتر بودن
vantage سرکوب برتر
premiered برتر والاتر
superhuman برتر از انسان
paramount برتر بزرگتر
premiers برتر والاتر
premier برتر والاتر
premieres برتر والاتر
premiering برتر والاتر
superior ارشد برتر
superiors ارشد برتر
premiere برتر والاتر
override برتر یا مهمتر بودن
overrides برتر یا مهمتر بودن
overrode برتر یا مهمتر بودن
overridden برتر یا مهمتر بودن
paramountly بطور برتر یا افضل
macho مرد برتر پندار
to be above the law برتر از قانون بودن
supremacists خود برتر پندار
machismo مرد برتر پنداری
supremacist خود برتر پندار
world beater شخص برتر ازاقران
outgun غلبه بر حریفان با حمله برتر
No-one is above the law. هیچکس برتر از قانون نیست.
computer graphics metafile فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
super : پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
swelled head <idiom> (خود بزرگ بینی) از واقعیت خود را برتر دیدن
prominence امتیاز
royalty حق امتیاز
exclusiveness امتیاز
ad امتیاز
ads امتیاز
royalties حق امتیاز
act of grace امتیاز
distinction امتیاز
distinctions امتیاز
franchises امتیاز
prerogative امتیاز
licence امتیاز
licences امتیاز
licenses امتیاز
pas امتیاز
privilege امتیاز
franchise امتیاز
francs امتیاز
franc امتیاز
rectum امتیاز
rectums امتیاز
prerogatives امتیاز
scored امتیاز
pre eminence امتیاز
upper hand امتیاز
point امتیاز
plus امتیاز
charter امتیاز
chartered امتیاز
leases امتیاز
score امتیاز
concession امتیاز
scoreless بی امتیاز
concessions امتیاز
prominency امتیاز
priviege امتیاز
lease امتیاز
runs یک امتیاز
advantage امتیاز
pre-eminence امتیاز
scoreline خط امتیاز
scorelines خط امتیاز
scores امتیاز
credit امتیاز
run یک امتیاز
chartering امتیاز
charters امتیاز
credits امتیاز
crediting امتیاز
game bird یک امتیاز
credited امتیاز
worst امتیاز اوردن
worst- امتیاز اوردن
loss on points باخت با امتیاز
perfect score امتیاز کامل
prerogative حق یا امتیاز ویژه
prerogatives حق یا امتیاز ویژه
double figures امتیاز دو رقمی
field privilege امتیاز فیلد
game point امتیاز پایانی
grantee صاحب امتیاز
headstart امتیاز در شروع
law of advantage قانون امتیاز
licence owner صاحب امتیاز
magna cum laude با امتیاز زیاد
maritime lien امتیاز دریایی
outpoint برنده با امتیاز
win on points پیروزی با امتیاز
precedency امتیاز سابقه
set point اخرین امتیاز
score sheet برگ امتیاز
differentia وجه امتیاز
concessioner صاحب امتیاز
concessionaire صاحب امتیاز
insurance امتیاز مطمئن
privileged امتیاز دار
privileged دارای امتیاز
foot score line خط امتیاز انتهایی
awarding of points امتیاز دادن
chalk up کسب امتیاز
concession deed امتیاز نامه
concessionary agreement امتیاز نامه
concessionary صاحب امتیاز
scoreless بدون امتیاز
love امتیاز صفر
converting امتیاز گرفتن
precedence امتیاز سابقه
converts امتیاز گرفتن
preferential امتیاز دهنده
odd امتیاز دادن
decisions برنده با امتیاز
odder امتیاز دادن
decision برنده با امتیاز
oddest امتیاز دادن
patent امتیاز نامه
loved امتیاز صفر
loves امتیاز صفر
aces امتیاز سرویس
patenting امتیاز نامه
ace امتیاز سرویس
patents امتیاز نامه
convert امتیاز گرفتن
match point اخرین امتیاز
patented امتیاز نامه
converted امتیاز گرفتن
match points اخرین امتیاز
draw first blood کسب نخستین امتیاز
break one's duck کسب نخستین امتیاز
brassage حق امتیاز سکه زدن
bowled for a duck باختن بازیگر بی امتیاز
bowling average معدل امتیاز بازیگربولینگ
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
in the hole <idiom> امتیاز پایین صفر
To keep the score. حساب امتیاز رانگاهداشتن
privileged دارای امتیاز یا حق ویژه
service ace امتیاز سرویس تنیس
licensees صاحب جواز یا امتیاز
licensee صاحب جواز یا امتیاز
To gain an advantage. کسب امتیاز کردن
To score points. امتیاز آوردن ( ورزش )
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
circuit clout یک امتیاز با دویدن به پایگاه
software license امتیاز نرم افزار
set point اخرین امتیاز بازی
indult اجازه نامه امتیاز
royal prerogative حق امتیاز ویژه پادشاه
read write privilege امتیاز خواندن- نوشتن
handicap امتیاز دادن اشکال
oddsmaker تعیین کننده امتیاز
handicaps امتیاز دادن اشکال
point spread امتیاز قابل انتظار
home whistle امتیاز واقعی یا فرضی
home court advantage امتیاز بازی در خانه
high run حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
ducked اخراج توپزن بی امتیاز
duck اخراج توپزن بی امتیاز
down عقب افتادن در امتیاز
double bogey دوبار کسب امتیاز
equaliser امتیاز مساوی کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com