English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
gravitational waves امواج جاذبه
Other Matches
confusion reflector وسیله پخش امواج فریبنده سیستم انعکاس امواج گیج کننده
modulation سوار کردن امواج انرژی روی امواج الکترومغناطیسی برای ارسال
modulate مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulating مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
modulates مدوله کردن امواج الکترونیکی روی امواج مغناطیسی
free air anomaly اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
radiation scattering انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
emission control کنترل تشعشع امواج مغناطیسی یا صوتی دستگاه کم کننده تشعشع امواج
radiological monitoring ارسال امواج تشعشعی یا رله امواج تشعشعی هستهای
trapping اختلاف در امواج رادار ممانعت از پخش امواج رادار
earth's attraction جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
appeal جاذبه
appealed جاذبه
attraction جاذبه
attractions جاذبه
valence جاذبه
gravity جاذبه
law of gravity جاذبه
gravitation جاذبه
appeals جاذبه
sex appeal جاذبه جنسی
absorpthiveness قوه جاذبه
gravitation جاذبه گرانشی
gravitation جاذبه ثقلی
gravitation کشش جاذبه
gravitation قوه جاذبه
cohesion جاذبه مولکولی
attraction force نیروی جاذبه
attraction of current جاذبه میدان
gravitational force نیروی جاذبه
magnetic attraction جاذبه مغناطیسی
sexiness جاذبه جنسی
gravitational constant ثابت جاذبه
gravitational attraction جاذبه گرانشی
attractive field میدان جاذبه
attractive force نیروی جاذبه
attration جاذبه کشندگی
capillary attraction جاذبه شعریه
coulomb attraction جاذبه کولنی
electrostatic attraction جاذبه الکترواستاتیکی
counter attraction جاذبه متقابله
electric attraction جاذبه الکتریکی
electromagnetic attraction جاذبه الکترومغناطیسی
electron capture جاذبه الکترونی
adhesion جاذبه سطحی
geomagnetic وابسته به جاذبه زمین
centripetal force قوه جاذبه مرکز
intermolecular attraction جاذبه بین مولکولی
scenic attractions جاذبه های دیدنی
law of electrostatic attraction قانون جاذبه الکترواستاتیکی
magnetic dip قوه جاذبه مغناطیسی
law of universal gravitation قانون جاذبه عمومی
ablatitious کاهنده قوه جاذبه
magnetic dip میدان جاذبه مغناطیسی
interionic attraction جاذبه بین یونی
intensity of gravity شدت با زیادی جاذبه
intensity of gravity گرانی یا جاذبه زیاد
gravity جاذبه زمین درجه کشش
gravity جاذبه زمین کشش انحراف
cohesion التصاق یا قوه جاذبه ذرات
intermolecular attractive force نیروی جاذبه بین مولکولی
affinities نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
gravitate بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitates بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
affinity نیروی جاذبه بین اتمهای یک ملکول
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
cohesion نیروی جاذبه بین ذرات همگن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating بطرف جاذبه یامرکز نفوذمتمایل شدن
centriole ذره کوچکی در مرکز جاذبه میان دانه
ground swell امواج
geotropism رشدو نمو گیاه تحت تاثیر قوه جاذبه زمین
ground waves امواج زمینی
radio waves امواج رادیویی
hertzian waves امواج هرتز
interference تداخل امواج
incoherent waves امواج همدوس
reverberations برگشت امواج
electromagnetic waves امواج الکترومگنتیک
electromagnetic waves امواج الکترومغناطیسی
pulsed امواج ضربانی
emission انتشار امواج
oscilloscope اشکارسازی امواج
reverberation برگشت امواج
pulse امواج ضربانی
gravitational waves امواج گرانشی
gravity waves امواج ثقلی
emissions انتشار امواج
sky wave امواج اسمانی
pulsing ضربان امواج
crashing waves امواج خروشان
tidal waves امواج جزرومدی
wander wave امواج سیار
transient wave امواج سیار
tosser دستخوش امواج
the waves of the sea امواج دریا
brain waves امواج مغزی
spoondrift ترشح امواج
thermal waves امواج گرمایی
neap tide دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
pulsing پرتاب امواج انرژی
echoing برگشت امواج رادار
airwave امواج رادیو و تلویزیون
echo برگشت امواج رادار
wave front جبهه امواج رادیویی
echoes برگشت امواج رادار
echoed برگشت امواج رادار
bleeding باند تداخل امواج
hertzian wave امواج هرتز hertz
tidal wave امواج جذر و مدی
interference zone ناحیه ی تداخل امواج
interference area ناحیه ی تداخل امواج
conical scanning ردیابی امواج به طورمخروطی
high freqyency aerial آنتن امواج بلند
reverberations برگشت دادن امواج
propagation پخش امواج یا اعلامیه
the wares beat the shore خوردن امواج به ساحل
diathermy interference تداخل امواج دیاترمی
radio sextant گیرنده امواج کیهانی
reverberation برگشت دادن امواج
the waves beats or the shore امواج به ساحل می کوبد
conical scanning انتشار مخروطی امواج
attenuation افت قدرت امواج
wave band دسته امواج رادیو
ocean foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
beach foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
inductive interference voltage ولتاژ تداخل امواج القائی
spume کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
oscillator تفکیک کننده امواج اشکارساز
sea foam کف دریا [کف حاصل از برخورد امواج آب]
oscilloscope دستگاه نشان دهنده امواج
oscillograph دستگاه ثبت نوسان امواج
sweep jamming امواج سیار پارازیت رادیویی
awash سرگردان بر روی امواج دریا
surface reverbration امواج برگشتی سطحی رادار
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
radio navigation ناوبری بااستفاده از امواج بی سیم
numbered wave امواج پشت سر هم عملیات اب خاکی
homing mine مین حساس به انعکاس امواج
convergence zone منطقه تقارب امواج سونارزیردریایی
altitude delay افت ارتفاع امواج رادار
beam width عرض ستون امواج رادار
assault waves امواج هجومی نفرات و وسایل
back scattering توزیع معکوس امواج رادیویی
back scattering پخش معکوس امواج رادیویی
emitter منتشر کننده پس دهنده امواج
oscillations تفکیک امواج اشکار سازی
oscillation تفکیک امواج اشکار سازی
coastal refraction انعکاس ساحلی امواج رادیویی
cynometer دستگاه اندازه گیری امواج
wave period زمان تناوب امواج دریا
electrostatics بخشی از علم فیزیک که درباره پدیدههای قوه جاذبه و دافعه بارهای الکتریکی گفتگومینماید
sound box جعبه تبدیل امواج صوتی به صدا
doppler effect اثر برگشت امواج روی فرستنده
balloon reflector بالن منعکس کننده امواج الکترونیکی منعکس کننده امواج الکترونیکی بالن
omnidirectional گیرنده یا فرستنده امواج درجهت مناسب
operating signal چانل موجوددر دستگاه امواج ارسالی
carrier wave موج حامل امواج رادار یا بی سیم
beacon امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
oscilloscope دستگاه نشان دهنده نوسان امواج
carrier frequency فرکانس حامل امواج بی سیم یا رادار
angstrom واحد اندازه گیری طول امواج
emissions تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
repeater jammer دستگاه پخش پارازیت وفرستنده امواج
junk surf امواج نامناسب برای موج سواری
sea return امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
influence mine مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
emission تشعشع امواج پس دادن ساطع کردن
beacons امواج رادیویی برای هدایت هواپیما
scend در اثر حرکت امواج بالا وپایین رفتن
warbles وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
warbling وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
coastal refraction تغییر جهت امواج رادیویی در برخورد به ساحل
high frequency interference تداخل امواج فرکانس بالا سیگنال مزاحم
radar mile زمان لازم برای رسیدن امواج به هدف
active mine مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
reverberation index دستگاه نشان دهنده میزان امواج برگشتی
lotic زیست کننده بر روی امواج سریع السیر
equisignal zone منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
warble وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
warbled وسیله تعیین اختلاف امواج صوتی دریافتی
vor وسیله تعیین جهت ارسال امواج فرستنده دشمن
microphone وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
microphones وسیلهای که امواج صوتی را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل میکند
CB رادیوی موج کوتاه که میتواند این امواج را بگیرد
banged صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
terrain return انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
bangs صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
low frequency امواج رادیویی دارای تناوب اندک دون بسامد
banging صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bang صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
electroencephalograph دستگاه ثبت امواج الکتریکی مغز بوسیله برق
influence sweep پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
hypersonic دارای سرعتی پنج یا شش برابر امواج صوتی در فضا
sonar دستگاه کاشف زیر دریایی بوسیله امواج صوتی
cardinal points effect اثرعمود قرار گرفتن خط امواج رادار به صفحه تصویر زمین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com