Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
financial property
اموال پولی
Other Matches
community property
اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
european monetary agreement
موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
monetarists
طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
cattles
اموال
things
اموال
chattels
اموال
property voucher
سند اموال
things in action
اموال دینی
things in possession
اموال عینی
fungible
اموال مثلی
property book
دفتر اموال
class ii property
اموال طبقه 2
state property
اموال عمومی
stolen goods
اموال مسروقه
separate estate
اموال شخصی زن
property officer
افسر اموال
tangible property
اموال عینی
tangible property
اموال ملموس
capital assets
اموال سرمایهای
post property
اموال پادگان
post property
اموال پادگانی
paraphernalia
اموال شخصی زن
user
انتفاع از اموال
users
انتفاع از اموال
chattel
اموال منقول
real property
اموال غیرمنقول
class i property
اموال طبقه 1
personal property
اموال شخصی
distraint
توقیف اموال
personalty
اموال شخصی
assets
مال و اموال
installation property
اموال قسمت
inventory
صورت اموال
distrain
ضبط اموال
inventory
فهرست اموال سیاهه
appropriation bill
صورت ضبط اموال
real estate broker
دلال اموال غیرمنقول
replaceable thing
اموال یا اشیا مثلی
sequestration
حکم توقیف اموال
property officer
افسر ذیحساب اموال
goods and chattels
اموال و دارائیهای منقول
fixed property
اموال غیر منقول
goods of perishable nature
اموال سریع الفساد
fisc
اموال ضبط شده
jus disponendi
حق واگذار کردن اموال
offences against property
جرائم بر علیه اموال
property of unknown ownership
اموال مجهول المالک
article of roup
اموال مورد حراج
priceable things
اموال یا اشیا قیمتی
contrabanded goods
اموال و اشیا قاچاق
grand larceny
سرقت اموال پرقیمت
conclearer of stolen goods
مخفی کننده اموال مسروقه
foreign
توقیف اموال مدیون غایب
foreign
توقیف اموال مدیون خارجی
jus postliminii
حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
letters of marque
حکم ضبط اموال بیگانگان
accountable property officer's bond
دفتر افسر ذیحساب اموال
safeguarded
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvaging
اموال نجات یافته از خطر
salvages
اموال نجات یافته از خطر
safeguards
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarding
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguard
مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvaged
اموال نجات یافته از خطر
salvage
اموال نجات یافته از خطر
moneyed
پولی
impecuniousity
بی پولی
moneyary
پولی
venal
پولی
pocket
پولی
pecuniary
پولی
mercenaly
پولی
impecuniosity
بی پولی
pockets
پولی
monetary
پولی
proponents
مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponent
مقام مسئول اموال یا اجرای کار
misappropriation of public property
تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
waveson
اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
wear and tear
از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
occupancy
تملک اموال بلا صاحب متصرف
real action
دعوی راجع به اموال غیر منقول
money capital
سرمایه پولی
pay patient
مریض پولی
money matters
امور پولی
monetary system
سیستم پولی
monetary targets
اهداف پولی
money income
درامد پولی
grooved pulley
پولی شیاردار
monetary value
ارزش پولی
money wage
مزد پولی
monetary unit
واحد پولی
money illusion
خطای پولی
money illusion
توهم پولی
monetary sector
بخش پولی
monetary school
مکتب پولی
monetary instruments
ابزارهای پولی
monetary control
نظارت پولی
monetary deflation
محدودیت پولی
monetary convention
اتحاد پولی
monetary deflation
انقباض پولی
monetary inflation
تورم پولی
monetary incentive
مشوق پولی
monetary expansion
توسعه پولی
monetary policy
سیاست پولی
loose pulley
پولی هرزگرد
monetary restriction
محدودیت پولی
monetary assets
دارائیهای پولی
monetary authorities
مقامات پولی
monetary base
مبنای پولی
monetary base
پایه پولی
monetary control
کنترل پولی
monetary reserves
ذخائر پولی
monetary economy
اقتصاد پولی
unit of currency
واحد پولی
polymyxin
پولی میکسین
reconvert
پولی را مجدداتسعیرکردن
real
غیر پولی
polywag
پولی واگ
dealing for money
معاملات پولی
polyethylene
پولی اتیلن
backing
پشتوانه پولی
tight money
کنترل پولی
money order
حواله پولی
financial inventory
ذخایر پولی
financial property
داراییهای پولی
money orders
حواله پولی
pecuniary liability
ضمانت پولی
angary
حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
conscription of wealth
مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
property disposition
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
hotchpot
سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
praemunire
حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
deflation
انقباض پولی رکود
finance
تامین هزینه پولی
financed
تامین هزینه پولی
finances
تامین هزینه پولی
financing
تامین هزینه پولی
strategic concentration by rail
سیستم پولی فلزی
dollar area
منطقه پولی دلار
money well spent
<idiom>
پولی که هدر نرفته
money rate of interest
نرخ بهره پولی
feel the pinch
<idiom>
دچار بی پولی شدن
price
ارزش پولی کالا
prices
ارزش پولی کالا
not for the world
<idiom>
دراعضای هیچ پولی
down and out
<idiom>
هیچ پولی نداشتند
tools of monetary policy
ابزار سیاست پولی
tight money
سیاست پولی انقباضی
rate of money wage
نرخ مزد پولی
impecuniously
از روی بی پولی یا افلاس
european monetary fund
صندوق پولی اروپا
european monetary system
سیستم پولی اروپایی
i owe some money to you
یک پولی به شما بدهکارم
expansionary monetary policy
سیاست پولی انبساطی
i am pushed for money
ازبی پولی درفشار
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
free capital
سرمایه گذار پولی
gold standard
نظام پولی طلا
gold currency system
نظام پولی طلا
poly vinil chloride
کلرور پولی وینیل
nonmonetary sector
بخش غیر پولی
it was a
خوب پولی بود
pure monetary policy
سیاست پولی خالص
bimetallic standard
پایه پولی دو فلزی
bimetallism
نظام پولی دو فلزی
he is pressed for money
از بی پولی در مضیقه است
national money income
درامد ملی پولی
contractionary monetary policy
سیاست پولی انقباضی
restrictive monetary policy
سیاست پولی انقباضی
nonmonetarists
اقتصاددانان غیر پولی
nonmonetary assets
دارائیهای غیر پولی
nonmonetary income
درامد غیر پولی
pecuniary externalities
پی امدهای خارجی پولی
garnishment
اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
ransom
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receiver
خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
receivers
خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
ransoms
وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
polyester
الیاف یاپارچه پولی استر
Money entrusted to my care .
پولی که با مانت نزد من سپرده شد
easy money
پولی که براحتی بدست اید
poundage
مقدار پولی برحسب لیره
i have no money about me
با خود هیچ پولی ندارم
international monetary reserves
ذخائر پولی بین المللی
ring up
<idiom>
اضافه کردن آمار پولی
strapped for cash
<idiom>
هیچ پولی دربساط نداشتن
Monetary systems.
سیستم های پولی ( مالی )
elegit
حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
eminent domain
قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
pounded
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounding
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds
محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
monetrarist keynesian debate
بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
the proceeds of the sale
پولی که از محل فروش بدست می اید
apportionment
تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
army deposit fund
سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
burn a hole in one's pocket
<idiom>
پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
e p u
591 منحل و "e-m-a" یاموافقتنامه پولی اروپاجایگزین ان شد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com