Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
English
Persian
personnel training
اموزش کارکنان
Other Matches
armory training
اموزش جنگ افزارداری اموزش اسلحه سازی
reconditioning training
اموزش تجدید مهارت اموزش توجیهی
advanced unit training
اموزش تکمیلی واحد اموزش تکمیلی یکان
basic unit training
اموزش مقدماتی یکان اموزش مقدماتی واحد
personnel
کارکنان
staff
کارکنان
staffed
کارکنان
staffs
کارکنان
employees
کارکنان
furnace crew
کارکنان کوره
crews
کارکنان کشتی
crews
کارکنان هواپیماوامثال ان
hotel staff
کارکنان هتل
crewing
کارکنان هواپیماوامثال ان
crewed
کارکنان کشتی
crewed
کارکنان هواپیماوامثال ان
crew
کارکنان کشتی
crewing
کارکنان کشتی
staffs
کارمندان کارکنان
crew
کارکنان هواپیماوامثال ان
staff
کارمندان کارکنان
staffed
کارمندان کارکنان
staffed
1- ستاد 2- کارکنان
staffs
1- ستاد 2- کارکنان
private employees
کارکنان خصوصی
ground crew
کارکنان هواپیما
employees empowerment
توانمندسازی کارکنان
staff
1- ستاد 2- کارکنان
computer assisted instruction
اموزش به کمک کامپیوتر اموزش کامپیوتری دستورالعمل به کمک کامپیوتر
establishment
موسسه دسته کارکنان
establishments
موسسه دسته کارکنان
labour policy
سیاست استخدام کارکنان
paraprofessional staff
کارکنان غیر تخصصی
coxswain
پیشکار کارکنان کشتی
editorial board
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
personnel
کارکنان یاخدمه وسایل جنگی
slop chest
صندوق ملبوس وملزومات کارکنان کشتی
The regulations prescribe that all employees must undergo a medical examination.
آیین نامه تجویز می کند که همه کارکنان باید آزمایش پزشکی بدهند.
tutorial
اموزش
education
اموزش
instruction
اموزش
instructions
اموزش
training
اموزش
tutorials
اموزش
lore
اموزش
learning curve
منحنی اموزش
moral education
اموزش اخلاقی
bowel training
اموزش دفع
trains
اموزش دادن
teaching machine
ماشین اموزش
programmed instruction
اموزش برنامهای
program of instruction
برنامه اموزش
professional education
اموزش تخصصی
train
اموزش دادن
basic training
اموزش مقدماتی
trained
اموزش دادن
military training
اموزش نظامی
mass education
اموزش جمعی
coeducation
اموزش مختلط
formal education
اموزش رسمی
hypnopedia
اموزش با هیپنوتیسم
elementary education
اموزش ابتدایی
education center
مرکز اموزش
individualized instruction
اموزش انفرادی
educable
اموزش پذیر
educability
اموزش پذیری
informal education
اموزش غیررسمی
integrated training
اموزش توام
job training
اموزش شغلی
concurrent training
اموزش همزمان
computerized instruction
اموزش کامپیوتری
life long education
اموزش مداوم
compulsory education
اموزش اجباری
mass education
اموزش همگانی
general education
اموزش عمومی
annual training
اموزش سالیانه
secondary education
اموزش متوسطه
curriculums
اموزش برنامه
curriculum
اموزش برنامه
unit training
اموزش یکانی
technical education
اموزش فنی
technical teaching
اموزش فنی
transfer of training
انتقال اموزش
training program
برنامه اموزش
primary education
اموزش ابتدایی
training
اموزش دادن
training cycle
مرحله اموزش
training circular
نشریه اموزش
sex education
اموزش جنسی
unit training
اموزش یکان
tutoring
اموزش تک شاگردی
reeducation
باز اموزش
religious instruction
اموزش دینی
remedial instruction
اموزش ترمیمی
reward training
اموزش با پاداش
school center
مرکز اموزش
higher education
اموزش عالی
voluntary training
اموزش داوطلبانه
vocational education
اموزش حرفهای
training center
مرکز اموزش
education
اموزش و پرورش
in serving training
اموزش ضمن خدمت
graduate education
اموزش بعد از لیسانس
project method
روش اموزش طرحی
pedagogical teaching
اموزش مطابق فن تعلیم
pedagogical
وابسته بعلم اموزش
on the job training
اموزش ضمن کار
nonformal education
اموزش غیر رسمی
special education
اموزش و پرورش استثنایی
reserve center
مرکز اموزش احتیاط
code training set
دستگاه اموزش مرس
schools
مرکز اموزش نظامی
pedagogically
مطابق علم اموزش
comparative education
اموزش و پرورش تطبیقی
audio visual
اموزش سمعی وبصری
audio-visual
اموزش سمعی وبصری
refresher course
دوره اموزش یک ماهه
refresher courses
دوره اموزش یک ماهه
combat development
پیشرفت اموزش رزمی
pamphlets
نشریه اموزش و فنی
coeducation
اموزش وپرورش مختلط
cbt
اموزش بر پایه کامپیوتر
active duty for training
اموزش زیر پرچم
educational
مربوط به اموزش و پرورش
basic combat training
اموزش رزم مقدماتی
educationalist
کارشناس اموزش و پرورش
educationalists
کارشناس اموزش و پرورش
army training program
برنامه اموزش نظامی
educationists
متخصص اموزش و پرورش
formal discipline
اموزش صورت گرا
pedagogic
وابسته به اموزش وپرورش
educationists
کارشناس اموزش و پرورش
school
مرکز اموزش نظامی
pamphlet
نشریه اموزش و فنی
educationist
کارشناس اموزش و پرورش
educationist
متخصص اموزش و پرورش
advanced individual training
اموزش تکمیلی انفرادی
discovery teaching method
روش اموزش اکتشافی
assault course
میدان اموزش عملیات هجومی
army training program
برنامه اموزش نیروی زمینی
upbringing
روش اموزش و پرورش بچه
courses
مسیر مسابقه دوره اموزش
pedagogy
فن اموزش وپرورش کودک للگی
beatification
اموزش عمل تبرک کردن
assault courses
میدان اموزش عملیات هجومی
toilet training
اموزش اداب توالت رفتن
computer augmented learning
بسط اموزش به کمک کامپیوتر
disciplinary training center
مرکز اموزش زندانیان نظامی
coursed
مسیر مسابقه دوره اموزش
course
مسیر مسابقه دوره اموزش
branch material curriculum
برنامه اموزش مراکزاموزش رستهای
manual training
دوره اموزش هنرهای دستی
sales force
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
educable mentally retarded
عقب مانده ذهنی اموزش پذیر
international council
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
cai
Instruction ComputerAssisted اموزش به کمک کامپیوتر
world conference of computer in educatio
کنفرانس بین المللی اموزش کامپیوتر
instruction
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
instructions
راهنمایی دستورالعمل دادن تعلیم اموزش نظامی
rehabilitation training center
مرکز اموزش بازاموزی زندانیان جنگی دشمن
army training and evaluation program
برنامه اموزش و ارزیابی یکانهای نیروی زمینی
planit
زبان برنامه نویسی برای اموزش محاورهای
catechetics
فن اموزش اصول دین بوسیله پرسش مسئله گویی
in house training
برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
authors
CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
hands-on
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
probation
کاراموزی به سر بردن محکومین جوان در مراکز اموزش مخصوص کانون اصلاح و تربیت
hands on
تعیین یک فعالیت یا اموزش که باعملکرد واقعی قطعهای ازسخت افزار درگیر است
technical escort
پرسنل فنی متخصصی که همراه یک وسیله برای نصب یا اموزش یا کار انداختن ان حرکت می کنند
farmgate type operations
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
general grant
کمک دولت مرکزی به مقامات محلی به عنوان مثال کمک به اموزش و پرورش استان
reeducate
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
unbundled
اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
trainers
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
glm
روش اموزش اسکی به بزرگسالان با اسکی کوتاه
grenade court
میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
combat developer
وسیله اموزش دهنده رزمی مربی رزمی
trainer
وسیله اموزش دهنده وسیله کمک اموزشی
attack teacher
وسیله اموزش عملیات ضدزیردریایی وانمودساز تک ضدزیردریایی
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
instruct
دستور دادن اموزش دادن
instructed
دستور دادن اموزش دادن
instructing
دستور دادن اموزش دادن
instructs
دستور دادن اموزش دادن
commander's manual
ائین نامه راهنمای فرماندهان راهنمای فرماندهان در امر اموزش
education
پرورش اموزش و پرورش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com