Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
logjam
انباشتگی تنهی درختان بریده شده در رودخانه
Other Matches
smatterer
کسیکه بریده بریده حرف میزند
afflux
خیزاب بالاامدن سطح اب رودخانه بوسیله کاهش عرض رودخانه
staccato
بطور بریده بریده اداکردن
gasps
بریده بریده نفس کشیدن
gasp
بریده بریده نفس کشیدن
gasped
بریده بریده نفس کشیدن
gasping
بریده بریده نفس کشیدن
affluent
رودخانه ای که به داخل رودخانه بزرگتر یا دریاچه بریزد.
up the river
سوی سر چشمه رودخانه بطرف بالای رودخانه
liman
خلیج مصب رودخانه مدخل رودخانه
broken sleep
خواب بریده بریده
slash
بریده بریده کردن
giggled
با نفس بریده بریده
giggles
با نفس بریده بریده
giggle
با نفس بریده بریده
slashes
بریده بریده کردن
slashed
بریده بریده کردن
giggling
با نفس بریده بریده
agglomeration
انباشتگی
flocculence
انباشتگی
reposition
انباشتگی
repletion
انباشتگی
packing
انباشتگی
cumulation
انباشتگی
repk lection
انباشتگی
tap density
چگالی انباشتگی
logjam
انباشتگی کار
accumulation
ذخیره انباشتگی
amplitude
انباشتگی سیری
accumulations
ذخیره انباشتگی
eutrophication
انباشتگی خوراکه اب
cumulation
جمع اوری انباشتگی
pile-up
انباشتگی کارهای عقب افتاده
pile-ups
انباشتگی کارهای عقب افتاده
silva
درختان جنگلی
shaw
ردیف درختان
vinedresser
باغبان درختان مو
foliage
برگ درختان
canker
یکجورافت درختان میوه
cankers
یکجورافت درختان میوه
bast
پوست لیفی درختان
metasequoia
انواع درختان برگریزکاج
evergreen trees
درختان همیشه سبز
whitewood
درختان چوب سفید
sylva
درختان جنگلی یک ناحیه
deforestation
قطع درختان جنگلی
pomona
الهه درختان میوه
roble
انواع درختان کاج
The trees give a pleasant shade .
درختان سایه قشنگه می اندازد
acorns
میوهء تیرهء درختان بلوط
acorn
میوهء تیرهء درختان بلوط
topiary
مربوط بارایش وتزئین درختان
gutta percha
هیدرو کربن صمغ گیاهی درختان مختلف
defoliants
مواد از بین برنده برگ وسبزینه درختان
pine barren
زمین شن زارکه درختان کاج وصنوبردران میرویند
woodlot
منطقه ممنوعه در جنگل برای رشد درختان
wind shake
تکان سخت درختان جنگل در اثر طوفان
paulownia
جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
egger
یکجورپروانه که نوزادش برگ درختان رازیان میرساند
interplant
کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
line out
قلمه درختان رادراوردن وبصورت خط منظمی کاشتن
defoliating agent
عامل از بین برنده برگ وسبزینه درختان
undergrowth
بوته ها و درختان کوچکی که زیر گیاه بزرگتری میروید
girdler
حشرهای که پوست درختان رابطور کمربندی سوراخ میکند0
a corduroy road
جاده باتلاقی
[که کنده های درختان را بصورت اریب در آن می چینند.]
tree surgeon
ویژه گر برش و قطع بخشهای بیماری زده یا پوسیده درختان
defoliant
گرد یا مایعی که روی درختان میریزند که درخت برگ ریزان کند
cut
بریده
by snathces
بریده بریده
brokenly
بریده بریده
edge notched
لب بریده
interrupted line
خط بریده بریده
cuts
بریده
lobed
بریده بریده
dendrochronology
دوران شناسی و مطالعه قدمت محیط از روی حلقههای متشکله در چوب درختان
flame tree
درختان وبوته هاییکه دارای گلهای درخشان اتشی یا زرد رنگ هستند
lumbers
تیر بریده
chop
پاس بریده
bonnyclabber
شیر بریده
cluttering
بریده گویی
lumbered
تیر بریده
chop
ضربه بریده
chopped
ضربه بریده
lumber
تیر بریده
chopped
پاس بریده
gasp
نفس بریده
gasps
نفس بریده
lumbering
تیر بریده
gasped
نفس بریده
gasping
نفس بریده
premorse
بریده شده
crop eared
گوش بریده
intrenchant
بریده نشدنیentrench
to pant for breath
بریده دم زدن
dimension stone
سنگ بریده
ellipsis
بریده گویی
sectile
بریده شدنی
uncut
بریده نشده
exploded view
منظره بریده
sawn joint
درز بریده
dissevere
جداشدن بریده شدن
mutilated
اندام بریده مغلوط
to fall off
سواشدن بریده شدن
parings
ناخن بریده شده
paring
ناخن بریده شده
cut back bitumens
قیرهای محلول پس بریده
brokenly
بطور شکسته یا بریده
shoot set
پاس تیز یا بریده
to go off
[ British E]
بریده شدن
[آشپزی و غذا]
skives
قسمت بریده چرم نواره
skived
قسمت بریده چرم نواره
skive
قسمت بریده چرم نواره
to turn
بریده شدن
[آشپزی و غذا]
julienne
ابگوشت سبزیجات بریده شده
skiving
قسمت بریده چرم نواره
to turn sour
بریده شدن
[آشپزی و غذا]
exploded view
منظره شکافته شده مدل بریده
scraps
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
to slit hide into thongs
پوستی را بریده تسمههای باریک ازان دراوردن
scrapped
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrapping
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
scrap
عکس یا قسمتی از کتاب یا روزنامه که بریده شده
rivers
رودخانه
glaciers
رودخانه یخ
river clay
گل رودخانه
glacier
رودخانه یخ
rever
رودخانه
river line
خط رودخانه
river
رودخانه
river gravel
شن رودخانه
The milk
[the wine]
has already turned
[gone off]
.
شیر
[شراب]
پیش از این بریده شده است.
scrap book
مجموعه عکس هاوقطعاتی که از کتابهای دیگر بریده باشند
cut brackets
[تکه ای از تخته ی بریده شده با تیر یک طرف گیردار]
dimension stone
سنگ ساختمانی که به ابعاد معین بریده شده است
quercetin
ماده رنگی کریسیتین
[این رنگینه زرد از پوست درختان و بعضی سبزیجات استخراج می شود ولی طول عمر زیادی ندارد.]
lethe
اب رودخانه بزرخ
fork of ... river
شاخه رودخانه ...
river trip
گردش رودخانه ای
river trip
مسافرت رودخانه ای
headwater
بالادست رودخانه
head stream
سرچشمه رودخانه
stream
رودخانه ابراهه
water system
رودخانه و شعبات ان
the river karoon
رودخانه کارون
the karoon river
رودخانه کارون
river line
خط ساحل رودخانه
potamology
مبحث رودخانه ها
river mouth
دهانه رودخانه
ostiary
دهانه رودخانه
river profile
نیمرخ رودخانه
riverbed
بستر رودخانه
levee
کناره رودخانه
riverine
سواحل رودخانه
riverward
بطرف رودخانه
stethe
ساحل رودخانه
along the river
درامتداد رودخانه
riparian
ساحل رودخانه زی
euphrates
رودخانه فرات
upstream
بالای رودخانه
strands
لایه رودخانه
bottom ice
یخ کف دریاچه یا رودخانه
conferva
علف رودخانه
river bed
بستر رودخانه
river beds
بستر رودخانه
river bank
ساحل رودخانه
river banks
ساحل رودخانه
alpheus
رب النوع رودخانه
an open river
رودخانه باز
streamed
رودخانه ابراهه
strand
لایه رودخانه
by water
از راه رودخانه
bight
پیچ رودخانه
streams
رودخانه ابراهه
low water
فروکش اب رودخانه
cutting angle
زوایای بین سطوح قطعه کارکه باید بریده شود
to halve two timbers
دوتیر رادرهم جا انداختن بدانگونه که نیمی ازکلفتی هریک بریده شو
tump
توده درختان واقع بر روی تپه توده
riparian
وابسته بکنار رودخانه
river bed level
تراز بستر رودخانه
chute
شیب تند رودخانه
river basin
ابگیر یا حوضه رودخانه
riparian
حریم رودخانه و ان چه که در ان باشد
bayou
شاخه فرعی رودخانه
basin area
حوزه ابریز رودخانه
bank effect
اثر کناره رودخانه
riverain
ساکن ساحل رودخانه
upstream
بالادست جریان رودخانه
upstream
مخالف جریان رودخانه
span
پل زدن روی رودخانه
spanned
پل زدن روی رودخانه
spanning
پل زدن روی رودخانه
spans
پل زدن روی رودخانه
white water
ابشارهای کوتاه رودخانه
styx
رودخانه عالم اسفل
chutes
شیب تند رودخانه
sluggish stream
رودخانه با جریان کند
ferryboats
قایق عبور از رودخانه
ferryboat
قایق عبور از رودخانه
basin
حوزه رودخانه ابگیر
basins
حوزه رودخانه ابگیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com