English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
English Persian
dissolution of a company انحلال شرکت
winding up of a company انحلال شرکت
winding up انحلال شرکت
Other Matches
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
dissolving انحلال
dissolution انحلال
break up انحلال
disorganization انحلال
solutions انحلال
solution انحلال
liquidation انحلال
verthrow انحلال
disbandment انحلال
insoluble انحلال ناپذیر
solubility قابلیت انحلال
dissolution of marriage انحلال ازدواج
solubility انحلال پذیری
soluble انحلال پذیر
decomposability انحلال پذیری
dissolubility قابلیت انحلال
total heat of solution گرمای کل انحلال
endothermic solution انحلال گرماگیر
disembodiment تجرید انحلال
break up price بهای انحلال
heat of solution گرمای انحلال
integral heat of solution گرمای کل انحلال
exothermic solution انحلال گرماده
insol انحلال ناپذیر
rate of dissolution سرعت انحلال
dissolibility انحلال نپذیری
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
molar heat of solution گرمای مولی انحلال
acid soluble انحلال پذیر در اسید
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال
differential heat of solution گرمای انحلال تفاضلی
disband انحلال رسمی یکانها
disbanding انحلال رسمی یکانها
disbands انحلال رسمی یکانها
solubility product constant ثابت حاصلضرب انحلال پذیری
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
body corporate شرکت شرکت سهامی
business group شرکت سهامی [شرکت]
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
partnerships شرکت
participation شرکت
houses شرکت
enterprises شرکت
concerns شرکت
associations شرکت
enterprise شرکت
association شرکت
businesses شرکت
business شرکت
corporations شرکت
corporation شرکت
concern شرکت
contribution شرکت
firmest شرکت
firms شرکت
hand شرکت
house شرکت
firmer شرکت
EIS ول شرکت
contributions شرکت
incorporation شرکت
housed شرکت
firm شرکت
consociation شرکت
partnership شرکت
companies شرکت
handing شرکت
fellowsh شرکت
company شرکت
cahoot شرکت
company secretary منشی شرکت
participable شرکت کردنی
subsidiary شرکت تابعه
subsidiaries شرکت تابعه
societies شرکت کمیته
private corporation شرکت خصوصی
society شرکت کمیته
proprietary company شرکت خصوصی
company seal مهر شرکت
private company شرکت خصوصی
participative شرکت کننده
participable شرکت بردار
proportional liability partnership شرکت نسبی
company union اتحادیه شرکت
compulsory partnership شرکت قهری
corporativism شرکت گرایی
stock company شرکت سهامی
partook شرکت کردن
contributing شرکت کردن
subsidiary company شرکت فرعی
contributes شرکت کردن
contributed شرکت کردن
contribute شرکت کردن
stand-ins شرکت کردن
stand-in شرکت کردن
corporately بصورت شرکت
principal شرکت اصلی
principals شرکت اصلی
joint-stock companies شرکت سهامی
cooperative شرکت تعاونی
shipping agent شرکت حمل
shipping company شرکت کشتیرانی
sit out شرکت نداشتن در
cooperative company شرکت تعاونی
mutual company شرکت تعاونی
cooperative society شرکت تعاونی
corporate appraisal ارزیابی شرکت
datapro یک شرکت تحقیقاتی
stand in شرکت کردن
go into شرکت کردن در
employer's liability insurance company شرکت بیمه
associated company شرکت وابسته
invalidation of company بطلان شرکت
artieles of association شرکت ناور
electric company شرکت برق
articles of assosiation اساسنامه شرکت
article of association اساسنامه شرکت
article of a company اساسنامه شرکت
inveluntary partnership شرکت قهری
joint stock شرکت سهامی
associative شرکت پذیر
civil partnership شرکت مدنی
champerty شرکت در دعوا
branch of a company شعبه شرکت
holding company شرکت مرکزی
holding company شرکت مالک
house flag پرچم شرکت
general partnership شرکت تضامنی
insurance company شرکت بیمه
certificate of incorporation شرکت نامه
associativity شرکت پذیری
intel corporation شرکت اینتل
joint stock company شرکت سهامی
aiding and abetting شرکت در جرم
parcenary شرکت در ارث
parcenary شرکت مشاع
corporatism شرکت گرایی
parent company شرکت مادر
parent company شرکت اصلی
joint-stock company شرکت سهامی
company law قوانین شرکت
company network شبکه شرکت
private enterprise شرکت خصوصی
dissolution of partner ship فسخ شرکت
doctor to the company پزشک شرکت
commercial firm شرکت تجارتی
affiliated company شرکت وابسته
memorandom of association اساسنامه شرکت
memorandum of association اساسنامه شرکت
acting company شرکت عامل
microsoft corporation شرکت مایکروسافت
ncr corporation شرکت NCR
pall bearer شرکت میکند
participating شرکت کننده
economic unit خانوار شرکت
commercial company شرکت تجاری
partake شرکت کردن
unity وحدت شرکت
corporations شرکت سهامی
corporation شرکت سهامی
share [in] شرکت [سهم] [در]
assists شرکت جستن
assisting شرکت جستن
assisted شرکت جستن
assist شرکت جستن
equities حق صاحبان شرکت
equity حق صاحبان شرکت
entrepreneurs موسس شرکت
entrepreneur موسس شرکت
founders موسس شرکت
foundering موسس شرکت
foundered موسس شرکت
founder موسس شرکت
businesses شرکت تجاری
business شرکت تجاری
entry شرکت کننده
a stand-alone company یک شرکت مستقل
partnerships شرکت تضامنی
managers یس بخش در شرکت
manager یس بخش در شرکت
accession شرکت در مالکیت
partnership شرکت تضامنی
liquidation تصفیه شرکت
to take part [in] شرکت داشتن [در]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com