Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
that bridge has openings
ان پل سه چشمه یا دهانه دارد
Other Matches
the span of a bridge
چشمه یا دهانه پل
The town is famous for its hot springs .
این شهر بدلیل چشمه های آبگرمش شهرت دارد
point of fall
نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
muzzle energy
انرژی جنبشی پرتابه درلحظه خروج از دهانه که نسبت به دهانه اندازه گیری میشود
bays
دهانه خلیج دهانه گشاد
bay
دهانه خلیج دهانه گشاد
bayed
دهانه خلیج دهانه گشاد
baying
دهانه خلیج دهانه گشاد
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
tompion
دهانه بند لوله توپ دهانه بند
flash defilade
پنهان کردن برق دهانه توپ استتار برق دهانه توپ
springs
چشمه
span
چشمه
springs
چشمه اب
spring
چشمه
spring
چشمه اب
spanning
چشمه
spanned
چشمه
meshes
چشمه
mesh
چشمه
meshing
چشمه
opening
چشمه
source
چشمه
openings
چشمه
triforium
سه چشمه
spans
چشمه
well head
سر چشمه
wellspring
سر چشمه
springhead
چشمه
lock
سدبالابر چشمه پل
hot spring
چشمه آبگرم
blinding
پر کردن چشمه ها
blindingly
پر کردن چشمه ها
fountains
مخزن چشمه
springlet
چشمه کوچک
wells
چشمه جوهردان
three panes window
پنجره سه چشمه
locks
سدبالابر چشمه پل
deer lick
چشمه شور
wellhead
منبع چشمه
thermal spring
چشمه اب گرم
thermae
چشمه اب گرم
fountain
مخزن چشمه
spa
چشمه معدنی
radio source
چشمه اخترواره
quasistellar source
چشمه اخترواره
lymph
چشمه یا جوی اب
geyser
چشمه اب گرم
geyser
چشمه ابگرم
laguna
چشمه اب گرم
well
چشمه جوهردان
geysers
چشمه ابگرم
mineral spring
چشمه معدنی
hawse pipe
چشمه لنگر
hot spring
چشمه اب گرم
geysers
چشمه اب گرم
spas
چشمه معدنی
pegomancy
تفال با چشمه ها
watering place
محل چشمه اب معدنی
archeological site
چشمه
[باستان شناسی]
provenance
چشمه
[باستان شناسی]
site of the find
چشمه
[باستان شناسی]
The water is turbid from its source .
<proverb>
آب از سر چشمه گل آلود است .
the fountain of life
چشمه حیوان یازندگی
quasistellar source
چشمه شبه اختری
radio source
چشمه شبه اختری
eruption of a geyser
فوران چشمه اب گرم
geysers
چشمه معدنی که اب گرم از ان فوران میکند
geyser
چشمه معدنی که اب گرم از ان فوران میکند
geysers
چشمه جوشان اب گرم و معدنی اتشفشان
geyser
چشمه جوشان اب گرم و معدنی اتشفشان
sinter
مواد متحجر شده دردهانه چشمه اب گرم
eyeleteer
الت برای چشمه دراوردن ازبرودری ومانندان
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
pierian spring
الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
bays
دهانه
nozzle
دهانه
openings
دهانه
bayed
دهانه
opening
دهانه
nozzles
دهانه
nose
دهانه
noses
دهانه
mouthpieces
دهانه
baying
دهانه
mouthpiece
دهانه
yoke
دهانه
bay
دهانه
spouted
دهانه
spouts
دهانه
inlets
دهانه
inlet
دهانه
muzzling
دهانه
span
دهانه
spanned
دهانه
muzzles
دهانه
muzzle
دهانه
spanning
دهانه
spans
دهانه
muzzled
دهانه
spouting
دهانه
spout
دهانه
orifice
دهانه
mouths
دهانه
mouthing
دهانه
mouthed
دهانه
mouth
دهانه
estuary
دهانه
estuaries
دهانه
port
دهانه
drift loading
دهانه
orifice of the stomack
دهانه
outfall
دهانه
jet
دهانه
orifices
دهانه
jets
دهانه
branching bay
دهانه
drowned river mouth
دهانه
jetted
دهانه
jetting
دهانه
firth
دهانه
embouchure
دهانه
throats
دهانه
mouthless
بی دهانه
head
دهانه
triforium
سه دهانه
waterway
دهانه
waterways
دهانه
throat
دهانه
muzzles
دهانه توپ
mouth of the furnace
دهانه کوره
bottlenecks
دهانه بطری
turnouts
دهانه ابگیر
muzzles
دهانه لوله
spanning
دهانه نظری
aperture
دهانه یا سوراخ
muzzled
دهانه توپ
muzzle
دهانه توپ
muzzled
دهانه لوله
muzzle
دهانه لوله
shutters
دهانه بند
shutter
دهانه بند
crater
دهانه اتشفشانی
drop manhole
دهانه ریزش
spans
دهانه نظری
effective span
دهانه موثر
safety gap
دهانه حفافت
spanned
دهانه نظری
ostium
مدخل دهانه
ostiary
دهانه رودخانه
craters
دهانه اتشفشانی
interior span
دهانه داخلی
interrupter gap
دهانه پلاتین
joint opening
دهانه یک درز
muzzle velocity
سرعت دهانه
muzzle brake
دافع دهانه
outfall
دهانه خروجی
outward opening
دهانه خارجی
outlets
دهانه ابگیر
apertures
دهانه یا سوراخ
span
دهانه نظری
outlet
دهانه ابگیر
multi span bridge
پل چند دهانه
beaks
دهانه لوله
point bland
از دهانه لوله
goal mouth
دهانه دروازه
bottleneck
دهانه بطری
intake
دهانه ابگیر
beak
دهانه لوله
bay
دهانه انتن
orifice
دهانه تنگ
surface water gully
دهانه پاکین
bayed
دهانه انتن
adjacent span
دهانه متصل
carburetor jet
دهانه کاربراتور
arch span
دهانه طاق
central angle of arch
دهانه کمان
orifices
دهانه تنگ
surface water gully
دهانه گندابرو
scupper
دهانه فاضلاب رو
turnout
دهانه ابگیر
theoretical span
دهانه نظری
inset
دهانه وصله
adjacent span
دهانه متصل
insets
دهانه وصله
scuppers
دهانه فاضلاب رو
scuppering
دهانه فاضلاب رو
scuppered
دهانه فاضلاب رو
intakes
دهانه ابگیر
included angle of arch
دهانه کمان
spark gap
دهانه جرقه
clear span
دهانه موثر
baying
دهانه انتن
bays
دهانه انتن
three necked flask
بالن سه دهانه
tuyere
دهانه لوله
muzzling
دهانه توپ
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com