Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 156 (8 milliseconds)
English
Persian
cold pressed forging
اهنگری فشاری سرد
Search result with all words
cold swaging machine
دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
Other Matches
compound compression
فشار مرکب حالت فشاری که دران لنگرپیچشی صفربوده وتمام تنشهای عمودی فشاری میباشند
drop froge
اهنگری کردن حدیدهای اهنگری حدیدهای
smithery
اهنگری
forging
اهنگری
smithy
اهنگری
smithies
اهنگری
smith's shop
اهنگری
smithcraft
اهنگری
forgeability
قابلیت اهنگری
forging grade steel
فولاد اهنگری
blanker
حدیده اهنگری
furnace forge
اهنگری کورهای
forging burst
اهنگری انفجاری
forgeable
قابل اهنگری
forging crack
اهنگری شکافی
black smith, hand hammer
چکش اهنگری
black smiths, sledge hammer
پتک اهنگری
buldozer
ماشین اهنگری
buldozer
کوره اهنگری
forges
اهنگری کردن
forges
کوره اهنگری
crucible
بوته اهنگری
crucibles
بوته اهنگری
sledge
چکش اهنگری
swage
سنبه اهنگری
smith's shop
کارگاه اهنگری
tuyere
دهانه دم اهنگری
stithy
دکان اهنگری
forge
اهنگری کردن
sledges
چکش اهنگری
smith
اهنگری کردن
drop forging
اهنگری سقوطی
vise
گیره اهنگری
forge pig iron
اهن خام اهنگری
drop hammer
پتک خودکار اهنگری
drop forging press
پرس اهنگری حدیدهای
hot working brass
برنج قابل اهنگری
hollow forge
اهنگری کردن مجوف
drop hammer die
حدیده اهنگری گرم
forged steel
فولاد اهنگری شده
black smiths, top swage
قالب و سنبه اهنگری
hot forge
اهنگری کردن گرم
open die forging
اهنگری حدیده ازاد
smithy
فلز فروشی اهنگری
hot forging die
حدیده اهنگری گرم
smithies
فلز فروشی اهنگری
anvil block
سندان مخصوص اهنگری
drop press
پتک خودکار اهنگری
swage
قالب یا پرس اهنگری
forges
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
forge
ساختن کوره یا کارگاه اهنگری
cold swage
اهنگری کردن در حالت سرد
forging
قطعه اهنگری کوره کاری
three square
سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
komi
فشاری
compressive
فشاری
duplex pressure proportioner
مخلوط کن دو فشاری
filter press
صافی فشاری
filterpress
پالونه فشاری
force feed oiler
روغندان فشاری
hard board
تخته فشاری
force pump
تلمبه فشاری
head pressure
ارتفاع فشاری
thrust bolt
پیچ فشاری
push button switch
تکمه فشاری
push shot
ضربه فشاری
snap fastener
دکمه فشاری
pressure welding
جوشکاری فشاری
pressure welding
جوش فشاری
pressure sweeping
روبیدن فشاری
pressure fraction
کسر فشاری
pressure device
ماسوره فشاری
pressure butt welding
جوشکاری لب به لب فشاری
pression pipe
لوله فشاری
pressboard
تخته فشاری
push key
تکمه فشاری
press key
تکمه فشاری
compression strength
استحکام فشاری
push button
دکمه فشاری
compression strength
تاب فشاری
compression strength
توان فشاری
compression strength
مقاومت فشاری
compression spring
فنر فشاری
push button
کلید فشاری
thumb
دگمه فشاری
thumbed
دگمه فشاری
thumbing
دگمه فشاری
thumbs
دگمه فشاری
achi komi
دفاع فشاری
compression molding
قالبگیری فشاری
compression flange
سپر فشاری
compression flange
عضو فشاری
compression stress
تنش فشاری
pushed
ضربه فشاری
compressive yield point
حدجهمندگی فشاری
die cast
ریختن فشاری
data compaction
داده فشاری
pushes
ضربه فشاری
push
ضربه فشاری
compressive stress
خستگی فشاری
compressive stress
تنش فشاری
head
ارتفاع فشاری
compressive load application
بار فشاری
compression wave
موج فشاری
constrictor knot
گره فشاری
press cutting
برش دهنده فشاری
standard size whole brick
اجر فشاری معمولی
pressure device
عامل فشاری مین
barometric altimeter
ارتفاع سنج فشاری
pressure lubrication
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure weld
جوش دادن فشاری
thrust hardness
درجه سختی فشاری
resistance pressure welding
جوشکاری فشاری مقاومتی
brass pressure casting
برنج ریختگی فشاری
centralized oil shot system
روغنکاری متمرکز فشاری
cold pressure welding
جوشکاری فشاری سرد
firing pressure device
ماسوره فشاری مین
compression test specimen
نمونه ازمون فشاری
fumikumi
لگد فشاری به پایین
compressive yield point
نقطه لهیدگی فشاری
compression specimen
نمونه ازمایش فشاری
mae west
جلیقه نجات فشاری
net push
ضربه فشاری از لب تور
compression riveter
دستگاه پرچ فشاری
press casting
ریخته گری فشاری
compression molding
ریخته گری فشاری
pressure weldable
قابل جوشکاری فشاری
drag in
<idiom>
پا فشاری روی موضوع دیگری
pressure die casting
ریخته گری حدیدهای فشاری
tobi komi
ضربه فشاری پا در حال پرش
superincumbent
دارای فشار زیاد فشاری
pressure casting
قطعه ریخته گری فشاری
thermit pressure welding
روش جوشکاری فشاری حرارتی
pitometer log
سرعت سنج فشاری پیتومتری
thermit pressure welding
روش جوشکاری فشاری الومینوترمیتی
press cast process
فرایند ریخته گری فشاری
molten metal pressure welding
روش جوشکاری ذوبی-فشاری
alumino thermit pressure welding
جوشکاری فشاری الومینو-ترمیتی
pieze
واحد فشاری در سیستم غیرمتریک
pressure die casting machine
دستگاه ریخته گری حدیدهای فشاری
bend
خمش فشاری انحنای لوله زانویی
pressure die casting process
فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
rolling press
الت فشاری برای دراوردن نمونههای چاپی
banging
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bang
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
banged
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
bangs
صدای ناشی از عبور ناپیوسته امواج فشاری در اتمسفر
drill press
متهای که با فشار دست یاماشین چیزی را حفر میکند مته فشاری
brace
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
braced
گره فشاری که اجزاء دیگر ساختمان را نگهداری یابار انها را تحمل میکنند
constant temperature pressure
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
dial up
استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
pascal's law
هرگاه فشاری بریک نقطه از مایع وارد شود ان فشار عینا" به تمام نقاط مایع منتقل میشود
compressive strength
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com