English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (20 milliseconds)
English Persian
descant اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
descants اواز زیر خواندن ازادانه انتقاد کردن
Other Matches
cantillate با اواز خواندن
chitter اواز خواندن
sing تصنیف اواز خواندن
sings تصنیف اواز خواندن
sound off ازادانه بیان کردن
to run riot ازادانه ودیوانه وارحرکت کردن
lilts اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
lilt اهنگ خوش نوا وموزون خواندن شعرنشاط انگیز خواندن باسبکروحی حرکت کردن
in a family way ازادانه
large n ازادانه
independently ازادانه
croons زمزمه کردن اواز
croon زمزمه کردن اواز
crooning زمزمه کردن اواز
crooned زمزمه کردن اواز
criticizing انتقاد کردن
put down <idiom> انتقاد کردن
review انتقاد کردن
tear down <idiom> انتقاد کردن
criticizes انتقاد کردن
reviewed انتقاد کردن
criticising انتقاد کردن
criticises انتقاد کردن
criticised انتقاد کردن
reviews انتقاد کردن
criticized انتقاد کردن
criticize انتقاد کردن
reviewing انتقاد کردن
without restraint ازادانه بدون جلوگیری
discant نوعی اواز به درازا بحث کردن
fustigate کوبیدن انتقاد کردن
review بازدید انتقاد کردن
pull to pieces سخت انتقاد کردن
flogs انتقاد سخت کردن
flogged انتقاد سخت کردن
reviews بازدید انتقاد کردن
flog انتقاد سخت کردن
reviewing بازدید انتقاد کردن
reviewed بازدید انتقاد کردن
run down <idiom> انتقاد کردن ،ایراد گرفتن
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
criticises انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizing انتقاد کردن نکوهش کردن
criticising انتقاد کردن نکوهش کردن
criticised انتقاد کردن نکوهش کردن
criticized انتقاد کردن نکوهش کردن
criticizes انتقاد کردن نکوهش کردن
criticize انتقاد کردن نکوهش کردن
cold test ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold thrust ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
orate نطق کردن خواندن
sight-reads فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
prelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
sight-reading فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to spell out بزحمت خواندن یا هجی کردن
sight-read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
to pipe up زدن یا خواندن اغاز کردن
praelect سخنرانی کردن خطا به خواندن
sight read فی البداهه خواندن یا اجرا کردن
recalled فرا خواندن احضار لغو کردن
recalls فرا خواندن احضار لغو کردن
recall فرا خواندن احضار لغو کردن
pops خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pop خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
voices اواز
songless بی اواز
sings اواز
sing اواز
voicing اواز
voice اواز
pray نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
praying نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prayed نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
prays نماز خواندن بدرگاه خدا استغاثه کردن خواستارشدن
loudmouthed بلند اواز
song اواز سرودروحانی
scat اواز بی معنی
singer اواز خوان
crooners اواز خوان
aria اواز یکنفره
arias اواز یکنفره
singers اواز خوان
aired اواز اهنگ
air اواز اهنگ
songfest مجلس اواز
deep mouthed گنده اواز
singsong یک وزن اواز
songs اواز سرودروحانی
yodeler اواز خوان
crooner اواز خوان
songster اواز خوان
songstress زن اواز خوان
airs اواز اهنگ
read head هد خواندن راس خواندن
opened آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
open آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
opens آماده کردن فایل پیش از رویدادن عملیات خواندن یا نوشتن
cantor اواز خوان مذهبی
triller اواز خوان باتحریر
serenader سراینده اواز عاشقانه
cadenzas قطعه اواز یکنفری
to sing to sleep با اواز یا لالایی خوابندن
cadenza قطعه اواز یکنفری
duo اواز یا موسیقی دونفری
tunes اهنگ صدا اواز
singin bird پرنده اواز خوان
tune اهنگ صدا اواز
cantabile مناسب برای اواز
duos اواز یا موسیقی دونفری
musicale مجلس ساز و اواز
study for bar دوره تعلیماتی و کاراموزی کانون وکلا را طی کردن درس حقوق خواندن
accompaniments ساز یا اواز همراهی کننده
glee club کلوب یا باشگاه اواز و سرود
callithump اواز یاتصنیف هزلی وتفریحی
hers is best مال اواز همه بهتراست
vaudeville درام دارای رقص و اواز
crashes خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashing خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashingly خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crash خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
crashed خطای ناشی از لمس کردن نوک خواندن / نوشتن سطح روی دیسک
censuring انتقاد
censures انتقاد
reviewal انتقاد
censured انتقاد
fustigation انتقاد
censure انتقاد
critiques فن انتقاد
critiques انتقاد
critic انتقاد
critics انتقاد
critique فن انتقاد
criticism انتقاد
criticisms انتقاد
animadversion انتقاد
critique انتقاد
criticalness انتقاد
can you pronounce him safe بگویید که اواز خطر محفوظ است
oratorios قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
acapella اواز دسته جمعی بسبک کلیسایی
quavering لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quavered لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
oratorio قطعه موسیقی و اواز همراه با گفتار
quavers لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
quaver لرزش و تحریر صدا در اواز ارتعاش
critically از روی انتقاد
raillery سرزنش انتقاد
dish out <idiom> انتقاد کوبنده
hypercritical مفرط در انتقاد
book review انتقاد از کتاب
hypercriticism افراط در انتقاد
criticizable قابل انتقاد
critic انتقاد کننده
critics انتقاد کننده
self criticism انتقاد از خود
diatribe انتقاد تلخ
slashing criticism انتقاد سخت
criticizable انتقاد پذیر
diatribes انتقاد تلخ
hatchet jobs انتقاد غرضآمیز
gaff انتقاد نفرین
verbalism انتقاد لفظی
hatchet job انتقاد غرضآمیز
censurable انتقاد امیز
accompanists همراهی کننده با اواز یاسازی چون پیانو
we sang them home ایشان را با اواز و سرود تامنزلشان همراهی کردیم
head crash برخورد فیزیکی نوک خواندن /نوشتن با سطح دیسک برخورد نوک خواندن ونوشتن با سطح ضبط شونده یک دیسک سخت که نتیجه اش از دست اطلاعات میباشد خرابی هد
hypercritically از روی انتقاد و مفرط
criticizing مورد انتقاد قراردادن
draw fire <idiom> مورد انتقاد قرارگرفتن
self critical انتقاد کننده از خود
renouncer سرزنش و انتقاد کننده
criticised مورد انتقاد قراردادن
criticize مورد انتقاد قراردادن
criticises مورد انتقاد قراردادن
criticized مورد انتقاد قراردادن
criticising مورد انتقاد قراردادن
criticizes مورد انتقاد قراردادن
hypercritic انتقاد سخت وموشکافی
sacred cow شخص مصون از انتقاد
sacred cows شخص مصون از انتقاد
antistrophe حرکت از چپ براست نمایشگران هنگام اواز دسته جمعی
quintet قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballads تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
quintette قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
quintets قطعه موسیقی مخصوص ساز و اواز پنج نفری
ballad تصنیف اواز یکنفری که در ضمن ان داستانی بیان میشود
extends فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
critique جلسه انتقاد بعد ازعملیات
to be vulnerable [exposed] to criticism خود را در معرض انتقاد گذاشتن
to be under fire سخت مورد انتقاد قراردادن
to incur a criticism مورد انتقاد واقع شدن
critic report گزارش نتیجه جلسه انتقاد
critiques جلسه انتقاد بعد ازعملیات
songfest دستهای که اواز معروفومحبوب یا اهنگهای محلی جالبی را اجراء میکنند
pick to pieces سخت مورد انتقاد قرار دادن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com