Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 219 (40 milliseconds)
English
Persian
To live on borrowed money . To play for time .
این کلاه آن کلاه کردن ( کلاه کلاه کردن )
Search result with all words
square
مرتب کردن کلاه
squared
مرتب کردن کلاه
squares
مرتب کردن کلاه
squaring
مرتب کردن کلاه
swindle
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindled
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
swindles
کلاه گذاشتن یابرداشتن کلاهبرداری کردن
defraud
کلاه برداری کردن
defrauded
کلاه برداری کردن
defrauding
کلاه برداری کردن
defrauds
کلاه برداری کردن
spear
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
speared
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears
سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
salami technique
کلاه برداری کامپیوتری توسط تراکنشهای جدا وکوچک که دنبال کردن آنها وتشخیص آنها مشکل است
to block a hat
قالب کردن یک کلاه
To search ones conscience .
کلاه خود را قا ضی کردن
Other Matches
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
glengarry
نوعی کلاه شبیه کلاه بره که کوهستانیهای اسکاتلند بسرمیگذارند
casks
کلاه جنگی کلاه خود
cask
کلاه جنگی کلاه خود
get round the law
با کلاه شرعی از اجرای قانون طفره رفتن کلاه شرعی سرچیزی گذاشتن
jasey
کلاه گیس کلاه گیس تهیه شده از پشم تابیده
modiste
کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
ice-caps
یخ کلاه
ice cap
یخ کلاه
panache
پر کلاه
chapeau
کلاه
head piece
کلاه
beau
کج کلاه
aigret
گل کلاه
cappa
کلاه
capped
کلاه
jack a dandy
کج کلاه
pretty fellow
کج کلاه
opera hat
کلاه له شو
hats
کلاه
nightcaps
شب کلاه
bilk
کلاه سر
cap
کلاه
nightcap
شب کلاه
headgear
کلاه
pompom
گل کلاه
ice-cap
یخ کلاه
hat
کلاه
crash helmets
کلاه ایمنی
panama hat
کلاه پاناما
panama hats
کلاه پاناما
wig
کلاه گیس
fraud
کلاه برداری
hood
کلاه خود
wigs
کلاه گیس
rug
[American E]
کلاه گیس
kepi
کلاه کپی
black cap
کلاه سیاه
helmets
کلاه اهنی
fraudulence
کلاه برداری
hood
کلاه اهنی
helmet
کلاه اهنی
fools cap
کلاه قیفی
fop
کج کلاه ابله
helmet
کلاه خود
belvidere
کلاه فرنگی
swindled
کلاه برداری
swindle
کلاه برداری
Welsh
کلاه گذاشتن
bareheaded
بدون کلاه
helmets
کلاه خود
hoods
کلاه خود
hoods
کلاه اهنی
milliner
کلاه فروش
swindles
کلاه برداری
cocking
کج نهادگی کلاه
milliners
کلاه فروش
capping
کلاه سازی
fraudulent
کلاه بردار
cocks
کج نهادگی کلاه
belvedere
کلاه فرنگی
hatter
کلاه فروش
balaclavas
کلاه دوچشمی
hatpin
گیرهی کلاه
hatpins
گیرهی کلاه
hat
کلاه کاردینالی
mutch
کلاه کتانی
hats
کلاه کاردینالی
caskets
کلاه خدمت
tricone
کلاه سه ترک
postiche
کلاه گیس
welch
کلاه گذاشتن
streamers
نوارلباس یا کلاه
rip-off
کلاه برداری
balaclava
کلاه دوچشمی
swindler
کلاه گذار
miyred
کلاه دار
bathing cap
کلاه حمام
bathing caps
کلاه حمام
periwig
کلاه گیس
swindlers
کلاه گذار
swindler
کلاه بردار
peruke
کلاه گیس
petasus
کلاه بالدار
swindlers
کلاه بردار
hairpiece
کلاه گیس
hairpieces
کلاه گیس
pitch cap
کلاه زفت
streamer
نوارلباس یا کلاه
casket
کلاه خدمت
mantle
کلاه توری
door lintel
کلاه چهارچوب
tricorn
کلاه سه ترک
tiara
کلاه پادشاهی
tiaras
کلاه پادشاهی
hatbox
جعبه کلاه
hatboxes
جعبه کلاه
pavilions
کلاه فرنگی
pavilion
کلاه فرنگی
pergolas
کلاه فرنگی
cock
کج نهادگی کلاه
pergola
کلاه فرنگی
berets
کلاه بره
plume
پر کلاه زنان تل
rip-offs
کلاه برداری
stetson
کلاه کابوی
stetson
کلاه وسترن
stetsons
کلاه کابوی
stetsons
کلاه وسترن
skullcap
کلاه بره
trilbies
کلاه شاپو
rain cap
کلاه کریلی
rain hat
کلاه بارانی
skullcaps
کلاه بره
mantles
کلاه توری
beret
کلاه بره
uncap
کلاه از سر برداشتن
polls
راس کلاه
plumes
پر کلاه زنان تل
steel helmet
کلاه اهنی
gaud
کلاه برداری
casque
کلاه خود
polled
راس کلاه
cockade
نشان کلاه
hat tree
کلاه اویز
hat in hand
کلاه دردست
hat block
قالب کلاه
avant-sorps
کلاه فرنگی
d's cap
کلاه قیفی
bonnet
کلاه سرگذاشتن
summer house
کلاه فرنگی
galea
کلاه خود
steel cap
کلاه فولادی
snowcap
برف کلاه
frauds
کلاه برداری
high hat
کلاه بلند
helmet liner
کلاه کاسک
crush hat
کلاه بازیگرخانه
poll
راس کلاه
bonnets
کلاه سرگذاشتن
service cap
کلاه خدمت
helmet liner
کلاه فیبری
She was left out in the cold . she was left high and dry .
سرش بی کلاه ماند
aigrette
مرغ ماهیخوار کلاه پر
peaking
کلاه نوک تیز
hooded anorak
کاپشن کلاه دار
busbies
یکجور کلاه پوستی
fedora
کلاه نمدی مردانه
i was bitten
کلاه سرم رفت
capuche
باشلق یا کلاه شنل
to bewig
کلاه گیس زدن
capeline
نوعی کلاه زنانه
crash helmets
کلاه خود ایمنی
outfox
کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxed
کلاه سرکسی گذاشتن
sun hat
کلاه افتاب گیر
outfoxes
کلاه سرکسی گذاشتن
outfoxing
کلاه سرکسی گذاشتن
sung hat
کلاه افتاب گیر
peaks
کلاه نوک تیز
capeline
کلاه خود کوچک
sunbonnet
کلاه افتابی زنانه
balaclava
نوعی کلاه اسکی
balaclavas
نوعی کلاه اسکی
porringer
کلاه کاسه مانند
headguard
کلاه تمرین بوکس
headharness
کلاه تمرین بوکس
leghorn
کلاه سبدی ایتالیایی
casquet
کلاه خودسبک وباز
postilion
نوعی کلاه زنانه
postillion
نوعی کلاه زنانه
pot hat
کلاه وکلای دادگستری
hatbands
روبان دور کلاه
hatband
روبان دور کلاه
gloriette
عمارت کلاه فرنگی
to sel a person a pup
کلاه کسیرا برداشتن
top hat
کلاه مردانه استوانهای
shiner
ستاره کلاه ابریشمی
lappet
لبه اویخته کلاه
pavilion
عمارت کلاه فرنگی
tin hat
کلاه خود فلزی
peak
کلاه نوک تیز
shako
کلاه بلند نظامی
porkpie hat
کلاه تمام لبه
busby
یکجور کلاه پوستی
head gear
کلاه تمرین بوکس
top hats
کلاه مردانه استوانهای
pavilions
عمارت کلاه فرنگی
tipcat
کلاه نوک تیز
periwigged
کلاه گیس دار
gaskets
یکنوع کلاه کاسک
fur ruff
کلاه پشمی کت پارکا
tri corn
کلاه سه گوشه سه شاخه
steel helmet
کلاه خود اهنی
gross f.
کلاه برداری بزرگ
chatri
[کلاه فرنگی هندی]
neck or nothing
یا سر میرود یا کلاه می اید
barbers block
قالب کلاه گیس
cucullate
شبیه کلاه خود
burgonet
نوعی کلاه خود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com